خلاصه داستان: فیلم «دوگانگی تایلر پری» یک تریلر درام معمایی آمریکایی به نویسندگی، تهیهکنندگی و کارگردانی تایلر پری است که در ۲۰ مارس ۲۰۲۵ روی Amazon Prime Video منتشر شد. مارلی ولز (کت گراهام)، وکیلی موفق، پس از تیراندازی پلیس به رادنی (جاشوا آدییی)، همسر دوست صمیمیاش فلا (میگان تندی)، که یک لنگر خبری است، وارد حساسترین پرونده زندگیاش میشود. مارلی با کمک تونی (تایلر لپلی)، دوستپسرش که کارآگاه خصوصی و پلیس سابق است، برای کشف حقیقت وارد مسیری پر از فریب و خیانت میشود. این پرونده که ابتدا به نظر یک تیراندازی ناحق به مردی سیاهپوست غیرمسلح میرسد، با پیچشهایی به توطئهای عمیقتر میرسد. فیلم با بازی رانریکو لی در نقش کوین، افسر حاضر در صحنه تیراندازی، به موضوعات خشونت پلیس، پروفایل نژادی و اعتماد میپردازد، اما به دلیل دیالوگهای غیرطبیعی، فیلمنامه پرنقص، شخصیتپردازی ضعیف و پایانبندی غیرمنطقی، نقدهای منفی با امتیاز ۴.۶ در IMDb و حدود ۳۰٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است. منتقدان آن را صابونی و فاقد عمق در پرداخت مضامین اجتماعی توصیف کردهاند.
خلاصه داستان: فیلم «تا سپیدهدم» یک فیلم ترسناک بقا آمریکایی به کارگردانی دیوید اف. سندبرگ و اقتباسی آزاد از بازی ویدیویی سال ۲۰۱۵ به همین نام است. داستان در دره دورافتاده گلور، یک سال پس از ناپدید شدن مرموز ملانی، رخ میدهد. کلوور (الا روبین) به همراه دوستانش مکس (مایکل چیمینو)، نینا (جییانگ یو)، مگان (اودسا آزیون) و ایب (بلمانت کاملی) برای یافتن سرنخهایی درباره ملانی به این دره سفر میکنند. آنها در یک مرکز بازدیدکنندگان متروکه گرفتار یک حلقه زمانی مرگبار میشوند، جایی که هر شب توسط تهدیدات مختلف، از جمله یک قاتل نقابدار، وندیگوها و موجودات ماورایی، به طرز وحشیانهای کشته شده و دوباره در ابتدای همان شب بیدار میشوند. هر حلقه مرگبار با تهدیدی جدید و خلاقانه همراه است، اما تعداد دفعات مرگ آنها محدود است. کلوور با کمک دکتر هیل (پیتر استورمر)، که بهعنوان آنتاگونیست اصلی ظاهر میشود، کشف میکند که دره از ترسهای او تغذیه میکند. فیلم با گور جذاب، جلوههای عملی و طنز تاریک، به موضوعات ترس، بقا و فروپاشی روانی میپردازد، اما به دلیل انحراف از بازی، شخصیتپردازی ضعیف و پایان مبهم، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵۲٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «جنگافزار» یک درام جنگی آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی ری مندوزا، کهنهسرباز جنگ عراق، و الکس گارلند است که بر اساس تجربیات واقعی مندوزا در نبرد رمادی در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۶ ساخته شده. داستان بهصورت واقعی و بر اساس خاطرات اعضای جوخه نیروی دریایی SEAL آمریکا روایت میشود. جوخه آلفا وان، به رهبری اریک (ویل پولتر)، در خانهای عراقی مستقر شده تا حرکات نیروهای آمریکایی را در قلمرو شورشیان نظارت کند. مندوزا (دیفارو وون-آ-تای) و همرزمانش، از جمله الیوت (کاسمو جارویس) و تامی (کیت کانر)، ابتدا در انتظارند، اما پس از پرتاب نارنجکی توسط شورشیان، درگیری شدیدی آغاز میشود. فیلم با فیلمبرداری مستندگونه، صداگذاری بینظیر و روایت بدون تزئینات هالیوودی، وحشت و برادری جنگ را به تصویر میکشد. با بازی جوزف کویین، چارلز ملتون و نوآ سنتینو، فیلم به موضوعات پوچی جنگ، فداکاری و تأثیرات روانی نبرد میپردازد و با امتیاز ۹۳٪ در راتن تومیتوز تحسین شده، اما به دلیل فقدان داستانسرایی سنتی و شدت عاطفی، برخی آن را چالشبرانگیز یافتهاند.
