خلاصه داستان: فیلم «جوی» یک درام بیوگرافی-کمدی است که داستان جوی مانگانو، زنی خلاق و مصمم را روایت میکند که در لانگ آیلند نیویورک با مادرش، مادربزرگش، پدر مطلقهاش و دو فرزندش زندگی میکند. جوی که از کودکی ایدههای نوآورانهای مانند اختراعات ساده داشته، با مشکلات مالی و خانوادگی دستوپنجه نرم میکند. او پس از ناامیدی از شغلهای کمدرآمد و زندگی آشوبناک خانوادگی، یک زمینشوی معجزهآسا (Miracle Mop) اختراع میکند که زندگیاش را تغییر میدهد. جوی با کمک سرمایهگذاری از دوست خانوادگی و مذاکره با شبکه خرید خانگی QVC، محصولش را به بازار معرفی میکند، اما با چالشهایی مانند خیانت شریک تجاری، مشکلات تولید و رقابتهای تجاری مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند ارائه جوی در QVC و رویارویی با پدرش در بالتیمور، به موضوعات پشتکار، استقلال زنان و موفقیت در برابر موانع میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پراکنده، لحن ناهماهنگ بین کمدی و درام، و شخصیتپردازی ضعیف نقشهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی اصلی، طراحی صحنه دهه ۹۰ و پیام الهامبخش تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و پایانبندی عجولانه نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «هیچکجا» یک تریلر بقا است که داستان میا، زنی باردار را دنبال میکند که به همراه همسرش نیکو از اسپانیای تحت حاکمیت یک رژیم توتالیتر که در پی کمبود منابع، کودکان، سالمندان و زنان باردار را هدف قرار داده، فرار میکند. آنها که پیشتر دختر اولشان، اوما، را به دست نیروهای نظامی از دست دادهاند، در کانتینری دریایی مخفی میشوند تا به ایرلند برسند. پس از جدایی اجباری در حین فرار، میا به تنهایی در کانتینر گرفتار میشود که پس از طوفانی شدید به دریا پرتاب شده و در اقیانوس سرگردان میماند. میا که در این فضای تنگ و پر از خطر زایمان میکند، با چالشهایی مانند گرسنگی، کمآبی، و زخمهای جسمانی روبهرو میشود و با استفاده از ابزارهای محدودی مانند دریل و ظروف پلاستیکی، برای بقای خود و نوزادش مبارزه میکند. فیلم با صحنههایی مانند خودجراحی و تلاش برای تماس با نیکو از طریق تلفن همراه آسیبدیده، به موضوعات مادرانگی، استقامت و امید در برابر ناامیدی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان تکراری، برخی اتفاقات غیرمنطقی مانند دوام طولانی تلفن در رطوبت، و ریتم کند در بخشهای میانی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی میا، فضای claustrophobic کانتینر، و شدت عاطفی تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «ماهی قرمز» یک درام خانوادگی است که داستان آنامیکا، دختری از ازدواجی با فرهنگهای متفاوت را روایت میکند که به خانه کودکیاش بازمیگردد تا از مادرش سادانا، که به تازگی دچار زوال عقل شده، مراقبت کند. آنامیکا که سالهاست با مادرش رابطهای سرد و پرتنش داشته، با محلهای مواجه میشود که به سختی به خاطر میآورد و مادری که گاهی او را نمیشناسد. سادانا، خواننده سابق موسیقی کلاسیک هندی، با خاطرات محو و گذشتهای پر از زخمهای عاطفی دستوپنجه نرم میکند. با کمک همسایگان مهربان، از جمله لاکشمی، آنامیکا تلاش میکند تا با گذشتهاش آشتی کند و با احساس گناه و مسئولیت نسبت به مادرش کنار بیاید، در حالی که سادانا گاهی