خلاصه داستان: در سفری حماسی، بیلبو بگینز، یک هابیت آرامطبع، به همراه گروهی از کوتولهها توسط جادوگر گندالف به دنبال بازیابی قلمرو از دست رفتهشان در کوه کوهستان تنها میشود. آنها با مخلوقات خطرناک، جادوگران شرور و اژدهایی عظیم به نام سماوغ روبرو میشوند و بیلبو با کشف حلقهی مرموزی که سرنوشت جهان را تغییر میدهد، به قهرمانی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: بعد از بمباران سرزمین زیرزمینی، للوش برادرش نانلی و دوستش سوزاکو را به سلامت به سطح زمین میبرد. در حالی که للوش و سوزاکو در یک ماموریت نظامی مشغول هستند، نانلی و رویو به دیدار از دوست قدیمی خود لامپروورگ میروند. اما این دیدار به فاجعهای تبدیل میشود و نانلی و رویو از سوی یک گروه تروریستی ربوده میشوند. للوش و سوزاکو برای نجات آنها به ماموریت میروند و با یک توطئه خطرناک مواجه میشوند که میتواند سرنوشت جهان را تغییر دهد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۸، در ژاپن در زمان جنگ جهانی دوم، دو خواهر و برادر یتیم به نامهای ستاکا (۱۴ سال) و ستسوکو (۴ سال) تلاش میکنند در شرایط بحرانی زندگی کنند. پدرشان در نیروی دریایی جنگجو و مادرشان در بمباران شهر کوبه کشته شدهاند. آنها مجبور میشوند خودشان را در یک مکان خلوت و کنار یک رودخانه پنهان کنند و با کمبود غذا و سختیهای زندگی روزمره روبرو شوند. در این بین، رابطه عمیق و صمیمانه آنها با یکدیگر و تلاش برای حفظ امید در شرایط بحرانزده، داستان را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در داستان «قلعه در آسمان»، یک دختر جوان به نام شیتا و یک پسر جوان به نام پازو در جستجوی یک قلعه افسانهای هستند که در آسمان شناور است. این قلعه، لَپوتا، مکانی اسطورهای است که به قدرتهای خارقالعادهای دسترسی دارد. شیتا و پازو در حالی که از دستاندیشان شرور و دولتهای طمعکار فرار میکنند، به دنبال رمز و رازهای این قلعه و تاریکیهایی که در گذشته آن پنهان شدهاند، میروند. سفر آنها پر از ماجراجویی، دوستی و درک عمیق از اهمیت صلح و انسجام با طبیعت است.
خلاصه داستان: Justice League vs the Fatal Five یک فیلم انیمیشن سوپر هیروی است که در آن تیم جاستیس لیگ با گروه جنایتکار Fatal Five روبرو میشود. این گروه شامل اعضایی مانند Tharok، Emerald Empress، Validus، Mano و Persuader است که از آینده آمدهاند تا جهان را تسخیر کنند. جاستیس لیگ باید با نیروهای جدیدی مانند Jessica Cruz و Star Boy متحد شوند تا این تهدید جدی را مهار کنند.
خلاصه داستان: رگرتسها در حالی که در جنگل گم میشوند، با چالشهای مختلفی مواجه میشوند و باید با همکاری و شجاعت راه خود را به خانه بیابند. در این بین، تامی باید با ورود برادر جدیدش دیل به خانواده، چگونگی تقسیم توجه والدینش را بیاموزد.
خلاصه داستان: در سال 2035، جهان در حال تغییر به سوی یک جامعه مدرن و پیشرفته است. در این دنیای جدید، انسانها و رباتها در کنار هم زندگی میکنند و رباتها به عنوان خدمتکاران و همکاران انسانها در حال ظهور هستند. اما این همزیستی آرام و صلحآمیز زود به هم میخورد وقتی که یک ربات قاتل غیرقابل کنترل، به قتلعامی علیه انسانها دست میزند. در این بین، یک افسر پلیس و یک دانشمند رباتیک باهم متحد میشوند تا راز این ربات قاتل را کشف کنند و جلوی ویرانیهای بیشتر را بگیرند. آنها در حالی که با خطرات و چالشهای زیادی روبرو میشوند، باید با استفاده از تکنولوژی و هوش مصنوعی، راه حلی برای نجات جهان از این تهدید مرگبار پیدا کنند.
خلاصه داستان: در داستان "کفشهای سرخ و هفت کوتوله"، یک نسخه جدید و سرگرمکننده از افسانه سنتی "سفید برفی و هفت کوتوله" روایت میشود. داستان در ادامهای از افسانه اصلی رخ میدهد و شخصیتهای شناختهشده را در یک ماجرای جدید معرفی میکند. در این داستان، یک گروه از شاهزادگان که به دلیل جادویی به صورت کوتوله تبدیل شدهاند، در جستجوی یک بوسه عشقی هستند تا لعنت آنها برداشته شود. آنها به دنبال یک دختر جوان به نام رمیندا هستند که کفشهای جادویی سرخ به پا کرده و به یک دختر زیبا تبدیل میشود. اما رمیندا در حقیقت یک دزد ماهر است که با کفشهای جادویی به دنبال ثروت و قدرت است. در طول داستان، رمیندا و شاهزادگان کوتوله با هم مواجه میشوند و ماجراهایی سرگرمکننده و هیجانانگیز در پی دارد. در نهایت، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا عشق واقعی میتواند لعنتها و تصورات غلط را بشکند و آیا ظاهر خارجی مهمتر از شخصیت واقعی فرد است.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک دست مرموز در شهر کوچکی ظاهر میشود که قدرت جادویی دارد و باعث وقوع رخدادهای عجیب و غیرقابل تفسیر میگردد. ساکنان شهر با ترس و هیجان، تلاش میکنند راز این دست را کشف کنند و از قدرت آن بهرهبرداری کنند. اما با گذشت زمان، آثار منفی این دست بر روی افراد و جامعه آشکار میشود و آنها مجبور میشوند با پیامدهای وحشتناکی روبرو شوند که هرگز تصورش را نمیکردند.
خلاصه داستان: در سال 3028، زمین توسط نژاد بیگانهای به نام دراجو نابود میشود و تنها چندین هزار انسان در فضا زندگی میکنند. کال، پسری 20 ساله، پس از مرگ پدرش کاپیتان جوزف کورسو، کشف میکند که پدرش یک سفینه با نام تایتان ساخته است که میتواند زمین جدیدی را بسازد. کال با کمک یک گروه از بیگانگان، به دنبال یافتن تایتان میرود تا بتواند نسل بشر را نجات دهد.