خلاصه داستان: فیلم «پرنده سفید» یک درام تاریخی خانوادگی به کارگردانی مارک فورستر و اقتباسی از رمان مصور آر.جی. پالاسیو، دنبالهای معنوی بر فیلم «شگفتانگیز» (2017) است. جولیان آلبانز (برایس گایسار)، پسری که در کودکی به دلیل قلدری از مدرسه اخراج شده بود، با مادربزرگش سارا (هلن میرن) در نیویورک زندگی میکند. سارا داستان زندگی خود را در فرانسه اشغالشده توسط نازیها در سال ۱۹۴۳ برای جولیان تعریف میکند. او بهعنوان دختری یهودی به نام سارا کوهن (آریانا گرینبلات) توسط خانواده ویوین (جیمی لی کرتیس) و ژان (یان زلنیک) مخفی میشود. ژولین (اورلاندو شویردت)، پسری با نقص جسمانی، به سارا کمک میکند تا از نازیها و همکلاسیهای خائن در مدرسهای روستایی در اومالیس فرار کند. آنها در جنگلها و انبارها پناه میگیرند و رابطهای عمیق شکل میدهند، اما خطر همیشه در کمین است. فیلم با روایت دو دوره زمانی، به موضوعات مهربانی، شجاعت و تأثیرات هولوکاست میپردازد، اما به دلیل داستان قابلپیشبینی، احساساتگرایی بیشازحد و ضعف در شخصیتپردازی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶۵٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «ویلیام تل» یک اکشن تاریخی حماسی به کارگردانی نیک هم و اقتباسی از نمایشنامه فریدریش شیلر است. داستان در سال ۱۳۰۷ در سوئیس تحت سلطه خاندان هابسبورگ اتریش رخ میدهد. ویلیام تل (کلس بنگ)، شکارچی صلحجوی سابق جنگهای صلیبی، پس از کمک به فراری دادن کشاورزی که به دلیل قتل یک حاکم اتریشی تحت تعقیب است، درگیر مقاومت سوئیسیها علیه ظلم هابسبورگها میشود. گسلر (کانر سوئیندلز)، والی ظالم، برای تحقیر سوئیسیها، تل را مجبور میکند سیبی را با کمان از روی سر پسرش شلیک کند. تل موفق میشود، اما پس از اعتراف به نیت کشتن گسلر در صورت شکست، دستگیر میشود. این رویداد خشم مردم را برمیانگیزد و تل با کمک برتا (الی بامبر) فرار کرده و رهبری شورش علیه گسلر و پادشاه آلبرت (بن کینگزلی) را بر عهده میگیرد. فیلم با مناظر خیرهکننده، صحنههای نبرد و بازی قوی بنگ، به موضوعات آزادی و مقاومت میپردازد، اما به دلیل دیالوگهای غیرطبیعی، نادرستیهای تاریخی و ریتم کند، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵۶٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «زمستان، بهار، تابستان یا پاییز» یک درام رمانتیک آمریکایی به کارگردانی تیفانی پالسن و نویسندگی دن شافر است. رمی آگیلار (جنا اورتگا)، دانشآموز نابغهای که برای ورود به هاروارد آماده میشود، در زمستان سال آخر دبیرستان بهطور اتفاقی با بارنز هاثورن (پرسی هاینز وایت)، پسری بیخیال و عاشق موسیقی، آشنا میشود. داستان در چهار روز از چهار فصل (زمستان، بهار، تابستان و پاییز) روایت میشود و رابطه عاشقانه آنها را نشان میدهد. رمی که تحت فشار انتظارات والدینش (ماریسول نیکولز و آدام رودریگز) است، با بارنز که زندگی در لحظه را ترجیح میدهد، ارتباط برقرار میکند. آنها در رقص جشن پایان سال، سفرهای جادهای و لحظات صمیمی، عشق و تردیدهایشان را کشف میکنند، اما با نزدیک شدن به پاییز و رفتن رمی به هاروارد، باید تصمیم بگیرند چه چیزی برایشان مهم است. فیلم با الهام از «پیش از طلوع» ریچارد لینکلیتر، شیمی قوی اورتگا و وایت، و موسیقی مثل «Burning Down the House»، به موضوعات عشق اول، بلوغ و انتخابهای زندگی میپردازد، اما به دلیل داستان قابلپیشبینی و شخصیتهای فرعی ضعیف، نقدهای متوسطی با امتیاز ۴۷٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «شما صمیمانه دعوت شدهاید» یک کمدی رمانتیک آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی نیکلاس استولر است. جیم کالدول (ویل فرل)، پدری بیوه و بیش از حد مراقب از آتلانتا، وقتی متوجه میشود دخترش جنی (جرالدین ویسواناتان) با دوستپسر دیجیاش اولیور نامزد کرده، سالن عروسی پالمِتو در جورجیا را رزرو میکند، همانجایی