خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم کمدی و ماجراجویی «مردی از انسیانو» محصول سال ۱۹۹۲ به کارگردانی لس میفیلد، داستان دو نوجوان به نامهای دیو (شان استایلز) و کریس (پائولی شور) را روایت میکند که در حیاط خانه دیو در حومه انسیونو در حال حفاری استخر هستند و به طور تصادفی یک انسان ماقبلتاریخ به نام لینکاویچ (برندان فریزر) را که در یخ مدفون شده، کشف میکنند. پس از ذوب شدن یخ، این غارنشین باستانی زنده میشود و دوستی شگفتانگیزی بین او و نوجوانان شکل میگیرد. آنها سعی میکنند لینکاویچ را با زندگی مدرن در دبیرستان آشنا کنند و او را به عنوان یک دانشآموز عادی جا بزنند. این حضور عجیب و غریب به آنها کمک میکند تا محبوبیت بیشتری کسب کنند و با مشکلات اجتماعی خود روبرو شوند، اما در نهایت باید با پیامدهای این راز بزرگ دست و پنجه نرم کنند.
خلاصه داستان: فیلم سربازان کوچک (Small Soldiers) محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی جو دانته، داستان جذابی از درگیری بین دو گروه اسباببازی هوشمند را روایت میکند. در این فیلم، شرکت اسباببازی سازی گلوبوک (Globotech) تراشههای نظامی پیشرفته را به طور تصادفی در عروسکهای خود تعبیه میکند و باعث میشود دو گروه اسباببازی، یعنی کماندوهای گوریلگونه (Gorgonites) به رهبری آرچر (با صدای فرانک لانگلا) و سربازان کماندو (Commando Elite) به رهبری چیپ هازارد (با صدای تامی لی جونز)، به موجوداتی هوشمند و مستقل تبدیل شوند. سربازان کماندو که برای نابودی گوریلها برنامهریزی شدهاند، شروع به حمله به نوجوانی به نام آلن (گریگوری اسمیت) و همسایهاش کریستی (کیرستن دانست) میکنند که سعی در محافظت از گوریلهای صلحطلب دارند. این فیلم ترکیبی هیجانانگیز از اکشن، کمدی و فناوری را ارائه میدهد و با جلوههای ویژهی پیشرفتهی زمان خود، نبرد بین اسباببازیها را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی محصول سال ۱۹۹۷ به کارگردانی استیون کسلر و با بازی چوی چیس، بیورلی دی آنجلو و رندی کواید است. کلارک گریسوولد (چوی چیس) تصمیم میگیرد خانوادهاش را برای تعطیلات به لاس وگاس ببرد تا شانس خود را در قمار بیازمایند. اما سفر آنها به سرعت به یک سری اتفاقات خندهدار و پیچیده تبدیل میشود: کلارک در تلاش برای بردن یک ماشین اسپورت لوکس، پسرش در پی جلب توجه یک دختر جوان، دخترش عاشق یک هنرمند میشود و همسرش الن (بیورلی دی آنجلو) با شخصیت جذابی به نام وِگنِر آشنا میشود. این چهارمین قسمت از سری فیلمهای «تعطیلات ملی» است که با طنز خاص خود، ماجراهای خانوادهای معمولی را در شهری که هیچچیز در آن معمولی نیست به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک فیلم علمی-تخیلی کمدی ترکی به کارگردانی جمیل بایار که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. آراز، فروشنده فرش جوانی که توسط بیگانگان ربوده میشود، خود را در سیارهای دوردست به نام گورا مییابد. در آنجا با شاهزاده خانمی به نام گویا آشنا میشود و درگیر ماجراهایی میشود که سرنوشت کل کهکشان را تغییر میدهد. این فیلم با بازی جمیل بایار در نقش اصلی، به همراه بازیگرانی چون عزیز ییلماز و اوزگه اوزبرن، ترکیبی از طنز، اکشن و ماجراجویی فضایی را ارائه میدهد و به یکی از محبوبترین فیلمهای سینمای ترکیه تبدیل شده است.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۱، جری زاکر کارگردان آمریکایی، فیلم کمدی ماجراجویی «مسابقه موشها» را با بازیگری گروهی درخشان از جمله جان کلیز، روآن اتکینسون، ووپی گلدبرگ، کوبا گودینگ جونیور و ست گرین ساخت. داستان حول محور میلیاردر عجیب و غریب، دونالد سینکلر (جان کلیز) میچرخد که شش غریبه را از سراسر آمریکا به قصر خود در نوادا دعوت میکند. او به هرکدام یک کیف پول حاوی پول و یک کلید میدهد و آنها را در یک مسابقه دیوانهوار و بیامان به سمت صندوق اماناتی در شهر سیلور سیتی، نیومکزیکو میفرستد. جایزه نهایی، دو میلیون دلار نقد است. این شش نفر که شامل یک وکیل بیعاطفه، یک بازیکن سابق فوتبال، یک دزد، یک پدر خانواده دوستداشتنی، یک خلبان زن و یک مرد نابینا و دوست دخترش میشوند، برای رسیدن به پول حاضر به انجام هر کاری هستند. در طول مسابقه، اتفاقات غیرمنتظره و خندهدار بسیاری رخ میدهد و آنها را در موقعیتهای مضحک و خطرناکی قرار میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: رایموندا، خواهرش سول و دوستشان آگوستینا در دهکده خود در اسپانیا زندگی میکنند. پس از مرگ پدرشان، مادرشان ایرنه به روستا بازمیگردد و رازهای خانوادگی که سالها پنهان مانده بود، یکی پس از دیگری آشکار میشود. این فیلم محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی پدرو آلمودوار با بازی پنهلوپه کروز، کارمن ماورا، لولا دوئنیاس و بلانکا پورتیو است که داستانی از عشق، فداکاری، راز و آشتی را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک تیم فوتبال آمریکایی در شهر کوچکی از تگزاس به نام وست کین، که تحت سلطه سرمربی سختگیری به نام «باج کیلیان» قرار دارد، داستان اصلی این فیلم ورزشی را تشکیل میدهد. «جاناتان «ام.