خلاصه داستان: فیلم تو جک را نمیشناسی محصول سال ۲۰۱۰، یک درام بیوگرافی تلویزیونی به کارگردانی بری لوینسون است که به زندگی دکتر جک کورکوریان، پزشک پاتولوژیست و مدافع سرسخت اتانازی یا مرگ آسان میپردازد. آل پاچینو در نقش اصلی این اثر درخشیده و داستان چالشهای اخلاقی و قانونی این پزشک معروف که به «دکتر مرگ» شهرت داشت را به تصویر میکشد؛ روایتی از نبردهای او با سیستم قضایی آمریکا برای حق انتخاب مرگ برای بیماران لاعلاج که با بازی قدرتمند بازیگران و نگاهی انسانی به موضوعی جنجالی همراه است.
خلاصه داستان: فیلم دانگال محصول سال ۲۰۱۶ و به کارگردانی نیتش تیواری، روایتی دراماتیک و الهامبخش از زندگی واقعی ماهاویر سینگ فوگات، قهرمان سابق کشتی هند است که پس از ناکامی در کسب مدال طلای جهانی برای خود، تمام امیدش را به پسرانش میبندد اما سرنوشت به او چهار دختر میدهد. ماهاویر با شکستن سنتهای محلی و باورهای غلط، تصمیم میگیرد دخترانش گیتا و بابیتا را بهطور حرفهای تربیت کند تا به نخستین زنان کشتیگیر قهرمان جهان از هند تبدیل شوند و نام کشورشان را در عرصه بینالمللی سرافراز کنند.
خلاصه داستان: فیلم جان ربه محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی فلوریان گالنبرگر، روایتگر داستانی دراماتیک و تاریخی از زندگی «جان ربه»، تاجر و بازرگان آلمانی است که در جریان اشغال شهر نانجینگ چین توسط ارتش ژاپن در سال ۱۹۳۷، نقشی حیاتی ایفا میکند. جان ربه که به عنوان مدیر شعبه شرکت زیمنس در چین فعالیت میکرد، با بهرهگیری از نفوذ خود و ایجاد یک منطقه امن بینالمللی، موفق شد جان بیش از ۲۰۰ هزار غیرنظامی چینی را از خطر کشتار و نابودی نجات دهد. این اثر سینمایی که بر اساس خاطرات واقعی ربه ساخته شده، تصویری تکاندهنده اما پرامید از فجایع جنگ و فداکاریهای یک فرد معمولی در شرایط بحرانی به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «ارو پلاس ماساکر» محصول سال ۱۹۶۹، اثری شاهکار و تجربی از موج نو سینمای ژاپن به کارگردانی یوشیشیگه یوشیدا است که روایتی دوگانه و پیچیده را به تصویر میکشد؛ این اثر داستان زندگی «ساکائه اوسوگی»، آنارشیست برجسته ژاپنی در اوایل قرن بیستم و روابط عاشقانهی آزاد او با سه زن مختلف را با وقایع جنبشهای دانشجویی سال ۱۹۶۸ ژاپن در هم میتنداند. کارگردان با استفاده از ساختاری غیرخطی و تکنیکهای بصری خلاقانه مانند فیلمبرداری سیاه و سفید کنتراست بالا و استفاده از رنگهای سوررئال، به واکاوی مفاهیمی چون آزادی جنسی، سرکوب سیاسی و ماهیت خشونت میپردازد و مرزهای بین واقعیت تاریخی و داستان مدرن را در هم میشکند.
خلاصه داستان: فیلم زیبایی خطرناک محصول سال ۱۹۹۸ روایتگر داستان زندگی «ورونیکا فرانکو» است، زنی در ونیز قرن شانزدهم که به دلیل ناتوانی مالی خانواده در پرداخت جهیزیه، نمیتواند با معشوقه خود ازدواج کند. ورونیکا با تکیه بر هوش و زیبایی خود تصمیم میگیرد به عنوان یک «کورتزان» یا روسپی اشرافی زندگی کند تا تحصیلات عالیه کسب کند و به جایگاهی مستقل دست یابد. او به یکی از مشهورترین و قدرتمندترین زنان دوران خود تبدیل میشود، اما وقتی طاعون شهر را در بر میگیرد، کلیسا او را هدف قرار میدهد و باید در برابر اتهامات جادوگری و دادگاه تفتیش عقاید بایستد.
خلاصه داستان: فیلم ارابههای آتش، محصول سال ۱۹۸۱ و به کارگردانی هی هادسون، روایتی حماسی و احساسی از داستان واقعی دو ورزشکار بریتانیایی با انگیزههای متفاوت است که برای شرکت در المپیک ۱۹۲۴ پاریس تلاش میکنند. داستان بر محور اریک لیدل، یک مبلغ مذهبی اسکاتلندی که برای جلال خدا میدود، و هارولد آبراهامز، یک دانشجوی یهودی که برای غلبه بر تعصبات اجتماعی و اثبات ارزش خود میدود، میچرخد و با موسیقی فراموشنشدنی وینجز، لحظاتی از عزم راسخ و پیروزی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم ترور ریچارد نیکسون محصول سال ۲۰۰۴، روایتی دراماتیک و مبتنی بر واقعیت است که به زندگی ساموئل بیک، فروشندهای افسرده و ناکام میپردازد که در سال ۱۹۷۴ تصمیم میگیرد ریاست جمهوری آمریکا را ترور کند. داستان بر روی فروپاشی روانی این مرد تمرکز دارد که پس از جدایی از همسرش و شکستهای شغلی متوالی، خود را قربانی سیستم و دروغهای جامعه میبیند و در نهایت نقشهای دیوانهوار برای هواپیماربایی و کوبیدن هواپیما به کاخ سفید طراحی میکند تا صدای اعتراضش را به گوش ریچارد نیکسون برساند.
خلاصه داستان: سریال هیولای فلورانس محصول سال ۲۰۲۴، یک درام جنایی و هیجانانگیز بر اساس وقایع واقعی است که به پرونده یکی از مشهورترین قاتلان سریالی تاریخ ایتالیا میپردازد. داستان این مجموعه در دهه ۱۹۸۰ و در حومه شهر فلورانس جریان دارد و تلاشهای پلیس و دادستانها برای دستگیری قاتلی مرموز را روایت میکند که طی سالها زوجهای جوان را در مناطق خلوت به طرز وحشیانهای به قتل رسانده بود. این سریال با فضایی تاریک و پرتنش، پیچیدگیهای تحقیقات، اشتباهات قضایی و وحشت فراگیر جامعه را در مواجهه با این قاتل بیرحم به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در برلین 1942، هیلد عضو یک گروه ضد نازی است. او عاشق یکی دیگر از اعضا به نام هانس می شود. آن دو یک تابستان را با هم می گذرانند تا اینکه توسط گشتاپو گرفتار می شوند و هیلد هشت ماهه باردار به زندان می افتد.