خلاصه داستان: خلاصه داستان: بیلی هاوپ (با بازی جیک جیلنهال)، قهرمان نامدار بوکس در وزن متوسط، زندگی ایدهآلی دارد: همسر محبوبش مورین (ریچل مکآدامز) و دختر کوچکش لیلای (اوونا لارنس). اما پس از یک درگیری مرگبار، مورین کشته میشود و بیلی در غم از دست دادن همسرش، کنترل زندگی و حرفه خود را از دست میدهد. او دچار افسردگی و اعتیاد میشود و حتی حضانت دخترش را نیز از دست میدهد. برای بازگرداندن زندگی و دخترش، بیلی باید با کمک مربی سختگیری به نام تیک ویلس (فورست ویتاکر)، دوباره به دنیای بوکس بازگردد و در یک مبارزه بزرگ برای قهرمانی، ثابت کند که میتواند دوباره روی پای خود بایستد. این فیلم ورزشی-درام محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی آنتونی فوکوا است.
خلاصه داستان: فیلم علمی تخیلی و ترسناک «گونهها» (Species) محصول سال ۱۹۹۵ به کارگردانی راجر دانلدسون، داستان آزمایشهای محرمانهای را روایت میکند که در آن دانشمندان ناسا با استفاده از DNA بیگانهای موفق به خلق موجودی ترکیبی از انسان و موجودی فرازمینی به نام «سیل» میشوند. «ناتاشا هنستریج» در نقش این موجود مرموز و قدرتمند ظاهر میشود که پس از فرار از آزمایشگاه، برای یافتن جفت و تولید مثل به قتل و وحشت دست میزند. تیمی متشکل از «بن کینگزلی» در نقش دکتر استفن آرن، «مایکل مدسن» در نقش پرستون لنومار، «آلفرد مولینا» در نقش دکتر استفن فیشر و «فارست ویتاکر» در نقش دن اسمیت برای شکار و نابودی این موجود ترسناک تشکیل میشود. این فیلم با ترکیب ژانرهای ترسناک و علمی تخیلی، فضایی پرتعلیق و خشن را به تصویر میکشد که در آن بقای بشریت در معرض تهدید قرار دارد.
خلاصه داستان: یک سرباز وظیفهشناس به نام تاد در ارتش فدراسیون که از کودکی برای جنگیدن تربیت شده، پس از سالها خدمت وفادارانه، توسط فرماندهانش به دلیل کهنهکار شدن رها میشود و در سیارهای بیابانی رها میگردد. او که هیچگاه زندگی عادی را تجربه نکرده، در این سیاره با گروهی از انسانهای صلحطلب که از جنگ گریختهاند روبرو میشود و به تدریج با آنها ارتباط برقرار میکند. اما زمانی که فدراسیون برای نابودی این جامعه صلحطلب حمله میکند، تاد باید بین وفاداری به گذشته نظامیاش و دفاع از خانواده جدیدش یکی را انتخاب کند. این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی پل اندرسون و با بازی کورت راسل در نقش اصلی است.
خلاصه داستان: یک پسر نوجوان به نام ویل استرانگهولد در جهانی زندگی میکند که والدینش از مشهورترین و قدرتمندترین سوپرقهرمانان جهان هستند. در حالی که همه منتظر ظهور قدرتهای فوقالعاده در او هستند، ویل در روز اول مدرسه متوجه میشود که قدرتهایش بسیار ضعیفتر از حد انتظار است و به همین دلیل در کلاس «یار کمکی» قرار میگیرد. او باید با وجود تمسخر دیگران و فشار والدینش، ثابت کند که حتی یک قهرمان با قدرتهای محدود نیز میتواند قهرمان واقعی باشد. این فیلم کمدی-اکشن محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی مایک میچل و با بازی مایکل آنگارانو، کرت راسل، کلی پرسون و بروس کمبل است که داستانی مفرح و پر انرژی از دوران نوجوانی و پذیرش خود را روایت میکند.
خلاصه داستان: عملیات جیمز باند در استانبول به فاجعه ختم میشود و یک هارددیسک حاوی لیست عوامل نفوذی ناتو به دست تروریستها میافتد. باند که پس از این مأموریت ناپدید شده بود، با انفجاری در مقر MI6 به لندن بازمیگردد و متوجه میشود M مورد هدف قرار گرفته است. او با همراهی ایو، مأمور جدید، به تعقیب مرد مرموزی به نام رائول سیلوا میرود؛ هکری سابق که از گذشتهای تاریک با M انتقام شخصی دارد. سیلوا که از کارکنان سابق MI6 است، یک نقشه پیچیده را برای نابودی M و سازمان اطلاعاتی بریتانیا طراحی کرده و باند را به سفری از شانگهای تا اسکایفال، عمارت خانوادگی متروک خود در اسکاتلند، میکشاند. در این نبرد نهایی، باند نه تنها باید از M محافظت کند، بلکه باید با گذشته خود و ریشههای تاریک آن نیز روبرو شود. این فیلم به کارگردانی سام مندس و با بازی دنیل کریگ، خاویر باردم و جودی دنچ، پنجاهمین سالگرد مجموعه جیمز باند را با یک داستان شخصی و پرتنش جشن گرفت.