اکس» مکسون»، کاپیتان تیم و ستاره بیبدیل آن، با وجود فشارهای شدید پدرش، به دنبال کسب بورسیه تحصیلی از دانشگاهی بزرگ است. اما پس از مصدومیت او در بازی، مسئولیت هدایت تیم به «لانس هاربر»، یار ذخیره و دانشآموزی باهوش که علاقهای به شهرت ناشی از فوتبال ندارد، سپرده میشود. لانس باید بین اصول خود و خواستههای جامعهای که فوتبال را تنها راه موفقیت میداند، تعادل برقرار کند. او به همراه دیگر بازیکنان تیم، از جمله «بیلی باب»، که با مشکلات خانوادگی دست و پنجه نرم میکند، و «وندل»، که شخصیتی سرکش دارد، تلاش میکنند تا در کنار مقابله با روشهای خشن و غیراخلاقی سرمربی، هویت خود را بیابند. این فیلم محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی «برایان رابینز» و با بازی «جیمز ون در بیگ»، «جان وویت»، «پل واکر»، «اسکات کان» و «رون لستر» است که به بررسی فشارهای روانی و اجتماعی در دنیای ورزشهای دبیرستانی میپردازد.
خلاصه داستان: یک تاجر بریتانیایی به نام ویلفرد زگن در اواخر قرن نوزدهم، با وعده زندگی بهتر، زنان جوان بریتانیایی را فریب میدهد تا به برزیل بروند و در آنجا آنها را به فاحشهخانهها میفروشد. این فیلم سیاه و طنزآمیز، به کارگردانی وِرنِر هرزوگ در سال ۱۹۸۷، با بازی مایکل چاکس در نقش شخصیت اصلی، داستان واقعی این مرد شرور و شیوههای فریبنده او را به تصویر میکشد. زگن که در ابتدا به عنوان یک مبلغ مذهبی ظاهر میشود، به تدریج شبکه خود را گسترش میدهد و از اعتماد این زنان برای رسیدن به ثروت و قدرت سوءاستفاده میکند. این فیلم به بررسی تاریکترین زوایای استعمار و بهرهکشی از انسانها میپردازد و داستانی هولناک و تکاندهنده را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «You Ain't Seen Nothin' Yet» (هنوز هیچی ندیدی) محصول سال ۲۰۱۲، به کارگردانی آلن رنه، فیلمساز برجسته فرانسوی، ساخته شده است. این اثر سینمایی که یکی از آخرین کارهای رنه محسوب میشود، با بازی چهرههای سرشناسی چون میشل پیکولی، سابین آزما، آن کنسیگنی، ماتیر آمالریک و لمبرت ویلسون همراه است. داستان فیلم حول محور گروهی از بازیگران میگردد که پس از مرگ نویسنده و کارگردان مشهوری به نام «آنتوان دِ آنتلوپ»، توسط او دعوت میشوند تا وصیتنامهاش را بشنوند. در این وصیتنامه، از آنها خواسته شده تا نسخه جدیدی از نمایشنامه معروفش را که توسط گروهی جوان اجرا شده، تماشا و قضاوت کنند. این نمایشنامه بر اساس اسطوره اورفئوس و ائوریدیس نوشته شده و به تدریج، مرزهای میان واقعیت و تئاتر، گذشته و حال، و زندگی و مرگ در هم میآمیزد. بازیگران که هر یک در گذشته نقشهایی در این نمایشنامه داشتهاند، در حین تماشای اجرای جدید، به یاد خاطرات خود میافتند و به شکلی ناخودآگاه در اجرا دخیل میشوند، تا جایی که دیگر مشخص نیست کدام بخش واقعی و کدام بخش نمایش است. رنه در این فیلم با تلفیق هوشمندانه تئاتر و سینما، اثری شاعرانه و تأملبرانگیز درباره عشق، مرگ، هنر و قدرت خاطره خلق کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «تمسخر» (Ridicule) به کارگردانی پاتریس لوکنت محصول سال ۱۹۹۶، داستان یک نجیبزاده ایدهآلیست به نام گرکوین دو مالاوی (با بازی شارل برلینگ) را روایت میکند که برای نجات مردم روستای خود از مالیاتهای سنگین، راهی دربار ورسای در زمان لویی شانزدهم میشود. او به زودی درمییابد که در دربار، مهارت در طعنهزنی و تمسخر دیگران، سلاحی حیاتی برای بقا و پیشرفت است. گرکوین که در ابتدا مردی بااخلاق و صادق است، به تدریج در بازی خطرناک قدرت و فریب غرق میشود و عشق به یک زن نجیبزاده به نام ماتیلد (با بازی جودیت گودروش) و وسوسههای یک زن فاسد دربار، مسیر او را پیچیدهتر میکند. این فیلم که برنده جایزه سزار بهترین فیلم شد، تصویری تیز و طنزآمیز از فساد و بیاخلاقی جامعه اشرافی فرانسه در آستانه انقلاب را به نمایش میگذارد.