خلاصه داستان: سناریوی رویایی؛ فیلمی در ژانر کمدی با بازی نیکلاس کیج و به نویسندگی و کارگردانی کریستوفر بورگلی است. داستان درباره یک پروفسور دمدمی مزاج است که هرگز در کاراش موفق نبوده، او پس از ظاهر شدن در یک برنامه تلویزیونی یک شبه به یک سلبریتی تبدیل میشود و ...
خلاصه داستان: سیب ها هرگز نمی افتند؛ سریالی معمایی درام محصول شبکه پیکاک است. استن و جوی دلانی، زوج مسنی هستند که یک مدرسه تنیس راهاندازی کرده و اکنون در حال بازنشستگی هستند؛ آنها چهار فرزند بزرگ دارند که هر کدام در زندگیشان به دنبال مسیر خود هستند؛ اما وقتی جوی ناپدید شده و نامه خداحافظی او پیدا میشود، تمام اعضای خانواده به چالش کشیده میشوند…
خلاصه داستان: مرد میمونی؛ فیلمی در سبک اکشن مهیج به کارگردانی دو پتل است. یک جنایتکار سابق که به تازگی آزاد شده و در هند زندگی میکند؛ در تلاش است تا خود را با دنیایی از حرص و طمع که ارزشهای معنوی در آن در حال فرسایش هست سازگار کند اما…
خلاصه داستان: این فیلم در مورد یک آدمکش حرفهای سابق به نام دن مورگان (با بازی مارک والبرگ) است که اکنون به عنوان یک شوهر فداکار، پدر سه فرزند و فروشنده خودروی موفق زندگی آرامی را در حومه شهر سپری میکند. اما زمانی که گذشته او بار دیگر به سراغش میآید، دن مجبور میشود خانوادهاش را بدون آنکه متوجه هویت واقعی او شوند، فراری دهد و…
خلاصه داستان: هر هفته، در یک نمایش دو ساعته، ستارههای کشتی کج جهان در رقابتهایی نفسگیر و طولانیمدت با یکدیگر روبرو میشوند و نبردی پر زرق و برق را به نمایش میگذارند.
خلاصه داستان: جیمز باند اصلی (نیون) پس از ماجرایی عاطفی با ماتاهاری، اعلام بازنشستگی می کند؛ اما وقتی معلوم می شود که سازمان تبهکاری بین المللی »اسمرش« قصد تسخیر جهان را دارد، به کار بر می گردد...
خلاصه داستان: بازسازی داستان کلاسیک ژول ورن. روایت ماجراجویانی که به دنبال سرزمینی پنهان و مرموز هستند. آنها توسط همسر مرد دیگری که پیش از این به سفر اکتشافی مشابهی رفته بود و ناپدید شده بود، به هم می پیوندند...
خلاصه داستان: داستان درباره یک خرس قهوهای به نام بوگ است که اهلی شده و برای یک محیط بان کار میکند او با یک گوزن به نام الیوت آشنا شده و همین گوزن زندگی متمدن او را به هم می ریزد طوری که محیطبان مجبور میشود هر دوی آنها را به جنگل بازگرداند و آنها در تلاشی کورکورانه هستند تا از این جنگل فرار کرده و به شهر بازگدند در این میان یک شکارچی به دنبال آنهاست اما آنها با نقشه و با کمک یکدیگر تمام شکارچیان فراری میدهند اما به جنگل عادت کرده و دیگر به شهر باز نمیگردند...
خلاصه داستان: داستان درباره یک خرس قهوهای به نام بوگ است که اهلی شده و برای یک محیط بان کار میکند او با یک گوزن به نام الیوت آشنا شده و همین گوزن زندگی متمدن او را به هم می ریزد طوری که محیطبان مجبور میشود هر دوی آنها را به جنگل بازگرداند و آنها در تلاشی کورکورانه هستند تا از این جنگل فرار کرده و به شهر بازگدند در این میان یک شکارچی به دنبال آنهاست اما آنها با نقشه و با کمک یکدیگر تمام شکارچیان فراری میدهند اما به جنگل عادت کرده و دیگر به شهر باز نمیگردند...