خلاصه داستان: فیلم کمدی «خماری ۳» (۲۰۱۳) به کارگردانی تاد فیلیپس، آخرین قسمت از سهگانه محبوب خماری است که با بازی برادلی کوپر، اد هلمز، زاخ گالیفیاناکیس و کن جیونگ، ماجرای آخر گروه وولفپک را روایت میکند. در این قسمت، هنگامی که آلن (گالیفیاناکیس) دچار بحران روحی میشود، دوستانش تصمیم میگیرند او را برای درمان به آریزونا ببرند، اما در راه توسط یک گانگستر ثروتمند به نام مارشال (جان گودمن) ربوده شده و مجبور میشوند برای نجات دوستشان داگ (جاستین بارتا)، چو (کن جیونگ) را که از زندان فرار کرده و میلیونها دلار از مارشال دزدیده را پیدا کنند. این تعقیب و گریز دیوانهوار در لاس وگاس، مکزیک و کالیفرنیا، گروه را با خطرات جدیدی مواجه کرده و آزمون نهایی دوستی آنها را رقم میزند.
خلاصه داستان: در منطقهای دورافتاده، گروهی از ساکنان یک آپارتمان در زیرزمین ساختمان پناه میگیرند تا از یک فاجعه هستهای در شهر نیویورک جان سالم به در ببرند. آنها با کمبود غذا، آب و امکانات اولیه مواجه میشوند و به تدریج، ترس و ناامیدی بر آنها غلبه میکند. با گذشت زمان، تنشها و درگیریها میان افراد گروه افزایش مییابد و هر یک از آنها برای بقا دست به کارهایی میزنند که پیش از این تصورش را هم نمیکردند. این فیلم که در سال ۲۰۱۱ به کارگردانی زاوین برینر ساخته شده، با بازی مایکل بین، لورن جرمن، میلو وینتیمایلیا و رز مکگوآن، داستانی تاریک و نفسگیر از فروپاشی انسانیت در شرایط بحرانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «جانور» محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی لوک گرینفیلد و با بازی راب اشنایدر در نقش یک مرد به نام ماروین میباشد. داستان حول محور ماروین میچرخد که پس از یک تصادف شدید و از دست دادن اعضای بدنش، تحت عمل پیوند اعضای حیوانات قرار میگیرد. این پیوندها به او تواناییهای فوقالعادهای مانند حس بویایی قوی، شنوایی فوقبشری و قدرت بدنی بالا میدهد. او از این تواناییهای جدید برای حل پروندههای جنایی و جلب توجه معشوقهاش استفاده میکند، اما به تدریج متوجه میشود که غرایز حیوانی بر رفتار و شخصیت او تأثیر گذاشته و کنترل آنها دشوار است. این کمدی ماجراجویی با حضور بازیگرانی همچون کولین هاکس، جان سی. مکگینلی و گای توری به تصویر کشیده شده است.
خلاصه داستان: یک درمانگر جوان و موفق به نام آندرهآ برای غلبه بر اعتیادش به الکل از هیپنوتیزم استفاده میکند. اما پس از آن، او دچار توهمات و کابوسهای ترسناکی میشود که مرز بین واقعیت و خیال را برایش محو میکند. همزمان، او درگیر یک پرونده جنایی پیچیده میشود که به نظر میرسد با گذشته تاریک خودش ارتباط دارد. هر چه بیشتر پیش میرود، کنترلش بر زندگی و ذهنش کمتر میشود و این سؤال برایش مطرح میشود که آیا هیپنوتیزم واقعاً به او کمک کرده یا او را در دام تاریکتری انداخته است. این فیلم روانشناختی-هیجانانگیز محصول سال ۲۰۲۴ سوئد به کارگردانی ارنست دیکر و با بازی آلیسا آدامز و هربرت نوردم است.
خلاصه داستان: یک دانشجوی جوان رشته مهندسی که به تازگی فارغالتحصیل شده، به اشتباه به عنوان متخصص برق شناخته میشود و برای طراحی و نصب سیستم الکتریکی یک خانه مجلل استخدام میگردد. او که دانش عملی چندانی در این زمینه ندارد، با استفاده از کتابهای درسی و اطلاعات نظری، دست به کار میشود. اما طراحیهای پیچیده و غیرمعمول او از جمله پلههای برقی، آسانسورهای خودکار و سیستمهای روشنایی هوشمند، به جای راحتی، باعث ایجاد یک سری موقعیتهای کمدی و آشوبهای خندهدار میشوند. در نهایت، تمام سیستمهای برقی خانه از کار میافتند و هرج و مرج کامل به پا میشود. این فیلم صامت کوتاه محصول سال ۱۹۲۲ به کارگردانی باستر کیتون و با بازی او و جو رابرتز ساخته شده است.
