خلاصه داستان: "تمساح و پرنده کاکلدار" داستان لی نانان رو روایت میکنه، یه دختر جوون از یه شهر کوچیک که عاشق فرهنگ سنتی چین و معماریه. اون برای تحصیل توی دانشگاه بوردو توی فرانسه میره و بهطور اتفاقی به یه گروه تحقیق حیوانات ملحق میشه. اونجا با جو اروِن، یه نابغه معماری که به حفظ محیط زیست اعتقاد داره، آشنا میشه. این دو اول با هم کلکل دارن، چون دیدگاههاشون توی معماری متفاوته، ولی کمکم با کمک دوستشون گائو مو، به هم نزدیک میشن و عشقشون توی یه پروژه بزرگ معماری شکوفا میشه.
خلاصه داستان: این درام بر گروهی از کارآگاهان در بخش قتل پلیس سئول گانگنام متمرکز است که بر اساس موارد زندگی واقعی با تنوع مهارت ها و روش های تحقیقاتی ، جنایات را حل می کند. در خط مقدم تیم ضربه است ...
خلاصه داستان: "پازل جنایت" داستان هان سونگ مین رو روایت میکنه، یه روانشناس جنایی معروف که یهو اعتراف میکنه یه نامزد سیاسی رو کشته و به زندان میافته. یو هی، یه پروفایلر جنایی و عشق سابقش که پدرش توی یه قتل از دست داده، باور نمیکنه که اون واقعاً مقصره. اون برای پیدا کردن حقیقت، توی زندان با سونگ مین مصاحبه میکنه و این دو کمکم قطعات یه پازل پیچیده از قتلهای زنجیرهای رو کنار هم میذارن.
خلاصه داستان: "ساختن سرنوشت" داستان هان سانگ-اون رو روایت میکنه، یه دختر جوون که وقتی بچه بود با خانوادش به استرالیا مهاجرت کرد. سالها بعد، بعد از تموم کردن حقوق توی آمریکا، میخواد با دوستپسر آمریکاییش، الکس، ازدواج کنه. اما باباش که مخالف این ازدواجه، یه خواستگار کرهای به اسم کیم یو-جون، پسر بهترین دوستش، براش پیدا کرده. سانگ-اون مجبور میشه یه سال به کره برگرده و با یو-جون، یه دکتر سرسخت که به ازدواج علاقهای نداره، روبهرو میشه. این دو اول با هم مشکل دارن، ولی کمکم با هم متحد میشن تا نقشههای خانوادشون رو دور بزنن و سرنوشتشون رو خودشون بسازن.
خلاصه داستان: "بانوی دربار" داستان شنگ چو مو رو روایت میکنه، پسر یکی از ستونهای بنیانگذار امپراتوری تانگ، که زندگی بیهدف و تنبلی داره تا اینکه عاشق فو رو، دختر یه تاجر محلی، میشه. چو مو که شیفته فو رو میشه، تصمیم میگیره خودش رو بهتر کنه و با درس خوندن و رشد، دنبال عشقش بره. از اون طرف، فو رو با مهارتش توی بافت پارچه به دربار راه پیدا میکنه و توی دسیسههای خطرناک قصر گیر میافته. این دو باید با هوش و مهارتشون دشمناشون رو شکست بدن تا هم عشقشون رو نجات بدن هم کشورشون رو.
خلاصه داستان: "تکمیل" داستان شیا شی رو روایت میکنه، یه مرد جوون که بعد از یه تصادف غمانگیز که دوستش یه سانگ یو رو گرفت، ده سال با تروما زندگی کرده. دوستاش، لین شان هه و کوی جن یان، با یه بازی واقعیت مجازی اونو به دوران دبیرستانش برمیگردونن تا راز اون تصادف رو باز کنه. شیا شی توی این سفر مجازی با گذشتهش روبهرو میشه، دوستیهای از دسترفته رو زنده میکنه و راه شفای خودش رو پیدا میکنه.
خلاصه داستان: "عشق بد" داستان نا اینجونگ رو روایت میکنه، یه نوازنده ویولنسل موفق که عاشق لی سو-هوان، یه تاجر خوشتیپ میشه، اما نمیدونه اون متأهله. وقتی سو-هوان بهخاطر فشار خانوادگی رابطهشون رو تموم میکنه، اینجونگ همهچیز، از جمله توانایی نوازندگیش رو از دست میده. سالها بعد، با کانگ یانگ-کی، یه هنرمند که هنوز زخم عشق اولش رو داره، آشنا میشه. این دو عاشق هم میشن، اما سو-هوان دوباره پیداش میشه و یه مثلث عشقی پیچیده درست میکنه.
خلاصه داستان: داستان درباره یک پسر 19 ساله به نام میونگ-هون است که بعد از ماموریت ناموفق جاسوسی پدرش در کره شمالی، به همراه خواهر کوچیکترش به یه اردوگاه کار اجباری فرستاده میشه. برای نجات خواهرش، اون داوطلب میشه که به عنوان جاسوس به کره جنوبی بره. اونجا به عنوان یه پناهنده وارد دبیرستان میشه و با دختری به نام هه-این آشنا میشه که از قلدرها نجاتش میده. در حالی که سعی داره ماموریتش رو انجام بده، هم دولت کره جنوبی دنبالش میافته و هم یه قاتل از کره شمالی براش فرستاده میشه. این فیلم پر از اکشن و احساساته که مبارزه میونگ-هون برای زنده موندن و نجات خواهرش رو نشون میده.
خلاصه داستان: داستان درباره دو خانواده و دو زن است که به طور غیرمنتظرهای هویت دخترهاشون عوض میشه. جانگ بو-ری، دختری که تو یه خانواده فقیر بزرگ شده، یهو متوجه میشه که در واقع متعلق به یه خانواده ثروتمنده. از اون طرف، یون مین-جونگ که تو ناز و نعمت بزرگ شده، مجبور میشه با زندگی فقیرانه کنار بیاد. این سریال پر از درام خانوادگی، رقابت بر سر هنر هانبوک و تلاش برای پیدا کردن هویت واقعیه. بو-ری با قلب مهربونش سعی میکنه با گذشته و حال کنار بیاد، در حالی که مین-جونگ با نقشههای شرورانهاش همه چیز رو به هم میریزه.
خلاصه داستان: داستان درباره دو نفر به نامهای یون نا-مو و گیل ناک-وون است که در کودکی اولین عشق همدیگه بودن. نا-مو پسری ساکت و مرموز بود که پدرش یک قاتل زنجیرهای روانی بود، و ناک-وون دختری شاد و پر از محبت، فرزند یک بازیگر معروف. عشقشون با قتل پدر و مادر ناک-وون به دست پدر نا-مو به پایان میرسه. سالها بعد، نا-مو که حالا چائه دو-جین نام داره، یک کاراگاه شده و ناک-وون که حالا هان جائه-یی هست، بازیگریه که با گذشته دردناکش کنار میاد. اونا دوباره همدیگه رو پیدا میکنن و سعی میکنن زخمهاشون رو التیام بدن.