خلاصه داستان: کشتن ایو؛ سریالی جاسوسی معمایی بر پایه مجموعه رمان ویلانل اثر لوک جنینگز است. در پی وقوع مجموعهای از رویدادهای غیرمنتظره، سرنوشت یک مامور امنیتی با یک آدمکش حرفهای گره میخورد و…
خلاصه داستان: سریال عضو جدید سی آی ای؛ در مورد یک وکیل تازه کار در سازمان سیا به نام اوون هندریکس است که درگیر سیاستهای خطرناک بینالمللی میشود. در این میان یک کارمند سابق سیا، اوون را تهدید میکند که ماهیت رابطه طولانی مدت خود با آژانس را افشا خواهد کرد، مگر اینکه آنها نام او را از اتهامات پاک نمایند و…
خلاصه داستان: داستان این سریال انیمیشنی در مورد ماجراهای روزانهی یک زاغ کبود و یک راکن است که بعنوان متصدی نگهداری از محوطه پارک محلهشان مشغول به کار هستند…
خلاصه داستان: در دهکدهای حوالی کوههای پیرنه پسری به دنیا میآید، به نام سباستین، مادر بعد از تولد فرزندش به سفر میرود و سرپرستی سباستین را به پیرمردی میدهد. در نتیجه سباستین توسط پدربزرگ ناتنی بزرگ میشود. در ادامه سباستین با سگی (به نام بل) که از دست صاحبش فرار کرده بود و توسط پلیس تحت تعقیب بود آشنا میشود. در نتیجه تصمیم میگیرد برای نجات بل، خانواده ناتنیاش را رها کنید و به همراه بل سفری را آغاز نماید. در طول سفر سباستین تمام اروپا را میگردد و در خلال این سفر اتفاقهای جالبی برای او و «بل» رخ می دهد …
خلاصه داستان: ویچر ، نام سریالی اکشن و ماجرایی میباشد که توسط لورن اشمیت ساخته شده است. در دنیایی که انسانها از نظر شرارت و بیرحمی تفاوت چندانی با جانوران وحشی ندارند، یک شکارچی هیولا تلاش میکند که جایگاه خود را در دنیای پیرامون پیدا کند و ...
خلاصه داستان: ناتانی نائوفومی، اوتاکویی که هیچ ویژگی خاصی نداره در کتابخانه کتابی را پیدا میکند که او را به دنیایی دیگر احضار میکند و به او ماموریت داده میشود که با ملحق شدن به دیگران با امواج فاجعه بجنگد. او با تصوراتی از یک ماجراجویی بزرگ گروه خود را تشکیل میدهد، اما فقط پس از چند روز به او خیانت میشود و همه پول و احترام و مقامش را از دست میدهد. ناتوان از اعتماد دوباره به دیگران، بردهای به نام رافتالیا را به خدمت میگیرد و عازم امواج و دنیا میشود. ولی آیا او واقعا راهی برای تغییر این وضعیت میتواند پیدا کند؟ این داستانیست ماجراجویی فانتزی درباره برخاستن مردی که همه چیزش را از دست داده.
خلاصه داستان: هنگامی که پسران هاردی (فرانک و جو ) و پدرشان فنتون به بریجپورت می رسند ، آنها تلاش می کنند تا واقعیت فاجعه اخیر را که زندگی آنها را تغییر داده است ، پیدا کنند و با این کار چیزی بسیار شوم تر را کشف می کنند…