خلاصه داستان: این فیلم رمانتیک کمدی محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی ریک جاکوبسن، داستان ایزابل (لیندا کاردلیانی)، آرایشگر خیابانی جسور و با اعتماد به نفس در نیویورک را روایت میکند که زندگیاش با دعوت به آرایش موی شاهزاده تاماس (مینو ماکرو) در پادشاهی خیالی لاوینیا دگرگون میشود. ایزابل که به هیچکس و هیچچیز جز اصول خودش تعهد ندارد، به زودی متوجه میشود که شاهزاده در آستانه ازدواجی مصلحتی با کنتس ایزابلا (آماندا دال بو) قرار دارد تا به کشورش کمک کند. با نزدیک شدن مراسم عروسی، ایزابل و شاهزاده درگیر رابطهای میشوند که هر دو را به چالش میکشد و مجبورشان میکند بین وظیفه و عشق، زندگیای را انتخاب کنند که واقعاً میخواهند. این فیلم با بازیگرانی چون کارملا زامبونی و برت تکر، داستانی دلنشین و مدرن از یک شاهزاده و دختری معمولی را به تصویر میکشد که ثابت میکنند عشق میتواند بر همه چیز غلبه کند.
خلاصه داستان: فیلمی کمدی و خانوادگی محصول سال ۱۹۹۴ آمریکا به کارگردانی پنلوپ اسفیریس است. داستان حول محور گروهی از بچههای خردسال به نام «دسته ما» میچرخد که در یک باشگاه مخفی در گاراژ خانهشان دور هم جمع میشوند. اعضای اصلی این گروه شامل اسپانکی، آلفالفا، باکی، پورکی پی، داریلا، پتی، استیمبی و پتزی هستند. مشکل اصلی زمانی شروع میشود که آلفالفا، یکی از اعضای وفادار گروه، عاشق دالی، دختر جدید مدرسه، میشود. این موضوع باعث خشم دوستانش، به خصوص اسپانکی، میشود زیرا طبق قوانین باشگاه، دخترها «دشمن» محسوب میشوند و نباید با آنها ارتباط داشت. آلفالفا برای جلب توجه دالی، در یک مسابقه مهم اتومبیلرانی شرکت میکند و در این مسیر، دوستیهای قدیمی به خطر میافتد. فیلم با بازی بازیگران خردسال بااستعدادی مانند تراویس تدفورد، کوین جیمز واتسون، ونسا لی چستر و ملیسا جولین هارت، لحظات خندهدار و مفرحی را برای تمام سنین خلق کرده است.
خلاصه داستان: یک مرد نابینا به نام جعاری که به بیماری اماس نیز مبتلا است، زندگی روزمرهاش را با کمک دوست دخترش سیلا از طریق تماسهای تلفنی میگذراند. او که عاشق فیلمهاست اما هرگز تمایلی به دیدن تایتانیک نداشته، ناگهان با خبر میشود که سیلا به سرطان مبتلا شده است. این خبر زندگی جعاری را زیر و رو میکند و او را بر آن میدارد تا برای اولین بار سفری طولانی و پرخطر را به تنهایی و با وجود نابینایی و بیماریاش آغاز کند تا به سیلا برسد و در کنارش باشد. این فیلم محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی تیمی کوهو و با بازی پتری پوویلاکاسکو در نقش جعاری، یک درام احساسی و انسانی است که موانع و چالشهای یک فرد نابینا را در جامعه به تصویر میکشد و قدرت عشق و اراده را در مواجهه با سختیها نشان میدهد.
خلاصه داستان: فیلمی که در سال ۱۹۹۰ توسط بریان دی پالما کارگردانی شد، اقتباسی از رمان پرفروش تام ولف است. داستان حول محور شرمن مککوی (با بازی تام هنکس)، کارگزار موفق وال استریت میچرخد که زندگی مرفه او و همسرش (با بازی بروس ویلیس در نقشی متفاوت) پس از یک اشتباه مرگبار در یک شب بارانی در برانکس، فرو میپاشد. این حادثه او را درگیر یک سری دادگاههای پر سر و صدا، رسانههای خبری و سیاستهای نژادی میکند که توسط وکیل جوان و بلندپروازی به نام پیتر فالون (با بازی ملانی گریفیث) هدایت میشود. این فیلم که با بازی مورگان فریمن در نقش قاضی لئونارد وایت، نگاهی طنزآمیز و گزنده به طمع، فساد و فروپاشی اخلاقی در دهه ۸۰ نیویورک دارد، به بررسی پیامدهای یک دروغ و تلاش برای حفظ ظاهر در جامعهای طبقاتی میپردازد.
خلاصه داستان: یک وکیل جوان و موفق به نام مت (مایکل روزنباوم) که در آستانه ارتقاء شغلی قرار دارد، پس از یک سوءتفاهم در جلسه مهمی، شغل خود را از دست میدهد و به طور موقت از کار اخراج میشود. در اوج ناامیدی و برای پرداخت هزینههای زندگی، او با زنی به نام ناتاشا (لیزی برودریک) آشنا میشود که یک اسکورت لوکس است. ناتاشا به او پیشنهاد میدهد تا به عنوان راننده و محافظ شخصی او کار کند. مت که در ابتدا با این ایده مخالف است، به مرور زمان تحت تأثیر هوش، ذکاوت و شخصیت پیچیده ناتاشا قرار میگیرد و درمییابد که او تنها یک اسکورت نیست، بلکه زنی باهوش و تحصیلکرده است که به دلایل خاصی به این شغل روی آورده است. رابطه آنها از یک همکاری ساده به دوستی عمیق و سپس عشقی غیرمنتظره تبدیل میشود و مت را با چالشهای اخلاقی و عاطفی بزرگی مواجه میکند. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی ویل سلوین، داستانی طنزآمیز و در عین حال احساسی را درباره عشق، طبقه اجتماعی و قضاوتهای شتابزده روایت میکند.