خلاصه داستان: در پی وقوع یک سری قتلهای وحشیانه تحت نور ماه در نیویورک، دکتر فکسر به همراه یک روزنامهنگار کنجکاو تلاش میکند تا با انجام آزمایشهایی مرموز، قاتل را از میان اعضای آزمایشگاه خود بیابد؛ غافل از اینکه یکی از پزشکان با استفاده از اعضای مصنوعی به هیولایی خطرناک تبدیل شده است.
خلاصه داستان: در شهر بیقانون و خشن بوتلنک، پس از کشته شدن کلانتر توسط صاحبکافهای فاسد، معاون جدید کلانتر، تام دستری جونیور، بدون استفاده از اسلحه و تنها با تکیه بر هوش و قانونمداری به مبارزه با تبهکاران برمیخیزد؛ اما برای برقراری عدالت نهایی، او ناگزیر به دوئل نهایی میشود.
خلاصه داستان: یک دختر ثروتمند و بیپروا پس از اینکه پدرش به دروغ ادعا میکند ورشکسته شده، مجبور به کار کردن میشود. او در فرانسه با مردی مرموز آشنا میشود که رابطهشان با سوءتفاهمها و چالشهای فراوانی روبرو میگردد، اما در نهایت عشق راه خود را پیدا میکند.
خلاصه داستان: داستان یک ولگرد پاریسی به نام «بوده» که پس از نجات از غرق شدن توسط یک کتابفروش بورژوا، به خانه او راه مییابد. تلاشهای این خانواده برای تبدیل او به یک شهروند مبادی آداب، با رفتارهای هنجارشکنانه و آشوبطلبانه بوده، زندگی آرام آنها را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: لولا برنز، ستاره محبوب سینما معروف به «بمبشل بلوند»، در میان هیاهوی هالیوود، درگیر رسواییهای رسانهای، تبلیغات استودیویی و مشکلات خانوادگی است. او در تلاش است تا با وجود ماجراجوییهای عاشقانه و فشارهای شهرت، زندگی عادی و آرامی برای خود بسازد.
خلاصه داستان: استانلی بیست سال پس از پایان جنگ جهانی اول، همچنان بیخبر از همهجا در سنگر خود نگهبانی میدهد! وقتی دوست قدیمیاش اولیور او را پیدا کرده و به خانه میبرد، رویارویی استانلی با دنیای مدرن و ابزارهای جدید، مجموعهای از خرابکاریها و ماجراهای کمدی و خندهدار را رقم میزند.
خلاصه داستان: ر قلب ژوهانسبورگ شلوغ و پرهیاهو، یک پلیس جدی و قانونمدار (جان، با بازی جاناتان بوینتون-لی) که معمولاً تنها کار میکند، مجبور میشود با یک خبرچین پرحرف و زیرک (ترِو، با بازی ترِوور گومبی) همکاری کند. این دو نفر که کاملاً متضاد هم هستند، وارد دنیای خطرناک قاچاق مواد مخدر میشوند و با یک باند بیرحم درگیر میشوند
خلاصه داستان: پس از جدایی از همسر خائنش، پینکی که یک بازیگر سابق تئاتر است، با استفاده از گریمها و نقشآفرینیهای خلاقانه و مخفیانه تلاش میکند تا با فرزند تنهایش ارتباط برقرار کند. او در این مسیر پرماجرا، تمام تلاشش را میکند تا لحظات شیرین مادری را دوباره تجربه کند.
خلاصه داستان: زندگی آرام جیووانی، بازاریاب تورینی، همسرش مارگریتا و دخترشان سیلویا با حضور خدمتکارشان روزلا جریان دارد. اما زمانی که رازهای پنهان مربوط به پلتفرم اونلیفنز فاش میشود، رابطهی سیلویا و روزلا به تیرگی میگراید و آرامش و سلسلهمراتب این خانواده دچار بحرانی عمیق و دراماتیک میشود.