خلاصه داستان: جان شفت دوم، کارآگاه سیاهپوست خشن و بیپروا، در سال ۲۰۰۰ و به کارگردانی جان سینگلتون و با بازیگری ساموئل ال. جکسون به عنوان نسل جدید این شخصیت مطرح سینمایی، بازمیگردد. او که اکنون در نیویورک فعالیت میکند، برای حل یک پرونده قتل نژادپرستانه که به یک دوست نزدیکش مربوط میشود، وارد عمل میشود. شفت برای رسیدن به حقیقت، با یک نژادپرست ثروتمند و خطرناک درگیر میشود و در این مسیر، از هیچ اقدامی، حتی خارج از چارچوب قانون، فروگذار نیست. این فیلم دنبالهای بر فیلمهای کلاسیک شفت در دهه ۷۰ است و شخصیتی را به تصویر میکشد که با خشونت و مهارت، عدالت را در شهری خشن اجرا میکند.
خلاصه داستان: این فیلم نوآر روانشناختی به کارگردانی استیون نایت و با بازی متیو مککانهی و آن هتوی، داستان جان بیکر، کاپیتان یک قایق ماهیگیری را روایت میکند که زندگی آرامش در جزیره پلیکینز با ورود کانسوئلا، همسر سابقش که از او درخواست کمک میکند، دگرگون میشود. کانسوئلا از جان میخواهد که به او کمک کند تا همسر ثروتمند و خشن فعلی خود، فرانک زاریوس را به قتل برساند و در ازای آن، پنج میلیون دلار به او بدهد. جان که در ابتدا با این پیشنهاد مخالفت میکند، به تدریج تحت تأثیر وسوسه پول و احساسات گذشته قرار میگیرد و وارد بازی مرگبار و پیچیدهای میشود که در آن هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست و توطئهای تاریک در حال شکلگیری است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «صورتزخمی» (Scarface) محصول سال ۱۹۸۳ به کارگردانی برایان دی پالما، داستان تونی مونتانا (با بازی آل پاچینو) را روایت میکند؛ یک تبعیدی کوبایی جاهطلب که در میامیِ دهه ۱۹۸۰ به یک قاچاقچی کوکائین بیرحم و بیرحم تبدیل میشود. او به همراه دوستش مانولو (استیون باوئر) از فقر مطلق به ثروت و قدرت افسانهای میرسند، اما حرص و طمع، پارانویا و خشونت بیحدوحصرش، او را به سوی سقوطی اجتنابناپذیر سوق میدهد. در این مسیر، تونی عاشق السا (میشل فایفر)، معشوقه رئیس سابقش فرانک لوپز (رابرت لوجا) میشود و با دنیای زیرزمینی مواد مخدر و خونریزی درگیر میشود تا اینکه امپراتوری او توسط رقیبانش و مأموران قانون مورد حمله قرار میگیرد.
خلاصه داستان: سریال هندی «بازیهای مقدس» (Sacred Games) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی ویکرامادیا موتوانی و آنورانگ کاشیاپ است که با بازی سایف علی خان، ناوازالدین صدیقی، رادیکا آپته و پانکاج تریپاتی ساخته شده است. این مجموعه داستان سارتاج سینگ، یک افسر پلیس مأمور به کار در بمبئی را روایت میکند که یک تماس تلفنی مرموز از گیتانجلی، یک گانگستر قدرتمند و فراری، زندگی او را دگرگون میکند. گیتانجلی به سارتاج هشدار میدهد که بمبئی در ۲۵ روز آینده نابود خواهد شد و تنها او میتواند شهر را نجات دهد. این هشدار، سارتاج را وارد یک مأموریت خطرناک و پیچیده میکند که در آن باید گذشته تاریک گیتانجلی، ارتباطات سیاسی و مافیا، و توطئههای عمیقی را که ریشه در تاریخ و مذهب هند دارد، کشف کند. سریال با بهرهگیری از فلشبکهای متعدد، داستان شکلگیری گیتانجلی را از یک جوان عادی تا رسیدن به قدرت در دنیای جنایتکاران نشان میدهد و همزمان، سارتاج را در یک مسابقه با زمان برای جلوگیری از فاجعه قرار میدهد.
خلاصه داستان: یک پزشک اورژانس در شب عید پس از مرگ مشکوک یک بیمار، متوجه میشود که موجودات خونآشامی به نام «خونآشامهای روز» در حال تبدیل انسانها به هیولا هستند. او با کمک یک شکارچی خونآشام اسلحهساز و یک بازمانده، باید راهی برای نجات بشریت پیدا کند. این فیلم اکشن و ترسناک با بازی یحیی عبدالمتین دوم، ناتاشا لیو بوردیزو و آدریو کواندو، بر اساس کمیکبوکهای مارول ساخته شده است.