خلاصه داستان: یک کشتی تفریحی در حال سفر در اقیانوس اطلس است که ناگهان با یک موج غول پیکر مواجه میشود. این موج به قدری عظیم و خطرناک است که کشتی را به طور کامل ویران میکند و مسافران و تیم کارشناسی را در دریای بیکرانه گم میکند. آنها در تلاش برای نجات جان خود در شرایط بسیار سخت و خطرناک قرار میگیرند و باید با موجهای خشمگین و سرما زندگی کنند. در این بین، آنها با یکدیگر همکاری میکنند و تلاش میکنند تا به ساحل برسند و زنده بمانند.
خلاصه داستان: در "Holiday Twist"، یک خانواده کوچک در آستانه تعطیلات سال نو با چالشهای غیرمنتظرهای مواجه میشوند که باعث تغییر کامل برنامههایشان میگردد. پدر خانواده، که به عنوان یک آرشیو دار در یک موزه تاریخی مشغول به کار است، به طور ناگهانی ماموریت خاصی را برای حفظ یک اثر باستانی دریافت میکند. این ماموریت او را به یک سفر پرماجرا میبرد که با خانوادهاش درگیر میشود و باعث میشود آنها در کنار هم زمان بندی جدیدی از خاطرات زیبا را تجربه کنند. در این سفر پرهیجان، آنها با ماجراهای طنزآمیز و احساساتی روبهرو میشوند که در نهایت باعث تقویت رابطههای خانوادگی و درک عمیقتری از اهمیت وحدت و همکاری در زندگی میشود.
خلاصه داستان: فریدریک و جریکا در حال آمادهسازی برای ازدواج مجدد هستند، اما برنامههای آنها با ورود دختر جریکا به نام هولی که با یک پسر جوان و بیتجربه به نام آدم دوست شده، به هم میخورد. هولی قصد دارد با آدم ازدواج کند و جریکا مجبور میشود به همراه فریدریک وارد یک ماجراجویی شوند تا هولی را متقاعد کنند که عجله نکند و تصمیم صحیحی برای آیندهاش بگیرد.
خلاصه داستان: برنت رنائود، یک خبرنگار و فیلمساز آمریکایی، در سال 2022 در شهر ایزیوم در شرق اوکراین به دست نیروهای روسی کشته شد. او در حال مستندسازی وضعیت انسانی در منطقه بود که به دست نیروهای روسی کشته شد. رنائود در طول دوران حرفهای خود، به مستندسازی در مناطق جنگی و بحرانزده پرداخته بود و تلاش میکرد تا واقعیت جنگ را به دنیا منتقل کند.
خلاصه داستان: در داستان «خَرگوش»، یک مرد جوان به نام «آرش» پس از مرگ ناگهانی همسرش «مینا»، به دنیای خیالپردازی واقعیاش پناه میبرد تا با مرگ او کنار بیاید. او خرگوشی را به عنوان یادگاری از او نگه میدارد و با او صحبت میکند. اما این خرگوش به یک موجود مرموز و خطرناک تبدیل میشود که آرش را به سمت دیوانگی و خشونت سوق میدهد. آرش باید تصمیم بگیرد که آیا واقعیت را پذیرفته و با غم خود کنار بیاید یا در دام خیالات خود گیر بکند.
خلاصه داستان: داستان درگیریهای خونین بین خانوادههای متخاصم در یک روستای کوچک در اسپانیا در دهه ۱۹۵۰ روایت میشود. پس از مرگ یکی از اعضای خانوادهها در یک حادثه مرموز، دو خانواده درگیر خشونت و انتقام میشوند. روایت از زاویه دید چندین شخصیت مختلف، از جمله اعضای خانوادهها و افرادی که درگیر جنگ هستند، ارائه میشود. در حینی که خشونت و خونریزی ادامه مییابد، روابط انسانی و عواطف پنهان در پس این درگیریها آشکار میشود.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک موجود مرموز و خطرناک به زمین حمله میکند و شهرها را به آتش میکشد. گروهی از افراد معمولی مجبور میشوند با هم متحد شوند تا از این تهدید جانگریز جان سالم به در ببرند. در حالی که زمان در حال تمام شدن است، آنها باید راز این موجود مرگبار را کشف کنند و راهی برای نجات جهان پیدا کنند.
خلاصه داستان: در این فیلم، یک گروه از دزدان ماهر در یک ماموریت پیچیده برای سرقت یک اثر هنری ارزشمند درگیر میشوند. با وجود برنامهریزی دقیق، مأموریت به دلیل خیانتهای غیرمنتظره و درگیریهای بین اعضای تیم به وضعیت خطرناکی تبدیل میشود. آنها باید با هوشمندی و سرعت عمل کنند تا بتوانند هم از دامهای پلیس و هم از دامهای همتیمی خود فرار کنند و هدف نهایی را به دست آورند.
خلاصه داستان: با شکستن سکوت در خیابانهای براونزویل، یک دختر جوان در سال 1980 میلادی با خشونتهای روزمره و تنگناهای اجتماعی دست و پنجه نرم میکند تا رویای خود را در دنیای موسیقی پاپ محقق کند.
خلاصه داستان: They Look Like People داستان مردی به نام ویتی است که شبها از کابوسهایی رنج میبرد که در آن انسانها تبدیل به موجودات خطرناکی شدهاند. ویتی تصمیم میگیرد به خانه دوست قدیمیاش کریستوفر برود و در آنجا زندگی کند. کریستوفر در حال آمادهسازی برای ازدواج با دختری به نام سام است و ویتی به او کمک میکند. اما ویتی شروع به شک کردن دربارهٔ اینکه آیا کریستوفر و سام واقعاً انسان هستند یا خیر، میکند. ویتی شروع به تستهایی بر روی کریستوفر میکند و او را به یک اتاق زندانی میکند. در نهایت، ویتی متوجه میشود که کریستوفر و سام واقعاً انسان هستند و او خودش دچار یک بیماری روانی شده است.