خلاصه داستان: فیلم کمدی کلاسیک «دختر جمعهاش» محصول ۱۹۴۰ به کارگردانی هاوارد هاکس، با بازی درخشان کری گرانت در نقش والتر برنز، سردبیر زیرک و فرصتطلب روزنامه شیکاگو هرالد-اگزمینر، و روزالیند راسل در نقش هیلی بروکس، خبرنگار سابق و همسر طلاقگرفته او. داستان حول تلاشهای دیوانهوار والتر برای جلوگیری از ازدواج مجدد هیلی با بروس بالدوین، مردی آرام و معمولی، میچرخد؛ در حالی که هیلی میخواهد آخرین گزارش خبری بزرگ خود را درباره اعدام اشتباهی یک کارگر بیگناه بنویسد و والتر از هر ترفندی برای نگه داشتن او در روزنامه استفاده میکند. دیالوگهای سریع، طنز تلخ و فضای پرهیجان خبری، این فیلم را به یکی از برترین آثار کمدی screwball هالیوود تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: در فیلم «من عروس جنگی مرد بودم» ساخته سال ۱۹۴۹ به کارگردانی هوارد هاکس، کری گرانت در نقش هنری شارلر، افسر لهستانی ارتش آمریکا در جنگ جهانی دوم، و آن شریدان در نقش کاترین فورسایت، افسر زن آمریکایی، ظاهر میشوند؛ هنری برای ماندن با همسر تازه ازدواج کردهاش در آمریکا، باید خود را به عنوان عروس جنگی جا بزند و با لباس زنانه و هویت جعلی از موانع بوروکراتیک خندهدار عبور کند، که این ماجرا به زنجیرهای از موقعیتهای کمدی و موقعیتهای جنسیتی هجوآمیز منجر میشود و عشق آنها را در برابر قوانین سختگیرانه آزمایش میکند.
خلاصه داستان: سریال کمدی «ویل و گریس» ساخته مکس موتشنیک و دیوید کوهن از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۶ و سپس احیا در ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰، با بازی برجسته اریک مککورمک در نقش ویل ترومن وکیل همجنسگرا، دبرا مسینگ در نقش گریس آدلر طراح داخلی مجرد، شان هیز در نقش جک مکفارلین بازیگر جاهطلب و مگان مولالی در نقش کارن واکر خدمتکار ثروتمند و دیوانهوار بامزه، داستان دوستی عمیق و پرماجرا میان ویل و گریس را دنبال میکند که با روابط عاشقانه ناموفق، شیطنتهای جک و کارن و موقعیتهای خندهدار روزمره در نیویورک همراه است و به نمادی از کمدی هوشمندانه و پیشرو در مسائل اجتماعی تبدیل شد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۴، جورج کارلین، کمدین افسانهای آمریکایی، در سالن دانشگاه جنوب کالیفرنیا (USC) اجرای زندهای حماسی و طنزآمیز ارائه میدهد که به کارگردانی جو آدامسون ضبط شده است. «جورج کارلین در USC» مجموعهای از روتینهای برنده و انتقادی او را به نمایش میگذارد، از جمله شوخیهای تند و تیز درباره مذهب، سیاست، زبان انگلیسی و absurdities زندگی مدرن، که با انرژی بیپایان کارلین، مخاطبان را به خنده و تأمل وامیدارد و جایگاه او را به عنوان یکی از بزرگترین کمدینهای تاریخ تثبیت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «شبح در قبرستان» (۲۰۱۹) به کارگردانی اندرو سی. ارین، با بازی اولیویا تیلور دادلی در نقش کالیستا، جرمی سامپتر در نقش ویکتور و گری جونز در نقش برادران، داستان گروهی از نوجوانان را روایت میکند که در یک شب مهآلود به قبرستان متروکهای نفوذ میکنند تا ماجراجویی کنند، اما با بیدار شدن ارواح خبیث و موجودات ماوراء طبیعی روبرو میشوند و باید برای نجات جان خود با ترسها و رازهای تاریک قبرستان مبارزه کنند.