از گذشتهاش با حسرت و گاهی با شادی یاد میکند. فیلم با صحنههای احساسی مانند کمک همسایگان در حمام و موسیقی کلاسیک هندی، به موضوعات حافظه، بخشش، هویت و پیوندهای خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامهای با جزییات کم و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، فضای نوستالژیک و موسیقی متن تحسین شدند، اما داستان تکراری و ویرایش ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دوم ۳» یک اکشن-جنایی-هیجانی است که داستان ساحر، یک شعبدهباز و دزد ماهر را دنبال میکند که با مهارتهای تردستی و برنامهریزی دقیق، از بانکهای شیکاگو سرقت میکند تا انتقام مرگ پدرش را بگیرد، که به دلیل فشارهای مالی بانک وسترن به خودکشی واداشته شده بود. جَی دیکسیت، پلیس سرسخت هندی، به همراه دستیارش علی برای دستگیری ساحر به شیکاگو فرستاده میشوند. ساحر که در سیرک بزرگ شیکاگو کار میکند، با آلیا، رقاصی بااستعداد، همکاری میکند و رابطهای عاطفی بین آنها شکل میگیرد. جَی با افسر پلیس شیکاگو، ویکتوریا، همکاری میکند تا تلهای برای ساحر بگذارد، اما نقشههای ساحر با استفاده از موتورسیکلت و تردستی، آنها را ناکام میگذارد. داستان با تعقیبوگریزهای پرهیجان مانند فرار روی پل، پیچشهای داستانی مانند هویت دوگانه ساحر، و صحنههای احساسی از گذشته او، به موضوعات انتقام، عشق و وفاداری میپردازد. فیلم با صحنهای در سد شیکاگو به اوج میرسد که ساحر با انتخابی دراماتیک مواجه میشود. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم کند در نیمه اول، و تمرکز بیشازحد روی جلوههای بصری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن خلاقانه، موسیقی متن مانند «Malang» و «Kamli»، و اجراهای اصلی تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «لانه دزدان» یک اکشن-جنایی است که داستان نیک اوبراین، کارآگاه خشن اداره کلانتری لسآنجلس، را دنبال میکند که با گروهی از سارقان حرفهای بانک به رهبری ری مریمن، یک مجرم باهوش و بیرحم، درگیر میشود. مریمن و تیمش، از جمله دانی والش و لوی انسون، نقشهای پیچیده برای سرقت از بانک ذخیره فدرال لسآنجلس دارند، جایی که میلیاردها دلار پول خارج از گردش نگهداری میشود. نیک، که زندگی شخصیاش به دلیل اعتیاد به الکل و جدایی از همسرش دبی متزلزل است، با تیمش، از جمله تونی و مورالس، تلاش میکند تا این سرقت غیرممکن را متوقف کند. داستان با تعقیبوگریزهای پرتنش، تیراندازیهای خیابانی، و پیچشهای داستانی مانند خیانت دانی به گروه، به موضوعات وفاداری، قانون و جرم، و تقابل ارادهها میپردازد. فیلم با صحنهای در ترافیک لسآنجلس و الهام از «مخمصه» به اوج میرسد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به فیلمهای جنایی دهه ۹۰، شخصیتپردازی سطحی زنان، و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، صحنههای اکشن، و فضای خشن لسآنجلس تحسین شدند، اما داستان کلیشهای و ریتم گاه کند نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دوم» یک اکشن-جنایی-هیجانی است که داستان کبیر، یک سارق حرفهای و رهبر گروهی از موتورسواران ماهر را دنبال میکند که با سرقتهای جسورانه بانکها و جواهرفروشیهای بمبئی، پلیس را به چالش میکشند. جَی دیکسیت، یک افسر پلیس باهوش و سرسخت، مأمور میشود تا این گروه را دستگیر کند. او با