خلاصه داستان: فیلم «حالت قهرمان» یک کمدی-خانوادگی است که داستان تروی، یک نوجوان نابغه برنامهنویسی را دنبال میکند که تنها ۳۰ روز فرصت دارد تا بهترین بازی ویدیویی جهان را بسازد وگرنه خانوادهاش همهچیز را از دست میدهند. تروی که در شرکت بازیسازی مستقل مادرش، کیت، که در آستانه ورشکستگی است، کار میکند، با چالشهایی مانند برنامهنویسان ناراضی شرکت و رقابت با مدیرعامل یک شرکت رقیب که قصد خرید و تخریب استودیو را دارد، روبهرو میشود. تروی همچنین با بیماری اماس مادرش و مشکلات شخصی مانند علاقهاش به دختری به نام پیج که در گروه کر میخواند، دستوپنجه نرم میکند. داستان با صحنههایی مانند هک کردن توسط تروی، مونتاژهای برنامهنویسی، و نمایش بازی در کنوانسیون Pixelcon، به موضوعات کار تیمی، پشتکار و عزت نفس میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، لحن ناهماهنگ بین کمدی و درام، و تولید کمکیفیت مانند تغییر نسبت تصویر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، پیامهای مثبت برای مخاطبان جوان و اشاره به فرهنگ بازیسازی مانند ارجاع به «سوپر ماریو» تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف، طنز ناجور و کارگردانی آماتور نقد شدند.
خلاصه داستان: سریال «وایکینگها» یک درام تاریخی کانادایی-ایرلندی به نویسندگی و خلق مایکل هرست است که از ۳ مارس ۲۰۱۳ تا ۳۰ دسامبر ۲۰۲۰ از شبکه History پخش شد و فصل ششم آن در برخی کشورها ابتدا در آمازون پرایم ویدیو منتشر شد. این سریال که با الهام از حماسههای راگنار لودبروک، یکی از معروفترین قهرمانان افسانهای نورس، ساخته شده، داستان راگنار (تراویس فیمل)، کشاورزی وایکینگ از کاتگات را دنبال میکند که با جاهطلبی برای کاوش و غارت سرزمینهای دوردست غربی، برخلاف دستورات ارل هارالدسون (گابریل بیرن)، با کمک دوستش فلوکی (گوستاف اسکاشگورد) کشتیهای جدیدی میسازد. راگنار با همسرش لاگرتا (کاترین وینیک)، یک سپربانوی قدرتمند، و برادرش رولو (کلایو استندن) به انگلستان حمله میکند و به شهرت میرسد. سریال در فصول بعدی به ماجراهای پسران راگنار، از جمله بیورن (الکساندر لودویگ) و ایوار (الکس هوگ اندرسن)، و روابط پیچیده خانوادگی و سیاسی، از جمله با پادشاه اکبرت وسکس (لینوس روچ)، میپردازد. سریال با صحنههای اکشن حماسی مانند حمله به لیندیسفارن، موسیقی متن «If I Had a Heart» از فیور ری، و مضامین وفاداری، خیانت، و ایمان، به موضوعات اساطیر نورس، خانواده و قدرت میپردازد. با این حال، به دلیل نادرستیهای تاریخی، افت کیفیت پس از خروج فیمل در فصل چهارم، و ریتم کند در فصول بعدی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۵/۱۰۰ در IMDb، ۹۳٪ در راتن تومیتوز). بازی فیمل، وینیک، لودویگ و اندرسن، فیلمبرداری در ایرلند، و طراحی صحنه تحسین شدند، اما داستان صابونی و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند. سریال با ۸۹ قسمت در شش فصل به پایان رسید و دنبالهای به نام «وایکینگها: والهالا» در نتفلیکس در سال ۲۰۲۲ منتشر شد.