خلاصه داستان: الهه عشق (۲۰۱۵)، ساخته ویلیام گریوز با بازی الکساندرا کاوالیری در نقش ونوس و اسکات لنوکس در نقش دیوید، داستان مدل جوانی به نام ونوس را روایت میکند که پس از یک شب پرشور و عاشقانه با تاجر موفق و متأهلی به نام دیوید، وارد چرخهای از obsession دیوانهوار و خطرناک میشود. ونوس که از تنهایی و شکستهای گذشته رنج میبرد، مرزهای عشق، حسادت و جنون را درنوردیده و زندگی دیوید، همسر و خانوادهاش را به نابودی میکشاند، در حالی که روابط پیچیده و اروتیک آنها به تدریج به یک کابوس تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۷، فیلم «وقتی نیچه گریست» به کارگردانی پینچاس پری با بازی آرمین مولر-اشتال در نقش دکتر یوزف بروئر، لئونارد کارو در نقش فریدریش نیچه و کاترین هایگل در نقش ماتیلده، داستان را در وین قرن نوزدهم روایت میکند؛ جایی که بروئر، بنیانگذار رواندرمانی، توسط دوستش زیگموند فروید متقاعد میشود تا نیچه افسرده و منزوی را درمان کند. نیچه در برابر درمان مقاومت میکند، اما بروئر خودش درگیر بحران عاطفی با بیمار جوانش ماتیلده میشود و این مواجهه به کاوش عمیق در ناخودآگاه انسان، رهایی از سرکوبهای روانی و تولد روانکاوی منجر میگردد.
خلاصه داستان: فیلم «بیا برگرد، شِبا کوچک» (۱۹۵۲) به کارگردانی دنیل من با بازی شرلی بوت در نقش لولا دلانگیز و برت لنکستر در نقش داک، داستان زوجی میانسال را روایت میکند که در خانهای کوچک و محقر زندگی میکنند. لولا، زنی خانهدار، پرخور و افسرده، دائماً به دنبال سگ گمشدهاش شِبا میگردد و در خیالاتش به روزهای جوانی و عشق پرشور گذشتهاش با داک پناه میبرد، در حالی که داک، پزشک الکلی سابق، با خشم فروخورده و حسادت به زندگی بیقید ماری، مستأجر جوان و زیبای خانهشان، دستوپنجه نرم میکند. ورود ماری و رابطهاش با دوستپسرش، تعادل شکننده زندگی این زوج را برهم میزند و آنها را وادار به مواجهه با رازهای تاریک گذشته و واقعیتهای تلخ حال میکند.
خلاصه داستان: فیلم جاستین (۱۹۶۹) به کارگردانی جس فرانکو با بازی رومینا پاور در نقش قهرمان اصلی، کلوس کینسکی به عنوان مارکی دو ساد و ماریا روم، اقتباسی جنجالی از رمان کلاسیک مارکی دو ساد است که داستان ژوستین، دختری پاکدامن و مذهبی را در فرانسه قرن هجدهم روایت میکند؛ او پس از مرگ والدینش در جستجوی خواهر گمشدهاش ژولیت به پاریس میرود و در مسیرش با انواع فساد، شکنجههای اروتیک، تجاوز و آزمایشهای سادیستیک روبرو میشود که ایمان و فضیلتش را به چالش میکشد و او را به سوی سرنوشتی تراژیک سوق میدهد.
خلاصه داستان: فیلم جنگ دنیاها (۱۹۵۳) به کارگردانی بایران هاسکین با بازی جین بری و آن رابینسون، اقتباسی کلاسیک از رمان علمی-تخیلی اچ.جی. ولز است که داستان حمله وحشتناک موجودات مریخی را روایت میکند؛ این بیگانگان با سهپایههای غولپیکر مجهز به سلاحهای حرارتی و گاز سیاه، شهرها را نابود کرده و بشریت را به زانو درمیآورند، اما در نهایت میکروبهای ساده زمینی آنها را از پای درمیآورد و نجاتدهنده بشریت میشود.