علی، یک مکانیک موتورسیکلت و تبهکار خردهپا که به دلیل مهارتش در رانندگی استخدام میشود، همکاری میکند. کبیر که نقشههایش با دقت و سرعت اجرا میشود، با استفاده از موتورسیکلتهای پرقدرت، بارها از دست جَی و تیمش فرار میکند. داستان با تعقیبوگریزهای پرهیجان مانند صحنههای موتورسواری در خیابانهای شلوغ بمبئی، طنز ناشی از شخصیت غیرمتعارف علی، و پیچشهایی مانند خیانت در گروه کبیر، به موضوعات قانون در برابر جرم، دوستی و رقابت میپردازد. فیلم با رویارویی نهایی جَی و کبیر در بندر به اوج میرسد. با این حال، به دلیل داستان ساده، شخصیتپردازی محدود نقشهای فرعی مانند شیلا، و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن نوآورانه، موسیقی متن پرانرژی مانند «Dhoom Machale»، و شیمی بین شخصیتهای اصلی تحسین شدند، اما فیلمنامه کلیشهای و فقدان عمق در انگیزههای کبیر نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «قهوه یا چای؟» یک کمدی-درام است که داستان سه جوان با شخصیتهای کاملاً متفاوت را روایت میکند. این سه نفر از شهر بزرگ به روستایی هزارساله در یوننان بازمیگردند و در آنجا سفری دیوانهوار و رویایی را آغاز میکنند. یکی از آنها که پس از شکست در کسبوکارش ناامید شده، با یک پیک پرشور که قصد دارد کسبوکار تحویل کالا را در زادگاهش راهاندازی کند، همراه میشود. در روستا، آنها با دوستی قدیمی که قهوهای منحصربهفرد پرورش داده، آشنا میشوند و با ترکیب مهارتهایشان، کسبوکاری جهانی برای فروش قهوه راهاندازی میکنند. فیلم با صحنههای طنز مانند حیوانات عجیب (از جمله خوکی سخنگو)، مناظر سرسبز یوننان، و موسیقی شاد، به موضوعات دوستی، جاهطلبی، و احیای سنتها در برابر مدرنیته میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، استفاده بیشازحد از جلوههای CGI ضعیف، و سادهسازی مشکلات کسبوکار، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۶.۰/۱۰ در IMDb، ۸۰٪ در راتن تومیتوز). فضای پرنشاط، پویایی بازیگران، و پیامهای احساسی درباره خانواده و ریشهها تحسین شدند، اما داستان سطحی و طنز گاه کلیشهای نقد شدند.
خلاصه داستان: سریال «دکستر: رستاخیز» یک درام جنایی است که دنبالهای بر «دکستر: خون تازه» و سریال اصلی «دکستر» محسوب میشود . داستان چند هفته پس از «خون تازه» رخ میدهد، جایی که دکستر مورگان (مایکل سی. هال)، پس از اصابت گلوله توسط پسرش هریسون (جک آلکات) و زنده ماندن به لطف سرمای شدید، از کما بیدار میشود. او که متوجه رنجی که به هریسون وارد کرده، به نیویورک سیتی میرود تا او را پیدا کند و اوضاع را درست کند. اما کاپیتان آنخل باتیستا (دیوید زایاس) از پلیس متروی میامی با سؤالاتی درباره گذشته دکستر وارد داستان میشود. دکستر که بهعنوان راننده rideshare فعالیت میکند، با لئون پراتر (پیتر دینکلیج)، میلیاردری که مجموعهای از قاتلان زنجیرهای مانند لاوِل (نیل پاتریک هریس) و میا (کریستن ریتر) را گردآوری کرده، آشنا میشود. سریال با حضور شخصیتهایی مانند هری مورگان (جیمز رمار) و بازگشت کوتاه آرتور میچل (جان لیتگو) و میگل پرادو (جیمی اسمیتس)، به موضوعات تاریکی درونی، رستگاری و رابطه پدر و پسر میپردازد
