خلاصه داستان: سال ۲۰۱۸، دومینا اگوروا، بالرین حرفهای که به دلیل آسیب دیدگی مجبور به ترک صحنه شده، توسط عموی خود که یک مقام اطلاعاتی روسیه است، به مدرسهی جاسوسی فرستاده میشود تا با آموزشهای ویژه به یک «سپارو» تبدیل شود. او در این مسیر باید از تمام مهارتهای فریب و دسیسهچینی خود استفاده کند تا مأمور سیآیای را که به نظر میرسد عاشقش شده، شکار کند، اما در دنیای پر از خیانت و دوگانگی، مرز بین دوست و دشمن به سرعت محو میشود.
خلاصه داستان: فیلم «سونیا سرخ» (Red Sonja) که در سال ۱۹۸۵ اکران شد، داستان زنی جنگجو به نام سونیا را روایت میکند که پس از کشتار خانوادهاش توسط یک جادوگر شرور به نام کالیدور، با قدرتهای ماوراءالطبیعه زنده میشود تا انتقام بگیرد. او در این مسیر با یک مزدور به نام کالن همراه میشود تا با کمک یکدیگر با نیروهای تاریکی مبارزه کنند و پادشاهی را از شر نجات دهند.
خلاصه داستان: فیلم چشم قرمز (Red Eye) در سال 2005 داستان لیز راین را روایت میکند که در یک پرواز شبانه به دالاس با مردی به نام جکس ریتر آشنا میشود. اما این آشنایی به سرعت به یک کابوس تبدیل میشود، زمانی که جکس که یک تروریست است، به لیز اطلاع میدهد که پدرش را به گروگان گرفته و او را مجبور میکند تا در تروری که در هتل محل اقامتش در دالاس برنامهریزی شده، به او کمک کند. لیز که در فضای بسته هواپیما گیر افتاده، باید با هوش و زیرکی خود را نجات دهد و نقشه شوم تروریست را خنثی کند.
خلاصه داستان: فیلم «نبرد بزرگ» (Red Cliff) به کارگردانی جان وو، یک حماسه تاریخی باشکوه است که وقایع قرن سوم میلادی در چین را روایت میکند. این مینیسریال (محصول ۲۰۰۸) داستان نبردی عظیم بین دو جنگسالار به نامهای «سائو سائو» و اتحادیه متشکل از «سون کوان» و «لیو بی» را به تصویر میکشد. با ترکیبی از استراتژیهای نظامی پیچیده، توطئههای سیاسی و شخصیتهای کاریزماتیک، «نبرد بزرگ» به خوبی تنشها و جاهطلبیهای آن دوران را ثبت میکند و یک شاهکار سینمایی در ژانر جنگی و درام تاریخی محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلم «ریبِرث» (Rebirth) داستان مردی به نام فرانک را روایت میکند که در سال ۲۰۱۶ درگیر یک رابطه خستهکننده و روزمره شده است. او که احساس میکند زندگیاش نیاز به تغییر و تحول اساسی دارد، بهطور ناگهانی با یک گروه مرموز به نام «ریبِرث» مواجه میشود که ادعا میکنند میتوانند او را به فردی کاملاً جدید و متحولشده تبدیل کنند. با ورود به این گروه، فرانک وارد یک سفر روانشناختی و فیزیکی عجیب میشود که مرزهای واقعیت و هویت را به چالش میکشد و او را با ترسها و خواستههای عمیق خود روبرو میسازد.
خلاصه داستان: رکبکا داستان زن جوانی به نام دایفری را روایت میکند که در مونتکارلو با مردی ثروتمند به نام ماکسیم دی وینتر آشنا شده و با او ازدواج میکند. او به عنوان همسر دوم به عمارت اشرافی ماندرلی در کورنوال انگلستان نقل مکان میکند، جایی که خاطره قدرتمند و همهگیر «ربکا»، همسر اول و فقید ماکسیم، همچنان بر فضای خانه و ساکنان آن سایه افکنده است. خدمتکاران، به ویژه خانم دنورز، مدیر خانه، به طور مداوم او را با اشاره به عادات و سلیقههای ربکا مقایسه کرده و او را در تنگنا قرار میدهند. در همین حال، دایفری با کشف رازهای تاریکی درباره گذشته ربکا و رابطه واقعی او با ماکسیم مواجه میشود که زندگی همه آنها را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: پ.س. ۱۹۵۴) یک عکاس خبری به نام لیف اریکسون (با بازی جیمز استوارت) است که به دلیل شکستگی پایش در یک آپارتمان در محلهای مسکونی در نیویورک محبوس شده است. او برای گذراندن وقت، از پنجره آپارتمانش همسایگانش را تماشا میکند و به تدریج شاهد یک قتل احتمالی در خانه همسایهاش، آقای تورسو (ری بن)، میشود. با کمک نامزدش، لیزا (گریس کلی)، و پرستارش، استلا (تلمه رایلی)، او تحقیقات خود را آغاز میکند و در نهایت با قاتل روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم داستان زن جوانی به نام گریس را روایت میکند که در شب عروسی خود با خانواده ثروتمند همسرش، الکساندر، مواجه میشود. گریس در اولین شب زندگی مشترک خود با یک بازی وحشتناک و مرگبار به نام «بازی کن یا بمیر» روبرو میشود که توسط خانواده همسرش ابداع شده است. در این بازی، گریس باید تا طلوع آفتاب از دست اعضای خانواده که مسلح به سلاحهای مختلف هستند فرار کند وگرنه کشته خواهد شد. گریس در میان خشونت و خیانت، برای زنده ماندن تلاش میکند و به زودی متوجه میشود که این بازی ممکن است ارتباطی با یک نفرین قدیمی داشته باشد.
خلاصه داستان: فیلم دکتر هربرت وست (با بازی جفری کامز) دانشجوی پزشکی تبعیدی است که به دنبال روشی برای احیای مردگان است. او با کمک دانشجوی دیگری به نام دن کیلی، آزمایشهای مخفیانه خود را روی اجساد شروع میکند. اما هر احیایی که انجام میدهد، به یک کابوس تبدیل میشود و موجوداتی خشن و بیفکر تولید میکند که به سرعت از کنترل خارج میشوند.
خلاصه داستان: فیلم «Ravage» در سال 2019 داستان یک مهندس ساختمان به نام «نِل» را روایت میکند که برای بازسازی یک عمارت قدیمی به منطقهای دورافتاده میرود. او در آنجا با گروهی از افراد خطرناک روبرو میکند که قصد دارند از این مکان به عنوان پایگاهی برای فعالیتهای غیرقانونی خود استفاده کنند. نِل برای محافظت از جان و مال خود، مجبور به نبردی مرگبار با این افراد میشود و در این مسیر، مهارتهای مبارزهای و استقامت خود را به چالش میکشد.