خلاصه داستان: این فیلم درام کمدی محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی شان لوی و با بازی جیسون بیتمن، تینا فی، جین فوندا، آدام درایور و رز بیرن است. داستان حول محور خانواده آلتمن میچرخد که پس از مرگ پدر خانواده، مجبور میشوند طبق وصیت او یک هفته را در کنار هم در خانه دوران کودکیشان بگذرانند. جواد، وندی، فیلیپ و پاول، چهار خواهر و برادر، هرکدام با مشکلات شخصی و بحرانهای زندگی خود دست و پنجه نرم میکنند و این یک هفته همزیستی اجباری، فرصتی برای مواجهه با گذشته، رفع کدورتها و کشف دوباره پیوندهای خانوادگیشان میشود. در این میان، رازهای قدیمی فاش میشوند و روابط جدیدی شکل میگیرد.
خلاصه داستان: فیلمی فانتزی و دلانگیز محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی سیمون ابوید با بازی جسیکا براون فیندلی در نقش بِلا براون، دختری جوان و منزوی که در یتیمخانه بزرگ شده و از کودکی با اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) دست و پنجه نرم میکند. زندگی او که حول یک برنامه روتین و دقیق میچرخد، زمانی دستخوش تغییر میشود که صاحبخانهاش به او اخطار میدهد که اگر باغ وحشتناک و بههمریختهی پشت خانهاش را ظرف یک ماه مرتب نکند، او را بیرون خواهد کرد. بِلا که دانش کمی در زمینه باغبانی دارد، با کمک همسایه بداخلاق و پیرش، آلفی استیونسون (تام ویلکینسون)، که خود باغبانی ماهر است، و همچنین ورنون (جرمی آیرونز)، دوست صاحبخانه که عاشق کتاب و پروانههاست، به تدریج نه تنها باغ، بلکه زندگی خود را نیز از نو میسازد. این فیلم با نگاهی شاعرانه، داستانی لطیف درباره غلبه بر ترسها، پیدا کردن شجاعت برای رویارویی با ناشناختهها و قدرت شفابخش طبیعت و دوستی را روایت میکند.
خلاصه داستان: سریال «Special» محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی آنا دودوک و با بازی رایان اوشی، جسیکا هکت و پونام پاتل، داستان زندگی جیمز، جوانی ۲۸ ساله با فلج مغزی خفیف را روایت میکند که در تلاش است تا هویت خود را فراتر از محدودیتهای فیزیکیاش تعریف کند. او که در یک شرکت انتشاراتی کار میکند، بهطور ناگهانی تصمیم میگیرد تا شغل خود را رها کرده و به عنوان نویسنده در یک وبسایت اینترنتی مشغول به کار شود. این تغییر مسیر، او را به دنیایی از چالشها، روابط جدید و کشف تواناییهای پنهانش میکشاند. جیمز در این مسیر با مادرش، کارن، که همواره نگران اوست و دوست صمیمیاش، کیم، که از او حمایت میکند، همراه است. این سریال کمدی-درام با نگاهی صادقانه و طنازانه، به مسائل افراد دارای معلولیت، استقلال، دوستی و پذیرش خود میپردازد و داستانی الهامبخش و انسانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این سریال درام روانشناختی محصول سال ۲۰۲۳ آمریکا به کارگردانی لوئیس لوی و با بازیگری شیلین وودلی، دینا شیهیب و بتی گیلپین است. داستان حول محور سه زن میچرخد: گیسی، یک نویسنده تلویزیونی که درگیر یک رابطه پرتنش با مرد متأهلی به نام لوک است؛ مگی، زن خانهداری که زندگی اش پس از یک رابطه پرشور با معلم همسرش دگرگون میشود؛ و اسلوآن، زنی ثروتمند که پس از یک تجربه آسیبزا در گذشته، به دنبال بازسازی زندگی خود است. این سه داستان به تدریج در هم تنیده شده و حقایق تاریکی درباره میل، قدرت و هویت زنان در جامعه امروز آمریکا را آشکار میکنند. سریال با بهرهگیری از روایتی غیرخطی و بازیهای درخشان، تصویری عمیق و بیپرده از تجربیات زنانه ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلمی فانتزی-اکشن محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی اووه بول و با بازی کریستنا لوکن در نقش اصلی ریین، یک خونآشام نیمه انسان که به دنبال انتقام از پدر شرورش کگان است. داستان در قرن هجدهم رومانی میگذرد و ریین که توسط گروهی شکارچی خونآشام به نام بریم استون استخدام شده، متوجه میشود که کگان قصد دارد با استفاده از قدرت سه تکه از یک طلسم باستانی، بر دنیا حکومت کند. او به همراه گروهی از متحدانش که شامل ولادیمیر، شکارچی با تجربه و سباستیان، راهب جنگجو میشوند، در یک مأموریت خطرناک برای متوقف کردن کگان و نابودی طلسم قدم برمیدارد. در این راه، ریین نه تنها با قدرتهای خونآشامی خود، بلکه با گذشته اسرارآمیز و هویت واقعی خود نیز روبرو میشود.
