خلاصه داستان: خلاصه داستان: بیلی هاوپ (با بازی جیک جیلنهال)، قهرمان نامدار بوکس در وزن متوسط، زندگی ایدهآلی دارد: همسر محبوبش مورین (ریچل مکآدامز) و دختر کوچکش لیلای (اوونا لارنس). اما پس از یک درگیری مرگبار، مورین کشته میشود و بیلی در غم از دست دادن همسرش، کنترل زندگی و حرفه خود را از دست میدهد. او دچار افسردگی و اعتیاد میشود و حتی حضانت دخترش را نیز از دست میدهد. برای بازگرداندن زندگی و دخترش، بیلی باید با کمک مربی سختگیری به نام تیک ویلس (فورست ویتاکر)، دوباره به دنیای بوکس بازگردد و در یک مبارزه بزرگ برای قهرمانی، ثابت کند که میتواند دوباره روی پای خود بایستد. این فیلم ورزشی-درام محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی آنتونی فوکوا است.
خلاصه داستان: فیلم علمی تخیلی و ترسناک «گونهها» (Species) محصول سال ۱۹۹۵ به کارگردانی راجر دانلدسون، داستان آزمایشهای محرمانهای را روایت میکند که در آن دانشمندان ناسا با استفاده از DNA بیگانهای موفق به خلق موجودی ترکیبی از انسان و موجودی فرازمینی به نام «سیل» میشوند. «ناتاشا هنستریج» در نقش این موجود مرموز و قدرتمند ظاهر میشود که پس از فرار از آزمایشگاه، برای یافتن جفت و تولید مثل به قتل و وحشت دست میزند. تیمی متشکل از «بن کینگزلی» در نقش دکتر استفن آرن، «مایکل مدسن» در نقش پرستون لنومار، «آلفرد مولینا» در نقش دکتر استفن فیشر و «فارست ویتاکر» در نقش دن اسمیت برای شکار و نابودی این موجود ترسناک تشکیل میشود. این فیلم با ترکیب ژانرهای ترسناک و علمی تخیلی، فضایی پرتعلیق و خشن را به تصویر میکشد که در آن بقای بشریت در معرض تهدید قرار دارد.
خلاصه داستان: استیون اسپیلبرگ، کارگردان افسانهای آمریکایی که در سال ۱۹۴۶ در سینسیناتی اوهایو متولد شد، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین فیلمسازان تاریخ سینما شناخته میشود. او با آثاری مانند «آروارهها» (۱۹۷۵)، «ئی.تی. موجود فرازمینی» (۱۹۸۲)، «پارک ژوراسیک» (۱۹۹۳)، «فهرست شیندلر» (۱۹۹۳) و «نجات سرباز رایان» (۱۹۹۸)، توانایی بینظیر خود را در خلق داستانهای جذاب و بصری خیرهکننده به نمایش گذاشته است. اسپیلبرگ با ترکیب عناصر ماجراجویی، فانتزی و درام، موفق شده است تا مخاطبان سراسر جهان را مجذوب سینمای خود کند و جوایز متعدد از جمله سه جایزه اسکار را به دست آورد. سبک بصری منحصر به فرد، استفاده خلاقانه از تکنولوژی و روایتهای انسانی از ویژگیهای بارز آثار اوست که او را به نمادی از سینمای هالیوود تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: یک سرباز وظیفهشناس به نام تاد در ارتش فدراسیون که از کودکی برای جنگیدن تربیت شده، پس از سالها خدمت وفادارانه، توسط فرماندهانش به دلیل کهنهکار شدن رها میشود و در سیارهای بیابانی رها میگردد. او که هیچگاه زندگی عادی را تجربه نکرده، در این سیاره با گروهی از انسانهای صلحطلب که از جنگ گریختهاند روبرو میشود و به تدریج با آنها ارتباط برقرار میکند. اما زمانی که فدراسیون برای نابودی این جامعه صلحطلب حمله میکند، تاد باید بین وفاداری به گذشته نظامیاش و دفاع از خانواده جدیدش یکی را انتخاب کند. این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی پل اندرسون و با بازی کورت راسل در نقش اصلی است.
خلاصه داستان: پنج خواهر دانشجو در انجمن دانشجویی تتا سیگما پسری به نام گارت را در یک شوخی خطرناک به قتل میرسانند. آنها جسد او را در معدن متروکهای پنهان میکنند و قسم میخورند که این راز را تا ابد نگه دارند. یک سال بعد، در شب فارغالتحصیلی، یک قاتل مرموز با قلابی شروع به کشتن آنها یکی پس از دیگری میکند. حالا، کسیدی، که همیشه با این پوشش مخالف بود، باید برای نجات جان خود و دوستانش، هویت قاتل را قبل از اینکه دیر شود، فاش کند. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی استوارت هندلر و با بازی بریرا گرانت، لیا پایپز، رامبل نیومن، آدریانا پاتریج و جیمی چانگ است.
