خلاصه داستان: فیلم «کانیبال هولوکاست» (Cannibal Holocaust) به کارگردانی روبرتو دوآماتو در سال 1980 ساخته شد و یکی از بحثبرانگیزترین و تاثیرگذارترین فیلمهای ژانر وحشت به شمار میرود. داستان فیلم درباره یک گروه فیلمسازی جوان است که برای ساخت مستندی درباره قبایل بومی در جنگلهای آمازون راهی این منطقه میشوند، اما پس از ناپدید شدن، یک پروفسور دانشگاه به همراه تیم خود برای یافتن آنها به منطقه سفر میکند و در طول تحقیقاتش با صحنههای دلخراش و فجایعی روبرو میشود که توسط دوربینهای گروه گمشده ثبت شدهاند. این فیلم به دلیل صحنههای خشونتآمیز و بیرحمانهاش که از نظر بسیاری واقعی به نظر میرسید، جنجالهای فراوانی به پا کرد و حتی منجر به توقیف و ممنوعیت آن در بسیاری از کشورها شد.
خلاصه داستان: خلاصصه داستان: فیلم هیولایی صدا میزند (A Monster Calls) به کارگردانی جی.ای. بایونا در سال 2016 ساخته شده است. در این فیلم لوئیس مککانکیل، سیگورنی ویور و فلیسیتی جونز به ایفای نقش پرداختهاند. داستان درباره پسر نوجوانی به نام کانر است که با بیماری مادرش دست و پنجه نرم میکند و در این میان با هیولایی از جنگل آشنا میشود که برایش داستانهایی تعریف میکند که به او کمک میکند تا با حقیقت تلخ روبرو شود.
خلاصه داستان: نگهبانان کهکشان بخش دوم در سال 2017 به کارگردانی جیمز گان و بازیگری کریس پرت، زویی سالدانا، دیو باتیستا، کارن گیلان و مایکل راکوین داستان گروهی از قهرمانان بیپروا را روایت میکند که در ادامه ماجراهایشان در فضا، به مبارزه با نیروهای شرور میپردازند و در عین حال به دنبال کشف رازهای خانوادگی و گذشته پیتر کوئیل میگردند.
خلاصه داستان: فیلم جرج جنگل در سال ۱۹۹۷ به کارگردانی سام ویسمان و با بازی برندن فریزر، لزلی من و توماس هیدن چرچ ساخته شد. داستان درباره مردی به نام جرج است که در جنگل بزرگ شده و با حیوانات صحبت میکند اما وقتی عاشق یک زن شهری به نام اورسولا میشود، جنگل را برای زندگی در تمدن ترک میکند و با مشکلات و ماجراهای جدیدی روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم چارمینگ (Charming) در سال 2018 به کارگردانی راس ون ون و با صداپیشگی ویلمر والدرااما، دمی لواتو و آوا اکرس در نقشهای اصلی ساخته شد. داستان درباره شاهزادهای به نام فیلیپ چارمینگ است که به دلیل نفرینی که روی اوست، هر دختری که به او علاقهمند شود را عاشق خودش میکند و این باعث دردسرهای فراوانی برای او شده است. او برای رهایی از این نفرین به دنبال یک دزد ماهر به نام لنی میرود تا به او کمک کند تا نفرین را از بین ببرد و بتواند عشق واقعی خود را پیدا کند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان در فیلم «همه نامهای خدا»، دانشمندی به نام جان نلسون (با بازی جان هرت) که در آزمایشگاه ملی لاس آلاموس روی پروژههای تسلیحات هستهای کار میکند، با یک بحران وجودی روبرو میشود. او که از تاثیرات مخرب کارش بر جهان آگاه است، به دنبال راهی برای تغییر مسیر زندگیاش میگردد. در این میان، او با زنی به نام کاترین (با بازی ماریا بلو) آشنا میشود که در جستجوی معنا و هدف است. این دو با همکاری یکدیگر، تلاش میکنند تا با استفاده از دانش و فناوری پیشرفته، راهی برای نجات بشریت از خطرات تسلیحاتی پیدا کنند و در این مسیر، به دنبال پاسخی برای سوالات عمیق معنوی خود هستند. فیلم که در سال ۲۰۱۸ به کارگردانی الکس پاستوک ساخته شده، به کاوش در مورد ایمان، علم و مسئولیت انسانی در دنیای مدرن میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «مرغ کُشتی» (Chicken Run) که در سال 2000 به کارگردانی پیتر لرد و نیک پارک ساخته شد، داستان گروهی از مرغهای ساکن یک مزرعه را روایت میکند که در انتظار سرنوشتی تلخ در دستگاه سوخاری صاحبشان هستند. با ورود «راکی»، خروسی ماجراجو و پرندهای که از ترسش از دستگاه فرار کرده، امیدی تازه در دل «جری»، مرغی سرکش و باهوش زنده میشود. جری با دیدن توانایی راکی در پرواز، نقشهای جسورانه برای نجات جان همه مرغها میکشد: آموزش پرواز به آنها تا بتوانند از مزرعه بگریزند. اما در این میان، خطری بزرگتر در کمین است؛ «خانم توبی»، صاحب مزرعه، که با نقشههای شیطانی و دستگاه سوخاری غولپیکرش، قصد دارد تا آخرین مرغ را هم به سوخاری تبدیل کند.
خلاصه داستان: فیلم روز روشن (Daylight) به کارگردانی راب کوهن و با بازی سیلوستر استالونه در سال 1996 ساخته شده است. داستان این فیلم درباره یک گروه از مسافران است که پس از انفجاری در یک تونل زیردریایی در نیویورک، در دل زمین گرفتار میشوند. سیلوستر استالونه در نقش کیت لاتوره، رانندهای باتجربه که در گذشته مرتکب اشتباهی شده، ظاهر میشود و تلاش میکند تا بازماندگان را نجات دهد. این فیلم پر از صحنههای اکشن و هیجانانگیز است که تلاش انسان برای بقا در شرایط بحرانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم گاندار (Gandahar) به کارگردانی رنه لالو در سال 1987 منتشر شد. این انیمیشن فرانسوی داستان پادشاهی آیندهنگر را روایت میکند که توسط موجوداتی مکانیکی به نام «متالان» مورد حمله قرار گرفته است. در این میان، پسری جوان به نام «سیلوین» برای نجات سرزمینش مأموریت مییابد تا با عبور از زمان، ریشه این تهدید را شناسایی و با آن مقابله کند.
خلاصه داستان: مایک داندی، شکارچی معروف استرالیایی، این بار به همراه دوستدخترش سو به لسآنجلس سفر میکند تا در یک برنامه تلویزیونی شرکت کند. اما وقتی پسرش مایکل در یک موزه مشغول کار تابستانی است و شاهد سرقت یک نقاشی ارزشمند توسط گروهی از تبهکاران میشود، مایک وارد ماجراجویی جدیدی در دل شهر بزرگ و پر زرق و برق میشود. او با استفاده از مهارتهای منحصر به فرد و بیپروای خود در برابر این گروه جنایتکار قرار میگیرد و نشان میدهد که حتی در لسآنجلس هم شیر نترسی است. در این فیلم که پل هگیس کارگردانی آن را بر عهده داشته، پل هگیس، سارا بوت و جودی موریس به ایفای نقش پرداختهاند.