خلاصه داستان: یک مرد ثروتمند به نام سرگئی که به دلیل بیماری در آستانه مرگ قرار دارد، تصمیم میگیرد با استخدام یک هکر جوان و بااستعداد به نام پاول، یک بازی خطرناک را ترتیب دهد. سرگئی که از زندگی خسته شده و به دنبال هیجان است، از پاول میخواهد تا به سیستمهای امنیتی پیشرفته نفوذ کرده و اطلاعات محرمانه را سرقت کند. پاول که در ابتدا برای پول این کار را میپذیرد، به تدریج در دام بازیهای روانی سرگئی گرفتار میشود. او متوجه میشود که این مأموریت تنها یک سرقت ساده نیست، بلکه بخشی از یک طرح بزرگتر است که در آن سرگئی قصد دارد کنترل کامل زندگی پاول را به دست گرفته و او را به مرز نابودی بکشاند. در این میان، پاول باید با گذشته تاریک خود نیز روبرو شود و برای نجات جان خود و کسانی که دوستشان دارد، دست به هر کاری بزند.
خلاصه داستان: یک سرباز آمریکایی در جریان جنگ جهانی دوم، به طور تصادفی یک دختر جوان را به قتل میرساند. سالها بعد، او که اکنون به یک کشیش تبدیل شده، برای جبران این اشتباه تلاش میکند و درگیر ماجرایی پیچیده میشود. فیلم «ستاره خونین» محصول سال ۱۹۸۸ به کارگردانی پیتر اچ. هانت و با بازیگری دیوید گیلبرت، کریستینا رینهارت، جیمز کوک و دیگران، داستانی عمیق و تأملبرانگیز را درباره گناه، بخشش و تلاش برای رستگاری روایت میکند. این فیلم با بهرهگیری از فضای جنگ و پیامدهای روحی آن بر سربازان، مخاطب را به سفری درونی میبرد و نشان میدهد که چگونه یک لحظه میتواند سرنوشت یک فرد را برای همیشه تغییر دهد.
خلاصه داستان: این فیلم کالت ترسناک کمدی محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی دن اوبانون، داستان کارکنان یک انبار پزشکی در لوئیزویل را روایت میکند که به طور تصادفی گاز سمی را آزاد میکنند که باعث زنده شدن اجساد در گورستان مجاور میشود. فردی (با بازی کلو گولگر) و بقیه گروه باید با موجی از زامبیهای گرسنه که به دنبال مغز انسان هستند، مقابله کنند. فیلم با ترکیب طنز سیاه و صحنههای ترسناک، به یکی از محبوبترین آثار ژانر زامبی تبدیل شده و برخلاف فیلمهای سنتی این ژانر، زامبیهای آن سریعتر و باهوشتر هستند. بازیگران اصلی شامل جیمز کارن، تام متیوز و بیورلی راندولف نیز میشوند.
خلاصه داستان: یک زن خانهدار باردار به نام ناتالی، پس از آگاهی از بارداری خود، در یک سفر جادهای بیمقصد با ماشین همسرش به دنبال یافتن هویت فراموششدهی خود میرود. در این مسیر با افراد مختلفی از جمله یک بازیکن سابق فوتبال آمریکایی مصدوم به نام کیلر روبرو میشود و رابطهای پیچیده با او شکل میدهد. این فیلم به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا در سال ۱۹۶۹ و با بازی شرلی نایت و جیمز کaan، داستانی دراماتیک و روانشناختی را دربارهی جستوجوی آزادی، مسئولیت و هویت فردی در قالب یک سفر درونی و بیرونی روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
«طلوع تکئیلا» (Tequil Sunrise) فیلمی جنایی و درام به کارگردانی رابرت تاون در سال ۱۹۸۸ است. داستان حول محور مک (Mack) قاچاقچی سابق مواد مخدر (با بازی مل گیبسون) میچرخد که قصد دارد از دنیای جرم و جنایت کنارهگیری کند و یک زندگی آرام را در ساحل کالیفرنیا آغاز نماید. با این حال، دوستی قدیمی او با نیک (با بازی کورت راسل)، یک کارآگاه پلیس جدی و وظیفهشناس، به دلیل شغل جدید مک به شدت تحت فشار قرار میگیرد. وضعیت زمانی پیچیدهتر میشود که یک قاچاقچی مواد مخدر مکزیکی مرموز به نام کارلوس (با بازی رائول جولیا) وارد ماجرا میشود و مک را متهم میکند که هنوز درگیر تجارت مواد مخدر است. در همین حال، مک عاشق جو (با بازی میشل فایفر)، صاحبخانه و رستورانداری جذاب میشود که در این مثلث عشقی و ماجراهای پرتنش گرفتار میشود. این فیلم با بازی درخشان بازیگران اصلی خود، تعلیق و پیچیدگیهای روابط انسانی را در دنیای جنایی به تصویر میکشد.