خلاصه داستان: در بیمارستان گرانت مموری در شیکاگو، تیم پزشکان و پرستاران با چالشهای روزانه پزشکی و شخصی روبرو میشوند. دکتر ویل هالستد، دکتر نتال مانینگ، دکتر آبرنا نیکورن، دکتر آتلانتا لیکویتز و دیگر اعضای تیم در حالی که با موارد پزشکی پیچیده و بحرانهای غیرمنتظره سر و کار دارند، باید تعادل بین زندگی شخصی و مسئولیتهای حرفهای خود را حفظ کنند. در هر قسمت، مواقعی از هیجان، درام و احساسات به تصویر کشیده میشود که نشان میدهد چگونه این تیم پزشکی با قلب و اراده قوی، تلاش میکنند تا جان بیماران خود را نجات دهند.
خلاصه داستان: رودنی بیکر، یک وکیل تازهکار، در یک پرونده علیه شرکت بیمهای بزرگ که درمان یک پسر مبتلا به سرطان را رد کرده، وارد میشود. او با کمک ملایم ترنر، وکیل سابقهدار، به مبارزه با قدرتهای بزرگ و فساد در صنعت بیمه میپردازد تا عدالت را برای خانواده آسیبدیده برقرار کند.
خلاصه داستان: در این فیلم، دو شخصیت جانبی از نمایش «هملت» به نامهای روزنکرانتز و گیلدنسترن، به عنوان بازیگران اصلی ظاهر میشوند. آنها در حالی در پردهی سوم نمایش قرار میگیرند که هر دو نمیدانند چرا و چگونه به آنجا آمدهاند. در حالی که تلاش میکنند مفهوم واقعیت و هویت خود را درک کنند، با اتفاقات عجیب و گاهی کمدی روبهرو میشوند که به نظر میرسد از نمایش اصلی هملت الهام گرفته شدهاند.
خلاصه داستان: Somebody Up There Likes Me فیلمی در ژانر کمدی و درام است که داستان یک مرد جوان به نام ماکس را روایت میکند که در یک رستوران کار میکند و با یک زن ازدواج میکند. در طول فیلم، ماکس با مسائل زندگی روزمره و روابطش با افراد اطرافش دست و پنجه نرم میکند. فیلم به شیوهای خاص و کمدی، به موضوعاتی مانند عشق، ازدواج و زندگی معاصر پرداخته و نگاهی متفاوت به زندگی معمولی افراد دارد.
خلاصه داستان: محصول سال 1938، "شما نمیتوانید آن را با خود ببرید"، فیلم کمدی-رمانتیکی است که بر اساس نمایشنامهای با همین نام نوشتهٔ موس ورنر و جرج اس. کافمن ساخته شده است. داستان در اطراف خانوادهٔ سیکامور، یک خانوادهٔ آمریکایی غیرمتعارف و شاداب، و تردیدهایی که در رابطه با خانوادهای سنتی و ثروتمند پدید میآید، گشوده میشود. وقتی تونی، جوانی از خانوادهای ثروتمند، با آلیس، دختر خانوادهٔ سیکامور، دوست میشود، دو فرهنگ و دو سبک زندگی متفاوت در یک مسیر قرار میگیرند. فیلم به دقت موضوعاتی مانند خانواده، جوانی، عشق و تفاوت طبقات اجتماعی را به تصویر میکشد و با نگاهی طنزآمیز به زندگی روزمره میپردازد.
خلاصه داستان: مارگارت تاتمبوم، یک یهودی آلمانی که در جنگ جهانی دوم از خانوادهاش جدا شده بود، پس از دههها تصمیم میگیرد تا به وراثت خانوادگیاش که توسط نازیها تصاحب شده است، دسترسی پیدا کند. او با کمک وکیل جوانی به نام رندال شوئنبرگ، شروع به مبارزه قانونی در دادگاههای اتریش و آمریکا میکند تا نقاشی "زنی به نام طلا" اثر گوستاو کلیمت را که متعلق به خالهاش بوده و در موزه وین قرار دارد، بازپس گیرد. این مبارزه حقوقی به یک داستان الهامبخش از پیگیری عدالت و حفظ میراث فرهنگی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: ستیو و داگ، دو پلیس غیرقابل جدایی، در پیگیری یک پرونده پر از اکشن و کمدی، با استفاده از ترفندها و شوخیهای خود، به دنبال جنایتکاران میروند و در نهایت موفق میشوند جرم را کشف کنند.
خلاصه داستان: در داستان "آنگاه تو آمدی"، فیبی و کالین دو نوجوان مبتلا به بیماری مزمن، در بیمارستان با یکدیگر آشنا میشوند. فیبی، که به دنبال پیدا کردن مادر زیستیاش است، کالین را به همراهی میگیرد تا در سفری خاطرهانگیز به همراه یکدیگر، به دنبال خواستههایشان بروند و زندگی را به طور کامل تجربه کنند.
خلاصه داستان: راین بینگهام، یک مرد جوان و موفق، به عنوان یک کارشناس اخراج کارمندان، در سرتاسر کشور سفر میکند تا از افرادی که اخراج شدهاند مراقبت کند. زندگی او به طور کامل بر روی هواپیما و هتلها استوار است و او به دنبال تعداد بالاترین پرواز و شبهای اقامت در هتلها است. اما زندگی او تغییر میکند وقتی که با دو زن جذاب و متفاوت در مسیرش ملاقات میکند و مجبور میشود به زندگی شخصیاش نیز توجه کند. در نهایت، او باید تصمیم بگیرد که آیا زندگی پر از سفر و انزوا بهتر است یا زندگی پر از روابط و تعهدات.
خلاصه داستان: محصولی به نام «تولیدکنندگان» در سال 1968 منتشر شد که در آن دو شخصیت اصلی، یک تولیدکننده برودویی و یک حسابدار، به دنبال طرحی هستند تا از یک نمایش تئاتری شکستخورده سود ببرند. با وجود قصد اولیه آنها برای شکست، نمایش به طرز غیرمنتظرهای موفق میشود و اوضاع به گونهای پیچیده میشود که آنها مجبور به مقابله با پیامدهای طنزآمیز و غیرمنتظرهای میشوند که طرحشان ایجاد کرده است.