خلاصه داستان: فیلم «روباه و خرگوش جنگل را نجات میدهند» (به هلندی: Vos & Haas redden het bos) یک انیمیشن ماجراجویی-درام محصول مشترک هلند، بلژیک و لوکزامبورگ به کارگردانی ماشا هالبرستاد و نویسندگی فابی هولسبوس است که بر اساس مجموعه کتابهای «فوس و هاس و رئیس جنگل» نوشته سیلویا فاندن هیده ساخته شده است. داستان درباره روباه (دن رنتون اسکینر) و خرگوش (ترزا گالاگر)، دو دوست صمیمی، است که در جنگلی با دوستانشان زندگی میکنند. یک روز، آنها متوجه غیبت جغد (جیمی کوین) میشوند و در جستجوی او، دریاچهای عظیم را کشف میکنند که قبلاً وجود نداشته است. این دریاچه نتیجه سد عظیمی است که سگ آبی (الکس کلاسن)، موجودی خودخواه، با کمک دو موش صحرایی ساخته و جریان رودخانه را متوقف کرده است. با بالا آمدن آب و تهدید به سیل، روباه و خرگوش با دوستانشان، از جمله پنگوئن (ایلسه وارینگا)، برای نجات جنگل و یافتن جغد تلاش میکنند. فیلم با انیمیشن سهبعدی شبیه به استاپموشن، آهنگهای شاد، و طنز ساده، به موضوعات دوستی، حفاظت از محیطزیست و همکاری تیمی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده، شخصیتپردازی محدود، و دیالوگهای بیشازحد آموزشی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۰٪ در راتن تومیتوز از ۵ نقد، ۵.۹/۱۰ در IMDb). طراحی بصری، صداپیشگی گالاگر و کوین، و پیام زیستمحیطی تحسین شدند، اما داستان خطی و کمبود جذابیت برای بزرگسالان نقد شدند. فیلم در جشنواره برلیناله ۲۰۲۴ (بخش Generation Kplus) به نمایش درآمد و نامزد خرس کریستالی شد.
خلاصه داستان: فیلم «ترس در عمق» یک فیلم اکشن-ماجراجویی-ترسناک استرالیایی به کارگردانی متیو هولمز و نویسندگی مشترک هولمز و گرگوری ماس است که در استرالیای سال ۱۹۴۶ رخ میدهد. داستان حول گروهی از غواصان حرفهای شرکت Sea Dog Diving، از جمله کلارا بنت (هرمیون کورفیلد)، ارنی (جک رایان)، و جیمی (جیکوب جونیور نایینگول)، میچرخد که برای یافتن خودرویی غرقشده در رودخانهای استخدام میشوند. تلاشهای آنها توسط یک کوسه نر ماده باردار و بسیار تهاجمی مختل میشود. غواصان بهزودی متوجه میشوند که برای گروهی از جنایتکاران بیرحم کار میکنند که قصد دارند طلای سرقتشده خود را بازیابی کنند. این جنایتکاران، به رهبری شخصیتی خشن (جاش مککانویل)، به اندازه کوسه خطرناک هستند. فیلم با صحنههای زیرآبی پرتنش، استفاده از تجهیزات غواصی قدیمی (لباسهای غواصی استاندارد ۱۹۴۰)، و جلوههای عملی مانند مینیاتورها، به موضوعات بقا، خیانت و طمع میپردازد. با این حال، به دلیل کمبود صحنههای کوسه، داستان تکراری، ویرایش گاه ناهموار، و شخصیتپردازی محدود، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی هرمیون کورفیلد، فضای دهه ۱۹۴۰، و جلوههای عملی تحسین شدند، اما ریتم کند و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گارد قدیمی ۲» یک فیلم ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی ویکتوریا ماهونی و نویسندگی گرگ روکا و سارا ال. واکر، بر اساس کمیکهای گرگ روکا و لئاندرو فرناندز است. این فیلم دنبالهای بر «گارد قدیمی» (۲۰۲۰) است و داستان اندی (شارلیز ترون)، رهبر گروهی از جنگجویان نامیرا، را دنبال میکند که شش ماه پس از وقایع فیلم اول، با جو (مروان کنزاری)، نیکی (لوکا مارینلی)، نایل (کیکی لین)، و کاپلی (چیووتل اجیوفور) برای بازیابی یک انبار تسلیحات در اسپلیت همکاری میکند. کوئین (ورونیکا نگو)، همتیمی سابق و معشوقه اندی که قرنها در قفسی آهنین در کف اقیانوس گرفتار بود، توسط دیسکورد (اوما تورمن)، اولین نامیرا و دلال اسلحه مرموز، نجات یافته و به دنبال انتقام از اندی است. اندی و کاپلی با توآ (هنری گلدینگ)، نگهبان تاریخچه نامیراها، در سئول ملاقات میکنند که فاش میکند کتابهایش توسط دیسکورد دزدیده شده است. توآ نظریهای دارد که «آخرین نامیرا» میتواند نامیرایی را سلب یا منتقل کند، که وقتی نایل بهطور تصادفی زخمی به بوکر (ماتیاس شونارتس) وارد میکند و او نامیراییاش را از دست میدهد، تأیید میشود. داستان با نقشه دیسکورد و کوئین برای انفجار تأسیسات هستهای در جنوب تانگرانگ پیچیده میشود