خلاصه داستان: خبرنگار خارجی ما شیائو، همسرش پان ونجیا و مهندس میائو فنگ برای تعمیر یک ایستگاه پایه رفتند. اما این سه نفر توسط یک سازمان افراطی ربوده شدند. آنها در زندان با تاجر چینی خارج از کشور ژو ویجی آشنا شدند.
خلاصه داستان: خانوادهای از افراد خودمحور راهی سفر میشوند تا آرزوی زیارت پدربزرگشان را برآورده کنند، تا حدی برای جلوگیری از فرارهای مکرر پدربزرگ و تا حدودی برای پیدا کردن حواس پرتی از مشکلات شخصیشان.
خلاصه داستان: خبرنگار خارجی ما شیائو، همسرش پان ونجیا و مهندس میائو فنگ برای تعمیر یک ایستگاه پایه رفتند. اما این سه نفر توسط یک سازمان افراطی ربوده شدند. آنها در زندان با تاجر چینی خارج از کشور ژو ویجی آشنا شدند.
خلاصه داستان: از سکون در حومه شهر تا بی خوابی شهری، زندگی غریبه ها با هم تلاقی می کنند، بین ماندن و رفتن. آنها در بند رویاها و آرزوهای خاموش، به دنبال آغازی جدید می گردند.
خلاصه داستان: خاطرات یک زن، الکس دارکلی، معلمی میانسال را دنبال میکند که در دوران کودکیاش به جنون خودکشی منجر میشود و در هنگام زندگی با ابهام جنسی خود با امتناع و تعصب مواجه میشود.
خلاصه داستان: یک پسر 15 ساله یوروک از یک روستای دورافتاده مقدونیه در میان انتظارات والدین، محافظه کاری اجتماعی و عشق ممنوع به یک دختر موعود به موسیقی فرار می کند.
خلاصه داستان: هنگامی که یک درخت در شب سال نو سقوط کرده زنجیرهای از رویدادها را آغاز میکند که روابط آنها و دروغهایی را که به خود و یکدیگر میگویند، به چالش میکشد، چهار بزرگسال به فریب و آرزو میپردازند.