خلاصه داستان: سریال «وایکینگها» یک درام تاریخی کانادایی-ایرلندی به نویسندگی و خلق مایکل هرست است که از ۳ مارس ۲۰۱۳ تا ۳۰ دسامبر ۲۰۲۰ از شبکه History پخش شد و فصل ششم آن در برخی کشورها ابتدا در آمازون پرایم ویدیو منتشر شد. این سریال که با الهام از حماسههای راگنار لودبروک، یکی از معروفترین قهرمانان افسانهای نورس، ساخته شده، داستان راگنار (تراویس فیمل)، کشاورزی وایکینگ از کاتگات را دنبال میکند که با جاهطلبی برای کاوش و غارت سرزمینهای دوردست غربی، برخلاف دستورات ارل هارالدسون (گابریل بیرن)، با کمک دوستش فلوکی (گوستاف اسکاشگورد) کشتیهای جدیدی میسازد. راگنار با همسرش لاگرتا (کاترین وینیک)، یک سپربانوی قدرتمند، و برادرش رولو (کلایو استندن) به انگلستان حمله میکند و به شهرت میرسد. سریال در فصول بعدی به ماجراهای پسران راگنار، از جمله بیورن (الکساندر لودویگ) و ایوار (الکس هوگ اندرسن)، و روابط پیچیده خانوادگی و سیاسی، از جمله با پادشاه اکبرت وسکس (لینوس روچ)، میپردازد. سریال با صحنههای اکشن حماسی مانند حمله به لیندیسفارن، موسیقی متن «If I Had a Heart» از فیور ری، و مضامین وفاداری، خیانت، و ایمان، به موضوعات اساطیر نورس، خانواده و قدرت میپردازد. با این حال، به دلیل نادرستیهای تاریخی، افت کیفیت پس از خروج فیمل در فصل چهارم، و ریتم کند در فصول بعدی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۵/۱۰۰ در IMDb، ۹۳٪ در راتن تومیتوز). بازی فیمل، وینیک، لودویگ و اندرسن، فیلمبرداری در ایرلند، و طراحی صحنه تحسین شدند، اما داستان صابونی و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند. سریال با ۸۹ قسمت در شش فصل به پایان رسید و دنبالهای به نام «وایکینگها: والهالا» در نتفلیکس در سال ۲۰۲۲ منتشر شد.
خلاصه داستان: فیلم «ده روز یک مرد کنجکاو» (به ترکی: Meraklı Adamın 10 Günü) یک تریلر جنایی-درام ترکی به کارگردانی اولوچ بایراکتار و نویسندگی مهمت اروغلو و داملا سریم است که سومین قسمت از مجموعه «ده روز» پس از «ده روز یک مرد خوب» و «ده روز یک مرد بد» محسوب میشود. این فیلم که بر اساس رمانی از مهمت اروغلو ساخته شده و در ۷ نوامبر ۲۰۲۴ در نتفلیکس منتشر شد، داستان صادق عادل اوزچال (نجات ایشلر)، وکیلی که حالا نویسندهای ناموفق است، را دنبال میکند. صادق که در استانبول زندگی میکند، پس از رد شدن رمانش به دلیل «عدم هیجان»، به دنبال سوژهای برای کتاب جدیدش، درگیر پرونده ناپدید شدن موتنا، یک بلاگر معروف، میشود. تحقیقات او از طریق گفتوگو با افرادی مانند شازیه (صنای گورلر)، گوزین، و دوستپسر موتنا، متلیک (رضا کوجااوغلو)، او را به شبکهای خطرناک از گمانهزنیهای املاک و جنایتهای مرتبط با یوکسل زینچیرلی، مدیر یک شرکت، میکشاند. صادق با کمک حسو و زینل، و رابطهای بحثبرانگیز با پینار (ایلایدا آکدغان)، با ماجراهایی مرگبار مواجه میشود که شامل قتل، باجگیری و فریب است. فیلم با طنز گاهبهگاه، صحنههای اکشن مانند تیراندازی، و موسیقی متن، به موضوعات جاهطلبی، رستگاری و اخلاقیات میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، داستان پیچیده، فیلمنامه ضعیف، و رابطه عاشقانه غیرقابلباور صادق و پینار که به نظر برخی منتقدان «مردمحور» است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۸٪ در راتن تومیتوز، ۵.۷/۱۰ در IMDb). بازی ایشلر و آکدغان، کارگردانی شیک و تصاویر زیبای استانبول تحسین شدند، اما شخصیتپردازی صادق بهعنوان کارآگاهی بیاثر و پایانبندی گنگ نقد شدند