خلاصه داستان: عملیات جیمز باند در استانبول به فاجعه ختم میشود و یک هارددیسک حاوی لیست عوامل نفوذی ناتو به دست تروریستها میافتد. باند که پس از این مأموریت ناپدید شده بود، با انفجاری در مقر MI6 به لندن بازمیگردد و متوجه میشود M مورد هدف قرار گرفته است. او با همراهی ایو، مأمور جدید، به تعقیب مرد مرموزی به نام رائول سیلوا میرود؛ هکری سابق که از گذشتهای تاریک با M انتقام شخصی دارد. سیلوا که از کارکنان سابق MI6 است، یک نقشه پیچیده را برای نابودی M و سازمان اطلاعاتی بریتانیا طراحی کرده و باند را به سفری از شانگهای تا اسکایفال، عمارت خانوادگی متروک خود در اسکاتلند، میکشاند. در این نبرد نهایی، باند نه تنها باید از M محافظت کند، بلکه باید با گذشته خود و ریشههای تاریک آن نیز روبرو شود. این فیلم به کارگردانی سام مندس و با بازی دنیل کریگ، خاویر باردم و جودی دنچ، پنجاهمین سالگرد مجموعه جیمز باند را با یک داستان شخصی و پرتنش جشن گرفت.
خلاصه داستان: یک زن جوان و بیپروا به نام «بیاض» که در دنیای فانتزی قرون وسطایی زندگی میکند، به عنوان یک شکارچی هیولا و یک کلاهبردار حرفهای شناخته میشود. او که به دنبال کسب درآمد سریع و زندگی مرفه است، اغلب خود را در ماجراهای خطرناک و طنزآمیزی گرفتار میکند. همراه با یک گروه نامتعارف از جمله یک شوالیه نجیبزاده اما کمتجربه به نام «گوروی گابریف»، یک جادوگر قدرتمند و مرموز به نام «آملیا ویل تسا»، و یک راهب جنگجو به نام «زنگوریس»، بیاض در سراسر سرزمینهای مختلف سفر میکند. آنها با هیولاهای ترسناک، اشرار شیطانی و نیروهای تاریکی روبرو میشوند و در این میان، دشمن قدیمی بیاض به نام «ریونا گابریف» نیز نقشههای شوم خود را دنبال میکند. این مجموعه که بر اساس رمانهای سبک لایت نوول ساخته شده، ترکیبی از اکشن هیجانانگیز، کمدی موقعیت و عناصر فانتزی را ارائه میدهد و داستان ماجراجوییهای گروهی را روایت میکند که علیرغم تفاوتهایشان، برای مقابله با تهدیدات بزرگتر با هم متحد میشوند.
خلاصه داستان: فیلم «نشانهها» (۲۰۰۲) به کارگردانی ام. نایت شیامالان، با بازی مل گیبسون در نقش کشیش سابق گراهام هس، داستان مردی را روایت میکند که پس از از دست دادن همسرش در یک حادثه دلخراش، ایمان خود را به خدا از دست داده است. او به همراه دو فرزندش و برادرش مریل (خواکین فینیکس) در یک مزرعه دورافتاده زندگی میکند. زندگی آرام آنها با ظهور علائم مرموزی در مزرعه ذرت به هم میریزد؛ حلقههای عجیب و غریب که به نظر میرسد پیامی از سوی نیروهای ماوراءالطبیعه است. با پیشرفت داستان، این نشانهها به تهدیدی بیگانه و ترسناک تبدیل میشوند و گراهام را در موقعیتی قرار میدهند که باید برای نجات خانوادهاش، ایمان از دست رفته خود را باز یابد و با ترسهایش روبرو شود. فیلم با ترکیب ژانرهای علمی-تخیلی، ترسناک و درام، اثری پرتعلیق و تأملبرانگیز درباره ایمان، تقدیر و امید است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «آرامش» (Serenity) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردان استیون نایت و با بازی متیو مککانهی و آن هاثوی، داستان مردی به نام بیکر دیل را روایت میکند که در جزیرهای دورافتاده زندگی میکند و با گذشتهاش درگیر است. او که یک ماهیگیر است، زندگی آرامی دارد تا اینکه همسر سابقش کارن به طور ناگهانی ظاهر میشود و از او میخواهد که همسر جدید ثروتمند و خشنش را به قتل برساند. این درخواست، زندگی بیکر را دگرگون کرده و او را در معرض انتخابهای دشواری قرار میدهد که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند و رازهای تاریکی را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: جان شفت دوم، کارآگاه سیاهپوست خشن و بیپروا، در سال ۲۰۰۰ و به کارگردانی جان سینگلتون و با بازیگری ساموئل ال. جکسون به عنوان نسل جدید این شخصیت مطرح سینمایی، بازمیگردد. او که اکنون در نیویورک فعالیت میکند، برای حل یک پرونده قتل نژادپرستانه که به یک دوست نزدیکش مربوط میشود، وارد عمل میشود. شفت برای رسیدن به حقیقت، با یک نژادپرست ثروتمند و خطرناک درگیر میشود و در این مسیر، از هیچ اقدامی، حتی خارج از چارچوب قانون، فروگذار نیست. این فیلم دنبالهای بر فیلمهای کلاسیک شفت در دهه ۷۰ است و شخصیتی را به تصویر میکشد که با خشونت و مهارت، عدالت را در شهری خشن اجرا میکند.