که تهدیدی برای میلیونها نفر است. فیلم با صحنههای اکشن مانند مبارزه اندی با شمشیر و آویزان شدن از هلیکوپتر، به موضوعات خیانت، وفاداری، و شکنندگی نامیرایی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، پایانبندی ناتمام شبیه یک صخرهنورد (cliffhanger)، کمرنگ شدن مضامین کوئیر فیلم اول، و شخصیتپردازی ضعیف دیسکورد، نقدهای منفی دریافت کرد. بازی شارلیز ترون و صحنههای اکشن تحسین شدند، اما فیلم به دلیل فقدان انسجام و ریتم کند نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «داستان پروانه» یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک کانادا و آلمان به کارگردانی سوفی روی و نویسندگی هایدی فوس و لین ساوتسکی است. داستان درباره پاتریک (با صدای منا مسعود)، یک پروانهی مونارک نوجوان و شجاع است که به دلیل بال ناقص نمیتواند پرواز کند، اما مصمم است در مهاجرت سالانه پروانههای مونارک به مکزیک شرکت کند. او همراه با بهترین دوستش مارتی (لوسیندا دیویس)، یک کرم ابریشم بامزه که هنوز به پروانه تبدیل نشده، و جنیفر (تاتیانا ماسلانی)، پروانهای که از ارتفاع میترسد، بهصورت مخفیانه در واگن حمل شیرسپستان سوار میشوند. این گروه در طول سفر با چالشهایی مانند طوفان، پرندگان شکارچی (از جمله گنجشک زرد شرور با صدای ریچارد ام. دامونت)، و موانع انسانی روبهرو میشوند. فیلم به موضوعات دوستی، پذیرش تفاوتها، شجاعت، و مسائل زیستمحیطی میپردازد و با طنز و لحظات احساسی همراه است. با این حال، به دلیل داستان ساده، ساختار نامنظم، شخصیتپردازی سطحی، و شباهت به انیمیشنهایی مانند «مهاجرت»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صداپیشگی منا مسعود و تاتیانا ماسلانی، انیمیشن رنگارنگ، و موسیقی (از جمله آهنگ «Something Big» از شاون مندز) تحسین شدند، اما فیلم به دلیل کمبود عمق در شخصیتهای شرور و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «اما کوچولو» یک انیمیشن ماجراجویی-خانوادگی محصول مشترک آمریکا، چین، ایرلند و هند به کارگردانی لئو لوئیس لیائو و نویسندگی شان لمب، راجر چن و آلیس بلهارت است. داستان حول اما (با صدای ناتالی گریس)، دختر مینیاتوری که توسط والدین حیوانی بزرگ شده، میچرخد و در دنیایی پر از موجودات غولپیکر به دنبال کشف حقیقت درباره ریشههای انسانی خود است. اما که نمیداند چیست یا از کجا آمده، با دوستانی مانند نیوتن، لاکپشتی نابغه (بار توپاز)، و ادوارد ولف، دانشمندی (تراویس کلوئر) که سعی دارد ثابت کند اما چیزی فراتر از ظاهرش است، همراه میشود. او به جزیرهای مخفی از انسانهای مینیاتوری میرسد، اما این جزیره بهجای یک افسانه رویایی، رازهای نگرانکنندهای درباره گذشتهاش فاش میکند. فیلم به موضوعات هویت، تعلق، و شجاعت میپردازد و با انیمیشن رنگارنگ و طنز سبک، برای مخاطبان خانوادگی طراحی شده است. با این حال، به دلیل داستان ساده، شخصیتپردازی سطحی، و شباهت به انیمیشنهایی مانند «زوتوپیا» و «ابرقهرمانان کوچک»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی گریس و کلوئر و جلوههای بصری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل فقدان نوآوری، داستان قابلپیشبینی، و پیچشهای داستانی ضعیف مانند طرح شرورانهای که بهطور کامل توضیح داده نشد، نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «الی و قطار شبحآلود» (به آلمانی: Elli - Ungeheuer Geheim) یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک آلمان، کانادا و چک به کارگردانی پیت د رایکر، یسپر مولر و ینس مولر است که بر اساس کتابی از کلاوس باومگارت ساخته شده است. داستان حول الی (با صدای دالیا اشمیت-فوس)، روح کوچک بیخانمانی میچرخد که به دنبال یافتن جایی برای تعلق خاطر است. او بهطور اتفاقی به قطار شبحآلودی میرسد که محل زندگی گروهی از هیولاهای عجیب، از جمله یتی مارتا (سوانتیه واشر)، ومپایر وانگروفتی (سانتیاگو زیسمر)، و کنارف فرانکنشتاین (مکس گیرمان) است. الی هنگام جستوجوی عمویش چمبرلین، که ربوده شده، ناخواسته توجه دنیای بیرون را به قطار جلب میکند و باعث به خطر افتادن خانه هیولاها میشود. او با این گروه غیرمعمول متحد میشود تا در مأموریتی پرهیجان، هم قطار را نجات دهد و هم خانوادهای برای خود پیدا کند. فیلم به موضوعات دوستی، پذیرش، و حس تعلق میپردازد و با طنز سبک، انیمیشن رنگارنگ، و موسیقی آموری لوران برنیر همراه است. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، انیمیشن ساده، و سردرگمی ناشی از تغییر عنوان به «الی و تیم هیولاهایش» در برخی مناطق، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی، بهویژه اولیور کالکوفه، و تصاویر بصری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل شباهت به انیمیشنهای خانوادگی مانند «هتل ترانسیلوانیا» و کمبود نوآوری در روایت مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «دیپلودوکوس» (به لهستانی: Smok Diplodok) یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک لهستان، جمهوری چک و اسلواکی به کارگردانی و نویسندگی وویتک واوْشچیک است که با الهام از کمیکهای کلاسیک دهه ۸۰ تادئوش بارانوفسکی ساخته شده است. داستان حول دیپلودوکوس، دایناسوری کنجکاو و سبز رنگ (با صداپیشگی میکولای واچوفسکی)، میچرخد که آرزوی ماجراجویی دارد، اما والدین بیشازحد محافظهکارش (مالگورزاتا کوزوخوفسکا) او را از کاوش در دنیای خطرناک اما زیبای خارج از دیوار اطراف خانهشان در جنگل منع میکنند. دیپلوی کوچک نمیداند که دنیای او در واقع بخشی از یک کتاب کمیک است که توسط تد (پیوتر پولاک)، هنرمندی جویای موفقیت، خلق شده است. وقتی ناشر تد (هلنا انگلرت) او را متقاعد میکند که کمیک دایناسوریاش مانع پیشرفت حرفهای اوست، تد شروع به پاک کردن دنیا با پاککن میکند و دنیای دیپلو در معرض نابودی قرار میگیرد. دیپلو که کشف میکند میتواند بین صفحات کمیکهای مختلف تلپورت کند، با جادوگری ناشی به نام هوکوس پوکس (بوریس شیچ)، دانشمندی عجیب به نام پروفسور نرووسولک (آرکادیوش یاکوبیک)، و خلبانی شجاع به نام اِنتومولوژیا همراه میشود تا والدینش را که در شرایط مرموزی گم شدهاند، نجات دهد. فیلم به موضوعات تخیل، خودباوری، و ارزش خلاقیت هنری میپردازد و با طنز عجیب، تصاویر رنگارنگ، و ترکیبی از انیمیشن و لایو-اکشن، فضایی متا و غیرمتعارف خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان ساده، نیمه اول پراکنده، و سبک بصری که گاهی از کمیکهای اصلی بارانوفسکی فاصله میگیرد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی و طراحی خلاقانه تحسین شدند، اما داستان تد به دلیل کمبود عمق و شباهت به فیلمهایی مانند «فیلم لگو» و «سول» مورد انتقاد قرار گرفت
خلاصه داستان: فیلم «آمازون بولزآی» یک کمدی ماجراجویانه کرهای به کارگردانی کیم چانگجو و نویسندگی بائه سهیونگ است. جینبونگ (ریو سئونگریونگ)، مدالآور سابق المپیک در تیراندازی با کمان که اکنون در معرض اخراج از شرکتش قرار دارد، برای نجات شغلش بهعنوان آخرین فرصت به آمازون فرستاده میشود تا تیمی را برای مسابقات جهانی تیراندازی با کمان آموزش دهد. پس از سقوط هلیکوپتر در جنگلهای آمازون، جینبونگ بهطور اتفاقی با سه جنگجوی بومی قبیله تاگائوری به نامهای سیکا (ایگور پدرسو)، ایبا (لوآن بروم)، و والبو (جی.بی. اولیویرا) روبهرو میشود که مهارتهای خدادادی در تیراندازی با کمان دارند. او با کمک بانگسیک (جین سونکیو)، مترجم کرهای-بولدوریایی، این سه نفر را به کره میبرد تا نماینده کشور خیالی بولدور در مسابقات جهانی شوند و از این طریق قرارداد استخراج طلای شرکتش را تضمین کند. در سئول، جینبونگ و تیمش با تفاوتهای فرهنگی، مشکلات آموزش، و فشارهای شرکت، از جمله رئیس جینبونگ، پارک (جون سوکهو)، دستوپنجه نرم میکنند. فیلم با طنز ناشی از برخوردهای فرهنگی و لحظات احساسی، به موضوعات خانوادهای پیداشده، پل زدن بین فرهنگها، و شانس دوباره برای رستگاری میپردازد. با این حال، به دلیل طنز گاهی کلیشهای و نژادپرستانه، داستان قابلپیشبینی، و عدم عمق در شخصیتپردازی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی ریو سئونگریونگ و جین سونکیو به دلیل شیمی قوی و اجراهای طنزآمیز تحسین شد، اما فیلم به دلیل شباهت به «Cool Runnings» و شوخیهای قدیمی نقد شد