خلاصه داستان: در سال 1983، در دوران جنگ جهانی دوم، کشیش کاتولیک ایتالیایی، کلرک اولیویتی، با کمک مقاومت ایتالیایی، تلاش میکند تا یهودیان و زندانیان متحدین را از دست نازیها و پاولیها نجات دهد و به سرزمینهای امن منتقل کند. در همین حال، افسر ایاس و افسر پاولی، کلرک اولیویتی را تعقیب میکنند تا او را دستگیر کنند.
خلاصه داستان: ستاره فیلمهایی مانند «بیگانگی» و «بازگشت به آینده»، ونگی ردگرز در نقش یک روزنامهنگار سفیدپوست در آفریقای جنوبی به تصویر کشیده شده است که با یک فعال آفریقاییتبار، استیون بیکو، دوست میشود. بیکو به عنوان یک رهبر سیاهپوست مبارز در برابر آپارتاید، توسط دولت زندانی و سپس کشته میشود. ردگرز پس از شنیدن خبر مرگ بیکو، تصمیم میگیرد تا حقیقت را فاش کند و علیه سیستم نژادپرستی قیام کند، حتی اگر این کار به مرگ خودش منجر شود.
خلاصه داستان: دکتر کلیو و دکتر وینستون ویلسون، دو خواهر دوقلو هستند که با هم در یک کلینیک تناسب اندام مشترک کار میکنند. آنها در تخصص جراحی زیبایی و جراحی پلاستیک بسیار ماهر هستند و بسیاری از بیماران مشهور را درمان میکنند. اما زندگی آنها به هم میریزد وقتی که یک بیمار جدید وارد کلینیک میشود و باعث میشود روابط آنها با یکدیگر و با جهان پیرامونشان تغییر کند.
خلاصه داستان: یکی از خلبانان نیروی هوایی آمریکا، پس از انتقال یک بمب هستهای در منطقه صحرایی، به طور ناگهانی دستور منحرف کردن هواپیما را صادر میکند و بمب را در جایی مخفی میکند. او با کمک یکی از همکارانش قصد دارد بمب را به گروه تروریستی بفروشد. اما یکی از افسران نیروی هوایی که در حال تعقیب آنهاست، متوجه نقشه آنها میشود و شروع به مبارزه با آنها میکند.
خلاصه داستان: کوچ کریتر یک فیلم درام ورزشی است که بر اساس داستان واقعی کین کارتر، مربی بسکتبال، ساخته شده است. کین کارتر پس از بازگشت به محلهی قدیمیاش، تصمیم میگیرد به عنوان مربی تیم بسکتبال دبیرستان ریچموند فعالیت کند. او با قراردادی سختگیرانه و الزاماتی مانند حضور در کلاسها و نمرههای خوب، تلاش میکند نوجوانان را به سمت موفقیت در زندگی هدایت کند. با وجود مخالفتهایی که با آن مواجه میشود، کریتر به دانشآموزان آموزش میدهد که ورزش تنها یک بخش از زندگی است و تحصیل و اخلاق مهمترین عوامل موفقیت هستند.
خلاصه داستان: در سال 1980، سه دونفر جوان در نیویورک به طور تصادفی متوجه میشوند که یکدیگر را نمیشناسند و در واقع سهتا دوقلو یکسان هستند که در بدو تولد از هم جدا شدهاند. این کشف باعث میشود تا آنها با یکدیگر آشنا شوند و زندگی مشترکی را آغاز کنند. اما هر چه زمان میگذرد، رازهایی در مورد جدا شدن آنها و شرایطی که آنها را به این وضعیت رسانده است، آشکار میشود و داستان به یک راز پر از هیجان و هیجانانگیز تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در یک دنیای آیندهای، یک جامعه پوستری و سکوتگونه زندگی میکند که در آن حتی کوچکترین صدا میتواند مرگ محقق کند. در این فضای خطرناک، خانوادهای تلاش میکند تا با استفاده از زبان اشاره و روشهای ارتباطی بیصدا، زنده بمانند و از موجودات مرموزی که با هر صدای کوچکی به سراغشان میآیند، در امان بمانند. در این بین، مادر باردار باید با تمام وجود از خود و نوزاد آیندهاش محافظت کند تا صدای نخستین نوزاد، آخرین صدای آنها نباشد.
خلاصه داستان: در ادامهٔ داستانهای ترسناک و طنز آمیز، سه داستان جدید به تصویر کشیده میشود که هر کدام با شیوهای منحصربهفرد و ترسناک روایت میگردد. در داستان اول، چند نوجوان در یک دریاچه دورافتاده با یک کیکماهی عجیب و خطرناک مواجه میشوند که به طور مرموز شروع به تعقیب و تهدید آنها میکند. داستان دوم دربارهٔ یک مرد ثروتمند و بیرحم است که پس از فرار از مرگ در یک حادثه، با انتقام سنگین یک مرد فقیر مواجه میشود که زندگیاش را نجات داده بود. در داستان سوم، یک زن در حال رانندگی تصادفی یک مرد جوان را میکند و تصمیم میگیرد که جسد را پنهان کند، اما پس از آن، متوجه میشود که قربانی مرموزانه باز میگردد و او را تعقیب میکند.
خلاصه داستان: دو زن جوان در یک رابطه عاشقانه با یکدیگر قرار میگذارند و برای درک عمیقتر از یکدیگر، تصمیم میگیرند در طول ۲۴ ساعت، هر ساعت یک بار با هم رابطه جنسی برقرار کنند. این آزمایش نزدیکی و صمیمیت منجر به مواجهه با نقاط ضعف، ترسها و انتظاراتی میشود که هر کدام از آنها در روابطشان حمل میکنند.
خلاصه داستان: در ادامه فیلم Creep، یک فیلمساز جوان به نام سارا با یک مرد مرموز به نام آرون ملاقات میکند که ادعا میکند یک قاتل سریال است. سارا تصمیم میگیرد تا یک مستند از زندگی آرون تهیه کند، اما به سرعت به درک میرسد که او با یک شخصیت خطرناک و غیرقابل پیشبینی طرف است. روابط بین آنها به تدریج پیچیدهتر میشود و سارا مجبور میشود با ترس و شک خود مقابله کند تا از آرون در امان بماند.