خلاصه داستان: یک دختر هشت ساله و یتیم به نام «بث هارمن» شخصیتی ساکت و عبوس دارد و اهمین چندانی را نیز به ویژگیهای ظاهری خود نمیدهد. این موارد تا اولین تجربه وی در بازی شطرنج برقرار هستند چراکه از آن به بعد تمام حواس وی دقیقتر میشوند و با فکری بازتر به راه خود در این زمینه ادامه میدهد و...
خلاصه داستان: در سال 1989 میلادی و در آستانه انقلاب مخملی، ماری و همسرش ویکتور، پس از سال ها زندگی در تبعید، به کشور چکسلواکی بازمی گردند. در ادامه، آنها دچار یک سانحه رانندگی می شوند و...
خلاصه داستان: بعد از مرگ تعداد زیادی از مردم به وسیله ویروسی ساخته شده توسط انسان به اسم "Captain Trips، شخصی به اسم رندال فلگ معروف به مرد تاریکی که دارای قدرت های باور نکردنی ای می باشد ظهور می کند. سرنوشت بشر حالا در دست مادر ابیگیل 108 ساله و تعدادی دیگر از بازماندگان می باشد و...
خلاصه داستان: داستان درباره یک حمل کننده کوکائین است که راهی اروپا می شود تا با کارتل قدرتمند و جنایتکار ایتالیایی همکاری کند ، او سفر خود را از طریق مکزیک آغاز می کند و محموله اش را در سراسر اقیانوس اطلس به فروش می رساند و…
خلاصه داستان: دیدبانی ، نام سریالی کمدی و فانتزی میباشد که توسط سایمن الن ساخته شده است. داستان این سریال در شهر خیالی آنک-مورفورک روی میدهد جایی که ارتکاب جنایت قانونی است. سریال گروهی از پلیسهای شهر را دنبال میکند که دههها از وقوع فجایع در شهر محافظت کردهاند. آنها باید در مقابل نیرویی شیطانی ایستادگی کنند که میخواهد حیات را از بین ببرد و…
خلاصه داستان: در سال 2070 و پس از یک فاجعه جهانی، سه خواهر و برادر تصمیم گرفتند تا سرنوشت اروپا را تغییر دهند و آن را به چند کشور خرد تبدیل کردند که برای سلطه بر آن می جنگند و…
خلاصه داستان: داستان سریال اعتراف که براساس یک پرونده واقعی ساخته شده از این قرار است که یک کاراگاهی به نام استیو فولر تصمیم می گیرد تحت هر شرایطی قاتل یک زن را پیدا کند، حتی به قیمت از دست دادن شهرتش ...
خلاصه داستان: پسری فقیر برای پیدا کردن شغل باید در مسابقهای با بچههای فقیر دیگر شرکت کند. هرکدام از بچهها بهتر بتواند بچهای که پاهایش را در جنگ از دست دادهاست را برای رفتن به مدرسه کول بگیرد، برنده است. مسابقه آغاز میشود و سرانجام پسر فقیر برنده میشود. پسر در مقابل دریافت ۱ دلار دستمزد روزانه، هر روز پسر بیپا را مانند اسب به کول میکشد و با خود به مدرسه میبرد و میآورد. وقتی که او را بر کول خود دارد با خرها و اسبهایی که در کوچه رفت و آمد میکنند، مسابقه میدهد. او را در خانه به حمام میبرد و بر تاب سوار میکند اما پسر بیپا از او ناراضی است، چون آنطور که او میخواهد هنوز برایش اسب نشدهاست
خلاصه داستان: یک سریال تلویزیونی جدید نوشتهی «ابی مورگان» برندهی جایزهی «بفتا» و با بازی «نیکولا واکر». این مجموعه روایتگر داستان زندگی یک خانواده در لندن امروز است که در آن همراه اتفاقاتی که برای این خانواده میافتد با عشقها، وفاداریها و همینطور جداییها و مشغلههای آنها آشنا میشویم