خلاصه داستان: بریک یک بازیکن سابق فوتبال الکلی است که روزهای خود را می نوشد و در برابر محبت های همسرش مقاومت می کند. ملاقات مجدد با پدر پایانی اش، خاطرات و افشاگری های زیادی را برای پدر و پسرش به همراه دارد.
خلاصه داستان: داستانی عاشقانه و پرماجرا را روایت میکند که حول محور دو خانواده ثروتمند و قدرتمند میچرخد. “مته” و “ناز”، فرزندان این دو خانواده، از کودکی با یکدیگر بزرگ شدهاند و خانوادهها از همان زمان، آیندهای مشترک برای آنها رقم زدهاند و قول ازدواج آنها را به یکدیگر دادهاند.
اما “مته” و “ناز” که در ناز و نعمت بزرگ شدهاند، هیچگاه طعم استقلال و انتخاب را نچشیدهاند. آنها به ناچار تن به ازدواجی میدهند که هیچ میلی به آن ندارند.
خلاصه داستان: حکایت زندگی خانواده ای است که در یکی از محله های فقیر شهر زندگی میکنند که در این خانواده “فیلیز” فرزند بزرگ خانواده همانند مادر آنها شده است. بعد از آنکه مادرش خانه را ترک کرد و دیگر به خانه برنگشت و با داشتن یک پدر الکلی فیلیز بدون اینکه شکایتی داشته باشد از ۵ خواهر و برادر خود نگهداری میکند و به این شکل به زندگی خود ادامه میدهد…
خلاصه داستان: در دوران جنگ جهانی دوم، یک آمریکایی ماجراجو به نام «ریک»، کافهای را در شهر کازابلانکا(در کشور مراکش) اداره میکند. او با دیدن معشوقهی سابق خود که اکنون با فرد دیگری ازدواج کرده است، خاطرات گذشتهی خود را مرور میکند
خلاصه داستان: این سریال حول محور شخصیت قدرتمند جامعه سوریه به نام الحکم است که فعالیت های غیرقانونی از جمله قاچاق مواد مخدر انجام می دهد. تمام نقشه های او توسط زنی که به دنبال انتقام قتل او است فاش می شود ...
خلاصه داستان: پتانسیل بالا؛ سریالی جنایی درام ساخته درو گادرد است. داستان درباره مورگان، مادری با سه فرزند است که به لطف ذهن استثناییاش، میتواند به حل یک جنایت کمک کند. او در شیفت کاری خود به عنوان نظافتچی در اداره پلیس، با بازچینی شواهد به کشف حقایق کمک میکند اما…
خلاصه داستان:
اوریو کامیهاته، دانشآموز دبیرستانی است که برای ورود به دانشکده پزشکی دانشگاه کیوتو تلاش میکند. پس از بزرگ شدن در یتیمخانه، اوریو توسط راهب ارشد معبد آماگامی پذیرفته میشود و به عنوان یک مهمان رایگان در آنجا زندگی میکند—در کنار سه خواهر زیبا و باوقار معبد: یائه، یونا و آساهی! اما شرط زندگی رایگان او در این معبد این است که باید با یکی از این خواهرها ازدواج کند و میراثدار معبد شود!
حالا اوریو چگونه با جلسات خواستگاری خود با این سه خواهر روبرو خواهد شد؟ علاوه بر آن، چالشهای بسیاری هم پیش روی معبد آماگامی قرار دارد. داستان یک کمدی رمانتیک شگفتانگیز آغاز میشود؛ جایی که اوریو زیر یک سقف با سه دختر زندگی میکند!
خلاصه داستان:
کنما کوزومه هیچگاه والیبال را سرگرمکننده یا هیجانانگیز ندانسته؛ برای او، تنها کاری است که در آن مهارت دارد. اما حالا تیم والیبال دبیرستان نکوما به مسابقات ملی بهار راه یافته و باید با رقبای دیرینهشان، دبیرستان کاراسونو، روبهرو شود. اکنون کنما وظیفه دارد تیم سرسخت و پیچیده کاراسونو را تحلیل کند و نکوما را به پیروزی برساند. از طرفی، او باید مقابل دوستش، شویو هیناتا، بازیکن کوتاه قد اما بسیار ماهر کاراسونو، قرار گیرد.
تاکنون، کاراسونو هرگز موفق به شکست نکُوما در مسابقات تمرینی نشده است. با این حال، برخلاف بیتفاوتی همیشگیاش، کنما هیجان کمی در مواجهه با کاراسونو در یک مسابقه رسمی و پرخطر بدون فرصت جبران احساس میکند. برای پیشروی به نیمهنهایی و بازگرداندن شکوه گذشته، کاراسونو باید راهی برای غلبه بر استراتژی هوشمندانه کنما پیدا کند و نکوما را در زمین خودشان شکست دهد.
خلاصه داستان:
تاکویا و ریکا همکارانی در یک آژانس مسافرتی در توکیو هستند. هر دو مجردند، اما مشکلی با این موضوع ندارند، چرا که هر دو درونگرا بوده و از زندگی آرام خود در خانه لذت میبرند. اما حالا محل کارشان به دنبال کارکنانی برای اعزام به دفتری در سیبری است، و اولویت با کارمندان مجرد است! ریکا که نمیخواهد منتقل شود، ایدهای به ذهنش میرسد: او نزد تاکویا میرود و پیشنهاد میدهد وانمود کنند که قرار است تا یک سال دیگر ازدواج کنند تا بتوانند همچنان در توکیو بمانند.
تنها مشکل اینجاست که آنها تقریبا هیچ شناختی از هم ندارند! آیا این دو همکار کم حرف موفق خواهند شد رابطهای جعلی را آغاز کنند؟ یا شاید این نمایش ساختگی راه را برای عشقی واقعی باز کند؟
خلاصه داستان:
داستان انیمه حول محور “سونهیرو ساساکی” میچرخد، یک دانشجوی دانشگاه که با بدهی سنگینی دست و پنجه نرم میکند و پزشکش به او خبر میدهد که تنها دو سال دیگر برای زندگی کردن فرصت دارد. سونهیرو که در افسردگی عمیقی فرو رفته، روزی از دست یک طلبکار فرار کرده و به دریا سقوط میکند. او توسط “هانا”، دختری که عاشق ماهیگیری است، نجات پیدا میکند. هانا به همراه دوستان ماهیگیرش”تاکاآکی”، سونهیرو را ترغیب میکنند تا برای اولین بار در زندگیاش ماهیگیری را تجربه کند.
به تدریج، سونهیرو با دیگر علاقهمندان به ماهیگیری دوست شده و کم کم زندگیاش رنگ امید پیدا میکند. او شروع به کار در فروشگاهی کوچک میکند؛ همان جایی که هانا و تاکاآکی نیز کار میکنند. هرچه بیشتر وارد دنیای ماهیگیری میشود، بیشتر شیفته این سرگرمی تازه خود شده و شاید سرنوشتش مسیر جدیدتری پیدا کند.
این انیمه پر از لحظات احساسی است که بیننده را دعوت میکند تا همراه با شخصیتها سفر کند؛ سفری نه تنها برای کشف لذتهای سادهای مثل ماهیگیری بلکه برای بازگشت دوباره به امیدهای گمشده زندگی.