خلاصه داستان: در دهه 1940 در شانگهای، یک شهر کوچک و آرام، یک فرد شرور به نام سینگ به دنبال پیوستن به یک باند خطرناک به نام "باندا" است. او تلاش میکند تا اعضای باندا را متقاعد کند که او یکی از آنها است، اما در نهایت به یک منطقه مسکونی معروف به "ویلای کوچک" برخورد میکند که توسط دو مرد مسن حفاظت میشود. سینگ تصمیم میگیرد تا به آنها حمله کند، اما به زودی میفهمد که این دو مرد در واقع مبارزان برتری هستند که مهارتهایی در کونگفو دارند که او تصور نمیکرد. در حالی که نبرد بین سینگ و این دو مرد آغاز میشود، باندا به منظور انتقام حمله میکند و به "ویلای کوچک" حمله میکند. این حمله باعث میشود تا مهارتهای کونگفویی از ساکنان منطقه بروز کند و نبردی عظیم بین باندا و مبارزان برتر شکل گیرد.
خلاصه داستان: داستان فیلم «باید سگ دوست داشته باشید» در اثر گری دیویس در سال ۲۰۰۵، درباره زندگی ساره ناوک (دیان کیتون)، یک معلم دبیرستان مجرد و سارا (دیان لین)، خواهر مجرد او میگوید. پس از طلاق، ساره به دنبال عشق و رابطه جدید در وبسایتهای آشنایی آنلاین است. او با جیک (جان کاساک)، مرد جذابی که همچنین سگ دوست دارد، آشنا میشود. اما آیا این رابطه میتواند به عشق واقعی تبدیل شود یا خطرات آشنایی آنلاین بیش از انتظار خواهد بود؟
خلاصه داستان: یک زوج جوان در یک روستای کوچک در انگلستان، با مشکلات مالی و خانوادگی روبرو میشوند. پس از یک سری اتفاقات غمانگیز، آنها تصمیم میگیرند تا از زندگی خود خداحافظی کنند. با این حال، هنگامی که قصد خودکشی را عملی میکنند، متوجه میشوند که زندگی هنوز چیزهای زیادی برای ارائه دارد و تصمیم میگیرند تا دوباره شروع کنند.
خلاصه داستان: در سال 1979، گروهی از مردان فنلاندی با نامهایی مانند فرانک، ایپسیلون و پیپی لونگاستوکینگ تصمیم میگیرند از شهر مسکونی خود به منطقهای به نام E-5 در هلسینکی مهاجرت کنند. آنها با لباسهای سیاه و کلاههای سفید، در حالی که گاهی با آکواریومهای ماهی خاویاری همراه هستند، این سفر خطرناک را آغاز میکنند. در طول راه، با موانعی چون خیابانهای پر از آشغال، زنان خطرناک و حتی یک گروه مسلح روبرو میشوند. سرانجام، تنها دو نفر به E-5 میرسند و پی میبرند که این مکان در واقع یک رویا بوده و هدف واقعی سفر آنها کشف خویشتن و پذیرش واقعیت زندگی است.
خلاصه داستان: گروهی از نوجوانان علاقهمند به فیلمهای هیولا، با کمک یک کتاب اسرارآمیز، به جنگ با موجودات ترسناکی مانند دراکولا، مومیایی و گرگنرودی میپردازند تا جهان را از تسلط آنها نجات دهند.
خلاصه داستان: در سال 2013، فیلم کمدی-رمانتیک «The Love Punch» داستان دو زوج جوان را روایت میکند که پس از جدایی، به دلیل مشکلات مالی، تصمیم میگیرند یک سرقت بزرگ را به راه بیندازند تا زندگی خود را دوباره رویهم بگذارند. این فیلم با ترکیبی از طنز و احساس، به خوبی نشان میدهد که عشق و اعتماد میتوانند حتی در سختترین شرایط، راه حلی برای مشکلات باشند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از جوانان لندنی در یک بار محبوب شهر جمع میشوند تا تولد یکی از دوستانشان را جشن بگیرند. اما شبی که قرار بود پر از خوشی و شادی باشد، به یک کابوس وحشتناک تبدیل میشود وقتی خبر حمله تروریستی به شهر رسیده و همه مجبور میشوند با ترس و هراس زندگی کرده و تلاش کنند به سلامت به خانه برسند. در این بین، روابط میان آنها آزمایش میشود و رازهایی که مدتها پنهان بوده از کنار میرود. در نهایت، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا میخواهند با هم مقابله با این بحران باشند یا هر کدام به راه خود ادامه دهند.
خلاصه داستان: قصه درباره یک مادر مجرد جوان به نام ماری است که پس از مرگ شوهرش در جنگ، مجبور میشود به تنهایی از فرزندش مراقبت کند. او با مشکلات مالی و احساس تنهایی شدیدی مواجه میشود. یک روز، ماری به طور تصادفی با یک گروه از مردان جوان باستانی آشنا میشود که به عنوان "فرشتگان" شناخته میشوند و به کمک نیازمندان میپردازند. این گروه به ماری کمک میکنند تا زندگیاش را دوباره سازماندهی کند و به او امید و قدرت بازگشت به زندگی میدهند.
خلاصه داستان: در سال 2025، در یک آینده نزدیک، جهان در حال مواجه شدن با یک تهدید ناشناخته است. یک گروه از مأموران ویژه، تحت عنوان "Zero"، مأموریت خطرناکی را برای جلوگیری از فاجعهای جهانی برعهده میگیرند. این تیم، که اعضایش از مهارتهای فوقالعادهای برخوردارند، باید در یک بازی مرگبار با زمان، با یک شبکه جاسوسی بینالمللی که قصد نابودی تمدن را دارد، مقابله کنند. در این میان، اعتماد به نفس، خیانت و فداکاری، نقش کلیدی در سرنوشت جهان خواهند داشت. آیا "Zero" میتواند زمان را متوقف کند و جهان را از ورطه نابودی نجات دهد؟