خلاصه داستان: "بازیگران: عصر طلایی خودیها" داستان یه گروه جوون رو روایت میکنه که توی دنیای پررقابت شبکههای اجتماعی و اینفلوئنسرها سعی میکنن معروف بشن. کانگ مین هیوک، یه پسر سادهست که با کمک دوستاش و یه برنامه پخش زنده، وارد این دنیا میشه، اما با حسادت، دوستیهای شکننده و فشار موفقیت روبهرو میشه.
خلاصه داستان: "رسوایی پایتخت" داستان سون وو وان رو روایت میکنه، یه مرد جوون خوشگذرون توی کره دهه ۱۹۳۰ که زیر اشغال ژاپنه. اون با نا یئو کیونگ، یه معلم ساده و مبارز آزادیخواه، آشنا میشه. این دو که اول مثل آب و آتیشن، کمکم عاشق هم میشن و توی یه ماجرای پر از عشق، خیانت و مبارزه برای آزادی کشورشون گیر میافتن.
خلاصه داستان: "میتونیم عاشق بشیم؟" داستان سه زن توی دهه سیسالگیشون رو روایت میکنه: جونگ وان، یه مادر مطلقه که دنبال تعادل بین کار و زندگیه، سون می، یه معلم که از عشق ناامید شده، و کیونگ سو، یه نویسنده که با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکنه. این سه دوست با چالشهای عشق، خیانت و دوستی روبهرو میشن و سعی میکنن دوباره به زندگیشون معنا بدن.
خلاصه داستان: "میتونیم ازدواج کنیم؟" داستان هه یون و جونگ هون رو روایت میکنه، یه زوج که بعد از دو سال رابطه، تصمیم به ازدواج میگیرن. اما وقتی خانوادهها و دوستاشون وارد ماجرا میشن، با مشکلات و اختلافات زیادی روبهرو میشن. از مادر سختگیر هه یون گرفته تا رازهای پنهان جونگ هون، این سریال نشون میده که عشق برای ازدواج کافی نیست و باید از موانع زیادی رد بشن.
خلاصه داستان: "کافه مینامدانگ" داستان نام هان جون رو روایت میکنه، یه کارآگاه سابق که حالا یه فالگیر کلاهبرداره و توی کافه مینامدانگ با دوستاش کار میکنه. اون با استفاده از هوش و مهارتهاش، مشکلات مردم رو حل میکنه و پول درمیاره. وقتی با هان جه هی، یه کارآگاه جدی، روبهرو میشه، این دو توی یه پرونده قتل مرموز با هم همکاری میکنن و کمکم رازهای گذشتهشون رو میشه.
خلاصه داستان: "دلال" داستان سانگ هیون رو روایت میکنه، یه مرد میانسال که با دوستش دونگ سو توی یه کلیسا کار میکنه و بچههای ناخواسته رو که مادراشون توی جعبه بچه میذارن، میفروشه. وقتی یه مادر جوون، سو یانگ، برمیگرده تا بچهاش رو پس بگیره، به اونا ملحق میشه و این سه نفر با یه سفر جادهای عجیب، رابطهای غیرمنتظره شکل میدن. دو کارآگاه هم دنبالشونن تا این تجارت غیرقانونی رو متوقف کنن.
خلاصه داستان: "بیارش جلو، روح" داستان پارک بونگ پال رو روایت میکنه، یه دانشجوی جوون که میتونه ارواح رو ببینه و برای پول درآوردن اونا رو شکار میکنه. اون با کیم هیون جی، یه روح سرگردون که موقع مرگش دانشآموز بوده، روبهرو میشه. این دو با هم شروع به حل راز مرگ هیون جی میکنن و توی این مسیر با یه استاد مرموز و ارواح خطرناک روبهرو میشن.
خلاصه داستان: "میراث درخشان" داستان بو یونگ بائه رو روایت میکنه، یه مرد ۸۰ ساله ثروتمند که صاحب یه رستوران معروف رشتهفرنگیه. وقتی خانوادش بخاطر پول باهاش بد میشن، تصمیم میگیره با گوك سو جانگ، یه زن جوون مهربون، یه ازدواج صوری کنه تا وارثش بشه. این نقشه ساده کمکم به یه رابطه واقعی تبدیل میشه و زندگی هر دو رو عوض میکنه.
خلاصه داستان: "براوو، زندگی من" داستان سئو دونگ هی رو روایت میکنه، یه مادر مجرد که بعد از به دنیا آوردن بچهاش توی جوونی، حالا توی یه شرکت طراحی کار میکنه. اون با کانگ چا یول، پسر رئیس شرکت که از خانوادش جدا افتاده، آشنا میشه. این دو با هم روبهرو شدن با مشکلات زندگی و خانوادگیشون، کمکم به هم تکیه میکنن و عشق بینشون شکل میگیره.
خلاصه داستان: "همکاری مغزها" داستان شین ها رو رو روایت میکنه، یه دانشمند عصبشناس خودخواه اما باهوش که با گوم میونگ سه، یه کارآگاه پرشور، توی حل پروندههای جنایی همکاری میکنه. این دو که شخصیتهاشون زمین تا آسمون فرق داره، با ترکیب علم مغز و مهارتهای پلیسی، راز قتلهای عجیب رو باز میکنن و کمکم به هم نزدیکتر میشن.