خلاصه داستان: فیلم کفاش (۲۰۱۴) به کارگردانی توماس مککارتی با بازی آدام سندلر در نقش مکس سیمکینز، استیو بoscemi، داستین هافمن و الن بارکین، داستان یک کفاش خیابانی تنها و منزوی در محلهای از نیویورک را روایت میکند که با استفاده از دستگاه قدیمی و جادویی پدرش، کفشهای مشتریان را تعمیر میکند و به طور اتفاقی متوجه میشود با پوشیدن هر جفت کفش، هویت و ظاهر صاحب آن را به خود میگیرد؛ این کشف او را به ماجراجوییهای خندهدار، عاطفی و پرماجرایی میکشاند که زندگیاش را دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: فیلم بیچ بام (۲۰۱۹) به کارگردانی هارمونی کوراین با بازی متیو مککانهی در نقش مونداگ، شاعری تنبل و بیمسئولیت که در سواحل کیوست فلوریدا زندگی میکند، اسنوپ داگ، ایلسا فیشر و زک افرون، داستان مردی را روایت میکند که پس از مرگ همسر ثروتمندش، ماجراهای دیوانهوار و پر از مواد مخدر، روابط جنسی و ماجراجوییهای ساحلی را تجربه میکند تا کتاب شعرش را تمام کند، در حالی که با مشکلات قانونی و خانوادگی دست و پنجه نرم میکند و به دنبال رستگاری در دنیای آزاد و بیقید خود میگردد.
خلاصه داستان: فیلم «گربه در کلاه» (۲۰۰۳) به کارگردانی بو ولچ با بازی مایک مایرز در نقش گربه کلاهدار شیطان، داکوتا فنینگ به عنوان سالی و اسپنسر برسلین در نقش کنور، داستان دو کودک را روایت میکند که در غیاب مادرشان در خانه تنها ماندهاند و با ورود گربهای بازیگوش و پرجنبوجوش که کلاهای بلند بر سر دارد، خانه به یک زمین بازی پر از هرجومرج و ماجراجوییهای خندهدار تبدیل میشود، در حالی که آنها تلاش میکنند تا قبل از بازگشت مادر همه چیز را به حالت اول بازگردانند.
خلاصه داستان: «بیوری هیلبیلیها» سریال کمدی آمریکایی محصول سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۱ به خلق و نویسندگی پل هنینگ است که با بازی بادی ابسن در نقش جد کلمپت، ایرن رایان به عنوان مادربزرگ، دونا داگلاس در نقش الی می کلمپت و مکس بر جونیور به عنوان جثر بوبیو، داستان خانواده فقیر و سادهلوح روستایی کلمپتها را روایت میکند؛ آنها پس از کشف چشمه نفت در مزرعهشان در کوههای آرکانزاس به طرز معجزهآسایی ثروتمند شده و به محله اعیانی بورلی هیلز نقل مکان میکنند، جایی که با عادتهای عقبمانده روستاییشان، ثروت هنگفت و فرهنگ اشرافی هالیوود درگیر ماجراهای خندهداری میشوند و تلاش میکنند با دنیای مدرن وفق پیدا کنند.
خلاصه داستان: فیلم «پسر قصاب» به کارگردانی نیل جردن در سال ۱۹۹۷، داستان فرانسی برادی (با بازی ایمون اوئنز)، نوجوانی حساس و خیالپرداز را در ایرلند دهه ۱۹۶۰ روایت میکند که با خانوادهای آشفته شامل پدر الکلی (استیون ری) و مادری افسرده (فیونا شاو) دست و پنجه نرم میکند و تحت تأثیر دوستی خیالی با مرد آهنی و وقایع تلخ، به مرز جنون و خشونت کشیده میشود؛ با بازیهای درخشان سیناد اوکانر و دیگران، این درام تاریک و سوررئال به بررسی عمق روان آسیبدیده کودکی در جامعهای خفقانآور میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم قبیله (۲۰۱۴) به کارگردانی میروسلاف اسلابوشپی츠کی، داستان سرگئی (با بازی گریگوری فسِنکُ) نوجوانی ناشنوا را روایت میکند که به تازگی وارد مدرسه شبانهروزی ناشنوایان در اوکراین میشود و به سرعت درگیر دنیای تاریک باند قاچاق انسان، فحشا و خشونت میگردد. این فیلم بیصدا و بدون هیچ دیالوگ کلامی ساخته شده و کاملاً با زبان اشاره و صداهای محیطی روایت میشود و به بررسی فساد اخلاقی و بقا در جامعهای منزوی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم تاکسی (۱۹۹۸) به کارگردانی ژرار پیر، با بازی ساموئل لوپز در نقش دانیل، راننده تاکسی فوقالعاده ماهر و عاشق سرعت در مارسی، و فردریک دیفنتال در نقش امیلون، پلیس تازهکار و بیکفایت، روایتگر ماجرای خندهدار و هیجانانگیزی است که در آن دانیل با پیستو مدلمانند تند و تیز خود، امیلون را برای تعقیب و دستگیری گروه خلافکاران آلمانی مسلح یاری میرساند و تعقیب و گریزهای نفسگیر و کمدی موقعیتهای طنزآمیز خلق میکند.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشن راپونزل (۲۰۱۰) به کارگردانی ناتان گرنو و بایرون هاوارد، با صداپیشگی مندی مور در نقش راپونزل، زکری لوی در نقش فلین رایدر شیطان و دونا مورفی در نقش مادر گوتل جادوگر، داستان دختری جوان با موهای جادویی بسیار بلند را روایت میکند که از بدو تولد توسط مادرخواندهاش در برجی دورافتاده زندانی شده است. راپونزل آرزوی دیدن فانوسهای شناور آسمان را در روز تولدش دارد و با فرار دزد جسوری به نام فلین، فرصتی برای ماجراجویی پیدا میکند؛ آنها با هم سفری پر از خطر، خنده و رازهای گذشته را آغاز میکنند تا راپونزل به هویت واقعی خود و قدرت واقعی موهایش پی ببرد.
خلاصه داستان: «هذیانهای عظمت» (۱۹۷۱) به کارگردانی ژرار اوریه، یکی از کمدیهای کلاسیک فرانسوی با بازی درخشان یوس مونتان در نقش بلانکار و لویی دو فونس در نقش دون سالوست است. داستان در دربار اسپانیا رخ میدهد؛ دون سالوست، وزیر فاسد و جاهطلب، پس از رسوایی دزدی اخراج میشود و برای انتقام، برادرزادهاش بلانکار را به جای شاهزاده واقعی به فرانسه میفرستد تا ازدواج کند، اما ماجراهای زنجیرهای از سوءتفاهمها، هذیانهای عظمت و موقعیتهای خندهدار را رقم میزند که به اوج کمدی میرسد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۵، فیلم کمدی «تامی بوی» به کارگردانی پیتر سگال با بازی کریس فارلی در نقش تامی کالاهان، پسر ناتوان و خنگ شرکت خانوادگی تولید قطعات خودرو، و دیوید اسپید در نقش ریچارد هییدن، فروشنده باهوش و بداخلاق، روایت میشود. پس از مرگ ناگهانی پدر تامی، او باید با ریچارد به سفری جادهای برود تا ترمزهای معیوب را به مشتریان بفروشند و شرکت را از ورشکستگی نجات دهند؛ سفری پر از ماجراهای خندهدار، تصادفات و دوستی ناخواسته که با حضور بازیگرانی چون بو درک و دن آکroyd، به یکی از کمدیهای کلاسیک دهه ۹۰ تبدیل شده است.