خلاصه داستان: زوئی دیگر؛ فیلمی کمدی به کارگردانی سارا زندیه است. زوئی میلر دختری باهوش و فعال در زمینه علوم کامپیوتر و IT است. یک روز ستاره فوتبال مدرسه به اسم زک دچار حادثه شده و به صورت موقت دچار فراموشی میشود. زک با فرد دیگری به اسم زوئی در ارتباط است و در این میان، زوئی میلر را با شخص مورد نظرش اشتباه میگیرد و همین مساله پیچیدگی های زیادی ایجاد میکند…
خلاصه داستان: زوجی جوان که بچه دار نمی شوند، صندوقچه ای حاوی آرزوهایشان را در حیاط پشتی منزلشان دفن می کنند. طولی نمی کشد که آنان صاحب یک پسربچه می شوند و نام او را «تیموتی» می گذارند اما...
خلاصه داستان: «شرمن کلامپ»، استاد دانشگاه و محقق زیست شیمی، به طرز وحشتناکی چاق است. او پس از این که دل باخته ی یکی از هم کارانش به نام «کارلاپرتی» می شود تصمیم می گیرد یک داروی لاغری جدید را روی خودش امتحان کند. اما بر اثر مصرف این دارو، «شرمن» تبدیل به مردی خودپسند و چشم چران می شود...
خلاصه داستان: اتاق کشتار؛ فیلمی کمدی مهیج به کارگردانی نیکول پائون است. یک دلال آثار هنری به نام پاتریس با یک قاتل به نام رجی و رئیسش گوردون برای اجرای نقشه یک پولشویی همکاری میکند اما…
خلاصه داستان: نگهبان؛ فیلمی ایرلندی در سبک کمدی به کارگردانی جان مایکل مکدونا است. «گری بویل» نگهبانی ساده در شهری کوچک است. او کد های شخصیتی خاص خودش را دارد و آدم شوخ طبعی ست. انسان تک رویی می باشد و آنقدر که باید از زندگی تجربه آموخته است و می خواهد زندگی اش را در آرامش سر کند. اما در همین حین پلیسی کشته می شود و برای بررسی پرونده ی قاچاق، پای ماموران اف بی آی به شهر باز می شود. او ابتدا خودش را بی تفاوت نشان می دهد، اما بعد از مدتی با یک مامور اف بی ای برای تحقیق بر روی پرونده همکاری می کند و …
خلاصه داستان: “موکوتو” دختری نوجوان است که پی به قدرتی خارق العاده در خود می برد. او می تواند در زمان به گذشته سفر کند و اتفاقات گذشته را تغییر دهد. او در ابتدا از این قدرت برای لذت بردن از زندگی و تفریح استفاده می کند. در زمان به گذشته باز می گردد. صبح پیش از رفتن به مدرسه مدت طولانی می خوابد و در امتحاناتش تقلب می کند. اما پس از مدتی متوجه می شود که این قدرت به علت دیگری در اختیار او گذاشته شده است و …
خلاصه داستان: این فیلم داستان خانوادهای را نقل میکند که اعضای آن متشکل از قاتلهای اجارهای هستند و برای یک سازمان تروریستی در سطح جهانی کار میکنند ولی در نتیجهی یک سری اشتباهاتی که انجام میدهند لو میروند و دیگر چارهای جز فرار از سازمان تروریستی که دنبالشان افتاده نخواهند داشت…
خلاصه داستان: داستان روایتگر خلبانی است که پسر یک کارخانه دار بزرگ است و با پاراگلایدر پرواز میکند.یک روز درحین پرواز با باد ناموافق روبرو میشود و به سمت کره شمالی میرود و در آن کشور فرود میاید.دختری که عضو ارتش کره شمالی است او را نجات میدهد و سعی میگکند تا اورا پنهان کند .در همین حال آنها به هم علاقمند میشوند...