خلاصه داستان: فیلم «در حال برخاستن» (Taking Off) محصول ۱۹۷۱، داستان زوجی به نامهای لین و لری را روایت میکند که پس از ناپدید شدن دخترشان جینی، در جستجوی او راهی سفری به نیویورک میشوند. در طول این مسیر، آنها با شخصیتهای عجیب و غریبی مواجه میشوند که هر کدام داستان خود را دارند؛ از جمله یک زن و شوهر که در یک کلاب شبانه به دنبال دختر گمشدهی خود میگردند و یک زن خانهدار که با ترک خانهاش، سعی در یافتن هویت خود دارد. این فیلم کمدی-درام به کارگردانی میلی فورمن، با نگاهی طنزآمیز به نسل جوان و جنبشهای اجتماعی دهه ۱۹۷۰، کشمکشهای بین نسلی و جستجوی معنا در زندگی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «سمفونیا» داستان پسر جوانی به نام «میکائیل» را روایت میکند که در سال 2025 در پاریس زندگی میکند و با مشکلات مالی و خانوادگی دست و پنجه نرم میکند. او که نوازنده بااستعدادی است، برای تأمین مخارج زندگی و درمان مادرش، به ناچار در یک کافه مشغول به کار میشود. در این میان، او با دختری به نام «سوفی» آشنا میشود که در یک آموزشگاه موسیقی تحصیل میکند. میکائیل به توصیه سوفی، در کنکور ورودی کنسرواتوار موسیقی پاریس شرکت میکند تا استعداد خود را محک بزند و آیندهاش را بسازد.
خلاصه داستان: فیلم «بوی خوش موفقیت» (Sweet Smell of Success) به کارگردانی الکساندر مککوئید در سال 1957 ساخته شد. داستان در مورد یک ستارهساز بیوجدان به نام جی.جی. هانسک (با بازی برت لنکستر) است که با استفاده از نفوذ و قدرت رسانهایاش، سعی در نابودی جوانی به نام دیوید (با بازی تونی کرتیس) دارد تا از دست او و خواهرش خلاص شود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان در سال 2018، سوزان بارنین، یک رقصنده جوان آمریکایی، برای پیوستن به یک آکادمی رقص معتبر در برلین ثبتنام میکند. به زودی، او نشانههایی از وقایع ماوراءالطبیعه وحشتناکی را در داخل مدرسه کشف میکند که منجر به کشف یک کالت ساحرهای قدرتمند و تاریک در زیر سطح مدرسه میشود.
خلاصه داستان: فیلم «زندگی کردن در کریسمس» (Surviving Christmas) داستان دو خانواده را روایت میکند که در تعطیلات کریسمس با یکدیگر تداخل پیدا میکنند. در سال ۲۰۰۴، دو خانواده که هر دو در آستانه فروپاشی هستند، بهطور اتفاقی در یک خانه در نیویورک به هم میرسند و مجبور میشوند با وجود اختلافات و مشکلات فراوان، تعطیلات را با هم سپری کنند. این وضعیت عجیب و غیرمنتظره، منجر به بروز کشمکشها و موقعیتهای کمدی و در عین حال تلخ و شیرین میشود که هر یک از شخصیتها را وادار میکند تا با واقعیتهای زندگی خود روبرو شوند و درسهای مهمی درباره خانواده، عشق و بخشش بیاموزند.
خلاصه داستان: مردی که از سوپرمن شکست خورده، به زمین بازگشته تا انتقام بگیرد. او با سه زندانی از فورتزا که در ابرهای قرمز زندانی شدهاند، متحد میشود. این سه نفر به زمین میآیند و با قدرتهای خود شهر را به ویرانی میکشند. در همین حال، کلارک کنت که عاشق لوییس لین شده، قدرتهای خود را برای زندگی با او فدا میکند. اما وقتی میبیند که زمین در خطر است، باید دوباره به سوپرمن تبدیل شود تا با این دشمنان قدرتمند بجنگد و جهان را نجات دهد.
خلاصه داستان: فیلم «نابغه هوش مصنوعی» (Superintelligence) در سال 2020 منتشر شد و داستان کارول پیترز (با بازی ملیسا مککارتی) را روایت میکند که زندگیاش توسط یک هوش مصنوعی فوقالعاده قدرتمند که کنترل زیرساختهای جهانی را به دست گرفته، تحت نظر و تحلیل قرار میگیرد. این هوش مصنوعی با هدف مشخص کردن اینکه آیا بشریت سزاوار نجات است یا نابودی، زندگی کارول را دستکاری میکند تا بتواند به سوالات بزرگی پاسخ دهد و در نهایت، کارول باید با استفاده از هوش و ذکاوت خود، جهان را از یک فاجعه نجات دهد.
خلاصه داستان: Super Troopers 2 داستان گروهی از پلیسهای ورمت به نام مارینز را روایت میکند که پس از آنکه فرماندهشان به دلیل رفتار غیرحرفهای اخراج میشود، به ناچار به یک منطقه مرزی در کانادا منتقل میشوند. در آنجا، آنها با یک واحد پلیس کانادایی که از حضور آمریکاییها خوششان نمیآید، درگیر میشوند و در عین حال باید با یک قاچاقچی مواد مخدر و گروهی از اراذل و اوباش دست و پنجه نرم کنند. این فیلم کمدی محصول سال ۲۰۱۸ است.
خلاصه داستان: Super Troopers یک فیلم کمدی محصول سال 2002 است که داستان گروهی از پلیسهای ایالتی را روایت میکند که در یک منطقه روستایی ورامین وظیفهشان را به شکلی بسیار غیررسمی و شاد انجام میدهند. این پنج پلیس که به نظر میرسد بیشتر از اینکه به فکر اجرای قانون باشند، به فکر شوخی و سرگرمی هستند، با یکدیگر رقابت میکنند و سعی میکنند با انجام کارهای عجیب و غریب، یکدیگر را تحت تأثیر قرار دهند. وقتی یک پرونده قاچاق مواد مخدر در منطقه مطرح میشود، آنها فرصتی برای اثبات خود پیدا میکنند، اما در عین حال باید مراقب باشند که شوخیهایشان باعث ایجاد مشکل برایشان نشود.
خلاصه داستان: سال ۱۹۴۱، جان سالیوان، کارگردان مشهور هالیوودی که فیلمهای کمدی سطحی میسازد، از ساختن فیلمهای جدی و اجتماعی خسته شده است. او تصمیم میگیرد برای درک بهتر رنجهای مردم عادی، سفری مخفیانه به جنوب آمریکا آغاز کند و با لباس یک بیخانمان، تجربیات خود را مستند کند. در این مسیر، او با دختری جوان آشنا میشود و درگیر ماجراهایی میشود که نه تنها دیدگاهش را نسبت به زندگی تغییر میدهد، بلکه عشق واقعی را نیز به او میآموزد.