خلاصه داستان: دو هیون دیگر نمی تواند همسرش را تحمل کند. او می خواهد طلاق بگیرد اما ضعیف است. او یک کازانووا را استخدام می کند تا او را اغوا کند و او را ترک کند. آیا او موفق خواهد شد؟
خلاصه داستان: یک پدر معتاد به کار که سعی می کند دخترش را در حین استراحت در لس آنجلس ملاقات کند، اما متوجه می شود که او ناپدید شده است، مجبور می شود با دوست پسر سابقش متحد شود تا او را در طول یک شب متحول کننده پیدا کند.
خلاصه داستان: مگی، مادری مجرد، دوباره با دخترش سامر در روستای توسکانی ارتباط برقرار میکند، جایی که با لوکا، یک معشوقه سابق آشنا میشود و زوجهای نامتجانس درک جدیدی پیدا میکنند.
خلاصه داستان: یک مخبر محرمانه جوان برای یک عملیات مخفی خطرناک فرستاده می شود. این نگاهی است بدون محدودیت به سربازان پیاده آسیب پذیر جنگ علیه مواد مخدر، جنایتکاران جوانی که تحت فشار قرار می گیرند تا برای پلیس کار کنند.
خلاصه داستان: یک بیوه از طبقه بالا عاشق یک مهدکودک بسیار جوانتر و سربهرو میشود که با مخالفت فرزندانش و انتقاد از همسالانش در کلوپ روستایی مواجه میشود.
خلاصه داستان: چن جیانشیا، دختری که از دوران کودکی در محیطی مردسالارانه زندگی میکرد، در مدرسه راهنمایی ژنهوا با پسر کوچک شورشی اما مهربان لی ران آشنا شد. او تنها چراغ زندگی چن جیانشیا شد. همدیگر را فدا کردند...