خلاصه داستان: یک زن آمریکایی به نام «سوزی» در کیوتوی ژاپن زندگی میکند که شوهرش و پسرش در یک سانحه هوایی ناپدید شدهاند. او با یک ربات خانگی پیشرفته به نام «سانی» تنها مانده است. سانی که توسط شرکت فناوری سازنده برای کمک به سوزی فرستاده شده، به تدریج حافظهای از گذشته سوزی و خانوادهاش را آشکار میکند و رازهای تاریکی را برملا میکند. سوزی برای یافتن حقیقت، باید با گذشته خود روبرو شود و پیوند عاطفی عمیقی با این ربات مرموز برقرار کند.
خلاصه داستان: دو عاشق افراطی به نامهای کریس و تینا که در میانسالی به دنبال ماجراجویی هستند، تصمیم میگیرند با کاروان خود سفری جادهای به مناطق دیدنی بریتانیا داشته باشند. اما این سفر به ظاهر بیخطر، به سرعت به یک سفر خونین تبدیل میشود زمانی که خشونتهای پنهان و خشم فروخورده آنها در مواجهه با رفتارهای بیادبانه و مزاحمتهای دیگر گردشگران و افراد محلی، یکی پس از دیگری فوران میکند. آنچه به عنوان یک فرار رمانتیک آغاز شده بود، به یک قتلعام بیامان و کمدی سیاه غیرمنتظره تبدیل میشود که در آن هیچکس از دست این زوج مرگبار در امان نیست. این فیلم محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی بن ویتلی و با بازیگرانی چون آلیس لوو و استیو اوگرام است.
خلاصه داستان: هنری فوربس، روانپزشک و سابقاً سرباز نیروی دریایی، به قلعه ای باستانی در کوهستان های اروپا فرستاده میشود تا فرماندهی یک تیپ روانی را برای سربازان آمریکایی که دچار فروپاشی روانی شدهاند، بر عهده بگیرد. او با گروهی از سربازان عجیب و غریب و اغلب خشن روبرو میشود که در دنیای خودشان زندگی میکنند. در میان آنها، کاپیتان بیلی کاتاوِس، فضانوردی که در آستانه مأموریت به ماه دچار حمله عصبی شده، قرار دارد. فوربس تلاش میکند تا با روشهای نامتعارف خود به این مردان کمک کند، اما به تدریج گذشته تاریک خودش و ارتباطش با این مکان و ساکنانش آشکار میشود. این فیلم که در سال ۱۹۸۰ توسط ویلیام پیتر بلتی کارگردانی شده و استرینجین اسکات گلن و نایجل داونپورت در آن به ایفای نقش پرداختهاند، اثری عمیقاً فلسفی و روانکاوانه است که مفاهیم ایمان، جنون، و نبرد میان خیر و شر را در فضایی سورئال و گوتیک به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه به نام دایرک (تیفانی هدیش) برای حل یک قتل در یک مهمانی پس از مراسم عروسی به محل حادثه فراخوانده میشود. او باید با بازجویی از مهمانان و شاهدان عینی، که هر کدام روایت متفاوتی از شب وقوع جنایت ارائه میدهند، هویت قاتل را کشف کند. این سریال کمدی-معمایی که توسط کریستوفر میلر ساخته شده، با بازی ستارگانی چون سم ریچاردسون، زوئی چائو، ایلا فیشر، دیو فرانکو و جیمی دیمن، هر قسمت را از زاویه دید یکی از شخصیتها روایت میکند و مخاطب را درگیر بازی ذهنی پیچیدهای میکند.
خلاصه داستان: لیزا داره بیرون میره مارا جا مانده است. با جابهجایی جعبهها و ساخت کمدها، پرتگاهها شروع به باز شدن میکنند و یک ترن هوایی احساسی به حرکت در میآید. یک فیلم فاجعه آمیز تراژیک. تصنیف شاعرانه در مورد تغییر و گذرا.
خلاصه داستان: الویس که پس از اخراج بدون تشریفات توسط بهترین مرد از طریق پیامک از وظایف خدمتکار خلاص شده بود، تصمیم می گیرد به هر حال در مراسم عروسی شرکت کند، اما خود را با پنج مهمان ناخواسته در تالار مخوف می بیند...
خلاصه داستان: هفت دوست صمیمی برای عروسی دو نفر از دوستانشان دوباره گرد هم می آیند. مشکلات به این دلیل به وجود می آیند که عروس و خدمتکار بر سر داماد رقابت طولانی داشته اند.
خلاصه داستان: با تشویق دوستانش، یک مرد عصبی که هرگز "این کار را انجام نداده" تنها زمانی متوجه می شود که با یک مادر مجرد ملاقات می کند، فشار را افزایش می دهد.