که با همسر مرحومش ازدواج کرده بود. اما به دلیل مرگ ناگهانی صاحب سالن، رزرو ثبت نشده و مارگو باکلی (ریس ویترسپون)، تهیهکننده تلویزیونی از لسآنجلس، همان سالن را برای عروسی خواهرش نو (مردیت هگنر) با دیکسون، رقاص عجیب، رزرو میکند. وقتی هر دو گروه عروسی به جزیره میرسند، متوجه این اشتباه شده و به جای لغو، تصمیم میگیرند سالن را شریک شوند. رقابت خندهدار جیم و مارگو برای برگزاری بهترین عروسی، با خرابکاریهایی مثل کیک عروسی خرابشده، حمله تمساح و سوءتفاهمهایی درباره خیانت اولیور، به هرجومرج میرسد. فیلم با طنز و موسیقی مثل «Islands in the Stream»، به موضوعات خانواده، ارتباطات ناسالم و عشق میپردازد، اما به دلیل داستان قابلپیشبینی، کمدی پراکنده و رابطه عاشقانه غیرقابلباور جیم و مارگو، نقدهای متوسطی با امتیاز ۴۷٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «تأثیر بد» یک درام عاشقانه-تریلر اسپانیایی به کارگردانی کلوئه والاس و اقتباسی از داستان واتپد «مالا اینفلونسیا» نوشته نویسندهای با نام مستعار B A B E است. ریس راسل (الئا روچرا)، یک رقصنده باله نوجوان و ثروتمند، هدف یک تعقیبکننده مرموز قرار میگیرد که با تهدیدهایی مثل انفجار خودرو و ارسال جعبهای پر از دندان او را وحشتزده میکند. پدرش بروس (انریکه آرسه) برای محافظت از او، اروس داگلاس (آلبرتو اولمو)، یک مجرم سابق که بهتازگی از زندان آزاد شده، را بهعنوان محافظ استخدام میکند. ریس ابتدا از حضور اروس متنفر است، اما بهتدریج رابطهای عاشقانه بین آنها شکل میگیرد. آنها با همکاری هم به دنبال هویت تعقیبکننده میگردند و به پیتون، دوست اروس، مشکوک میشوند. فیلم با جلوههای بصری براق و موسیقی نایارا، به موضوعات عشق ممنوعه، گذشته تاریک و رازهای خانوادگی میپردازد، اما به دلیل فیلمنامه ضعیف، شخصیتپردازی سطحی و پایانبندی غیرمنطقی، نقدهای منفی با امتیاز ۴.۲ در IMDb دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «دوست» یک درام آمریکایی به کارگردانی اسکات مکگی و دیوید سیگل، اقتباسی از رمان سال ۲۰۱۸ سیگرید نونز است. آیریس (نائومی واتس)، نویسندهای منزوی در نیویورک، پس از مرگ ناگهانی دوست معلم خصوصی والتر (بیل مری)، با ارثیهای غیرمنتظره مواجه میشود: آپولو، یک سگ عظیمالجثه گریت دین. آپولو با تخریب مبلمان و ایجاد مشکلات، از جمله اخطار تخلیه آپارتمان، زندگی آرام آیریس را به هم میریزد. با این حال، آیریس بهتدریج با این سگ پیوند عاطفی برقرار میکند و از طریق او با گذشتهاش، از جمله رابطه پیچیده با والتر و انتخابهای بحثبرانگیز او در زندگی و مرگ، کنار میآید. فیلم با بازیهای قوی واتس و سگ آپولو (بینگ)، فیلمبرداری زیبای نیویورک و مضامین عمیق غم، دوستی و شفای عاطفی، مورد تحسین قرار گرفته، اما به دلیل ریتم کند و پایانهای متعدد، نقدهای متوسطی با امتیاز ۸۲٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «عصر الکتریسیته» یک ماجراجویی علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی آنتونی و جو روسو و اقتباسی از رمان مصور سایمون استالنهگ است. در یک نسخه جایگزین از دهه ۱۹۹۰، پس از جنگ ویرانگر بین انسانها و رباتها، میشل (میلی بابی براون)، نوجوانی یتیم، با پدرخوانده بیتفاوتش تد زندگی میکند. او که معتقد است برادرش کریستوفر در تصادفی سالها پیش مرده، با ربات مرموزی به نام کاسمو که به نظر میرسد توسط کریستوفر کنترل میشود، روبهرو میشود. میشل برای یافتن برادرش، با کیتس (کریس پرت)، یک قاچاقچی، و ربات طنزش هرمان همراه میشود. آنها وارد منطقه ممنوعه، بیابانی که رباتهای تبعیدشده زندگی میکنند، میشوند و با متحدان رباتیک جدید و توطئهای شوم درباره ناپدید شدن کریستوفر مواجه میشوند. فیلم با بودجه ۳۲۰ میلیون دلاری، جلوههای بصری خیرهکننده اما داستان ضعیف و شخصیتپردازی سطحی دارد و با امتیاز ۱۴٪ در راتن تومیتوز، نقدهای منفی دریافت کرده است.