خلاصه داستان: فیلم «ایکاروس» (Icarus) داستانی درباره یک روزنامهنگار آمریکایی به نام برایان فوگل است که برای تحقیق درباره دوپینگ در ورزش دوچرخهسواری، به روسیه سفر میکند. او قصد دارد تاثیر مصرف داروهای نیروزا را بر بدن خودش بررسی کند، اما با افشای یک رسوایی بزرگ دولتی در روسیه مواجه میشود که به سیستم دوپینگ دولتی این کشور مربوط میشود. این اتفاق، او را وارد یک ماجرای پیچیده و خطرناک بینالمللی میکند که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: I Used to Go Here (2020) داستان کیت هنری، نویسندهای را روایت میکند که پس از لغو اولین رمانش، با نامزدش به شهر زادگاهش بازمیگردد. در آنجا، او با پیشنهادی برای سخنرانی در دانشگاه سابقش مواجه میشود، اما این فرصت با چالشهایی همراه است: اینکه خود را با دوستان قدیمیاش که اکنون در مسیرهای متفاوتی در زندگی هستند تطبیق دهد و با شکست حرفهایاش کنار بیاید. در طول مسیر، کیت با افراد جدیدی آشنا میشود و درسهای مهمی درباره رشد شخصی، دوستی و تعریف مجدد موفقیت میآموزد.
خلاصه داستان: داستان فیلم «من هنوز میدانم که پارسال چه کردی» (I Still Know What You Did Last Summer) در سال ۱۹۹۸ اتفاق میافتد. جولی هیبر، که هنوز از حمله قاتل معروف به نام بن ویلیس در سال قبل رنج میبرد، به همراه دوستش ویل و گروهی از دوستان جدید به یک جزیره دورافتاده در باهاما سفر میکند تا تعطیلات را به فراموشی بسپارد. اما وقتی یک مسابقه رادیویی برنده میشود، مشخص میشود که این سفر تصادفی نبوده و قاتل با نقشهای از پیش طراحی شده، آنها را به جزیره کشانده تا انتقام خود را از جولی بگیرد. به زودی، دوستان جولی یکی پس از دیگری به قتل میرسند و او باید دوباره برای زنده ماندن بجنگد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۸، فیلم «من، تونیا» داستان زندگی پر فراز و نشیب تونیا هاردینگ، اسکیتباز معروف آمریکایی را روایت میکند. این فیلم با روایتی طنزآمیز و سیاه، به روابط پرتنش او با مادرش، ازدواج ناموفقش و ماجرای جنجالی حمله به رقیبش نانسی کریگن میپردازد و چهرهای پیچیده از یک قهرمان جنجالی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «من لبخند میزنم» (I Smile Back) داستان «لینزی» (با بازی سارا سیلورمن) زنی میانسال و متأهل را روایت میکند که در ظاهر زندگی ایدهآلی دارد اما در باطن از افسردگی شدید، اعتیاد به الکل و مواد مخدر و مشکلات روحی رنج میبرد. او در تلاش برای حفظ ظاهر خانوادهی خود، به رفتارهای مخرب و خودتخریبی روی میآورد که زندگی مشترکش با همسرش «بروک» و رابطهاش با فرزندانش را به نابودی میکشاند. لینزی باید با تاریکی درونی خود روبرو شود و برای نجات خود و خانوادهاش مبارزه کند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در فیلم ترسناک روانشناختی «من تو را میبینم» (I See You) که در سال 2019 منتشر شد، خانوادهای که در یک خانه جنگلی زندگی میکنند با پدیدههای عجیب و غریبی مواجه میشوند که به تدریج به یک کابوس واقعی تبدیل میشود. با پیشرفت داستان، مخاطب درمیابد که اتفاقات ماورایی که در خانه رخ میدهد، ریشه در یک تراژدی قدیمی دارد که اهالی خانه در آن نقش داشتهاند. من تو را میبینم (I See You) یک فیلم ترسناک با ساختار روایی غیرخطی و پر از تعلیق است که در ابتدا به نظر میرسد یک داستان فراطبیعی ساده است، اما در ادامه با یک تغییر دیدگاه شگفتانگیز, مخاطب را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «I Love You, Daddy» که در سال 2017 منتشر شد، داستان یک نویسنده و تهیهکننده موفق تلویزیونی به نام «گلن تاکر» را روایت میکند که با مشکلات عدیدهای در زندگی شخصیاش روبرو میشود. گلن که از رابطهاش با دختر نوجوانش «رِیچل» ناراضی است، بهطور اتفاقی با یک کارگردان مشهور و بسیار مسنتر به نام «لِسلی گودوین» آشنا میشود. این آشنایی منجر به یک رابطه عجیب و غریب میشود که در آن، گلن تلاش میکند تا با استفاده از این کارگردان، دخترش را تحت کنترل و نفوذ خود درآورد. این اثر که به کارگردانی لوئیس سی.کی. ساخته شده، به بررسی مضامینی همچون پدرانگی، روابط خانوادگی، و جایگاه هنرمندان در جامعه میعاصر میپردازد و با لحنی کمدی-درام، مخاطب را به تأمل درباره اخلاقیات و مرزهای روابط انسانی وا میدارد.
خلاصه داستان: فیلم «فقط میتوانم تصور کنم» (I Can Only Imagine) داستان واقعی و قلبشکننتهای از رنجها، تردیدها و معجزهی عشق پدر و پسری را روایت میکند که به نظر میرسید هرگز قابل ترمیم نیست. این فیلم که بر اساس پشت صحنهی یکی از پرفروشترین و محبوبترین ترانههای مسیحی تاریخ ساخته شده، سفر برت یانگ، خوانندهی گروه موسیقی MercyMe را دنبال میکند که با الهام از آشتی تکاندهندهاش با پدرش، ترانهی «فقط میتوانم تصور کنم» را خلق میکند. این فیلم داستانی عمیقاً شخصی و جهانی دربارهی قدرت بخشش، امید و تغییر زندگیبخش موسیقی را بیان میکند.
خلاصه داستان: فیلم «هانتر کیلر» در سال 2018، داستان یک زیردریایی آمریکایی به نام USS Arkansas را روایت میکند که به دستور کاپیتان جو گلاس (با بازی جرارد باتلر) به سمت آبهای روسیه حرکت میکند تا فعالیتهای مشکوک در آنجا را بررسی کند. آنها در میانه یک کودتای نظامی در روسیه قرار میگیرند و خیلی زود متوجه میشوند که رئیسجمهور روسیه ربوده شده است. در همین حال، یک تیم ویژه نیروی دریایی آمریکا به فرماندهی کاپیتان مایک کول (با بازی توبی استفنز) برای نجات رئیسجمهور روسیه اعزام میشوند. در نهایت، گلاس و کول باید با کنار گذاشتن اختلافات و با کمک یکدیگر، از وقوع یک جنگ جهانی جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: در دنیایی که انسانها به شکار هیولاها پرداخته و در ازای آن پول دریافت میکنند، گونتِر، کِلِو و کِراکوری سه شکارچی هستند که برای یافتن پدر گمشده گونتِر، که یک شکارچی قدرتمند بود، با هم متحد شدهاند. آنها در سفر خود با دوستهای جدید، دشمنان قدرتمند و خطرات بیشماری روبرو میشوند و در عین حال، اسرار پشت دنیای عجیب و غریب خود را کشف میکنند.