خلاصه داستان: فیلم «دور» یک ماجراجویی علمی-تخیلی-کمدی آمریکایی به کارگردانی جاش گوردون و ویل اسپک و نویسندگی اسپنسر کوهن است که توسط Amblin Partners تولید و توسط Universal Pictures توزیع شده است. داستان حول اندی رامیرز (آنتونی راموس)، معدنچی سیارکی، میچرخد که پس از برخورد سفینهاش با یک شهابسنگ، روی سیارهای بیگانه سقوط میکند. اندی که در لباس فضایی با هوش مصنوعی به نام L.E.O.N.A.R.D (با صدای زکری کوینتو) گیر افتاده، باید با کاهش اکسیژن و تعقیب موجودات بیگانه عجیب، در زمینی خشن به دنبال تنها بازمانده دیگر، نائومی کالووی (نائومی اسکات)، که در کپسول نجات خود محبوس است، برود. فیلم با طنز ناشی از تعاملات اندی و L.E.O.N.A.R.D، مانند شوخیهای غیرمنتظره درباره Ja Rule، و لحظات اکشن مانند فرار از موجودات سهپا، فضایی سرگرمکننده خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان خطی، طنز ناهماهنگ، و فیلمنامهای که فاقد عمق است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی راموس و اسکات به دلیل شیمی خوب و جلوههای ویژه، بهویژه طراحی موجودات و فیلمبرداری، تحسین شد، اما فیلم به دلیل شباهت به «ریدیک»، «پیچ بلک»، و «پس از زمین»، و همچنین ضعفهایی مانند گم شدن اسلحه اندی و استفاده محدود از ژل تعمیر لباس، مورد انتقاد قرار گرفت. فیلم به موضوعات دوستی، بقا، و پشیمانیهای شخصی (مانند احساس گناه اندی از مرگ همسر و پسرش) میپردازد، اما بیشتر یک ماجراجویی ساده و یکبارمصرف توصیف شده است.
خلاصه داستان: فیلم «همه مواد اشتباه» یک کمدی آمریکایی به کارگردانی نیکولاس لیوانوس و نویسندگی ویلسون لاو است که داستان بنجامین فیتزجرالد (جاشوا ترویلکاک)، سرآشپزی جوان و جاهطلب، را روایت میکند که در یک مسابقه دسر با ریسک بالا شرکت میکند. برنده این مسابقه میتواند رستوران خود، قرارداد کتاب آشپزی، و برنامه تلویزیونی داشته باشد، اما بازنده برای همیشه از دنیای آشپزی حرفهای طرد خواهد شد. بن، تحت فشار برای خلق یک دسر خلاقانه، بهطور تصادفی یک دوست خیالی به نام جونز (جاناتان بوویر) خلق میکند که به او در بازتعریف مفهوم «خوشمزه» کمک میکند. با این حال، جونز به موجودی غیرقابلکنترل تبدیل میشود و جاهطلبی بن به یک هیولا بدل میشود که زندگی و روابط او با همکارش امیلی (امیلی گسی)، دوستش آرتور (آریس جوسون)، و صاحب رستوران (تیم پرز-راس) را تهدید میکند. فیلم به موضوعات جاهطلبی، فشارهای حرفهای، و تعادل بین موفقیت و سلامت روان میپردازد و با طنز دیوانهوار و لحظات احساسی همراه است. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، طنز گاهی غیرمنسجم، و فقدان عمق در شخصیتهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی ترویلکاک و بوویر برای شیمی طنزآمیز و طراحی صحنه آشپزخانه تحسین شد، اما فیلم به دلیل شباهت به «همهچیز همهجا بهطور همزمان» و «رابیت جوجو» و کمبود اصالت در ژانر کمدی نقد شد. موسیقی متن و دیالوگهای هوشمندانه نیز از نقاط قوت فیلم بودند، اما برخی منتقدان پایانبندی را بیشازحد سادهانگارانه دانستند.
خلاصه داستان: فیلم «جهان خواهد لرزید» یک درام تاریخی-بیوگرافیکی به کارگردانی و نویسندگی لیور گلر است که داستان واقعی و ناگفته فرار گروهی از زندانیان از اردوگاه مرگ چلمنو، اولین اردوگاه مرگ نازیها در لهستان اشغالی در سال ۱۹۴۲، را روایت میکند. داستان حول سولومون وینر (اولیور جکسون-کوهن)، مایکل پودخلبنیک (جرمی نیومارک جونز)، و ولف (چارلی مکگچان) میچرخد که بهعنوان گورکن اجباری، اجساد قربانیان یهودی کشتهشده در کامیونهای گاز را دفن میکنند. با آگاهی از مرگ حتمی خود، آنها نقشهای جسورانه برای فرار طراحی میکنند تا اولین گزارش شاهدان عینی از هولوکاست را به جهان ارائه دهند. فیلم با صحنههای تکاندهندهای از وحشت اردوگاه، مانند خفه شدن قربانیان با گاز اگزوز و تیراندازی به بازماندگان، و با ریتمی عمداً کند، حس وحشت و ناامیدی را منتقل میکند. فرار آنها، که با حمایت خاخام شولمن (آنتون لسر) و دیگر زندانیان انجام میشود، منجر به پخش گزارششان در بیبیسی در ژوئن ۱۹۴۲ و نیویورک تایمز در جولای ۱۹۴۲ شد، که اولین اخبار رسمی هولوکاست بودند. فیلم به موضوعات استقامت، امید، و هزینههای اخلاقی بقا میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فقدان عمق در شخصیتهای فرعی، و شباهت به درامهای فرار مانند «فرار از سوبibor»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی جکسون-کوهن به دلیل عمق خاموش و مایکل اپ (فرمانده اردوگاه) به دلیل شرارت محاسبهشده تحسین شد، اما برخی منتقدان فیلم را به دلیل کمبود نوآوری و لحن بیشازحد سنگین نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم «لیلیان هال بزرگ» یک درام بیوگرافیک آمریکایی به کارگردانی مایکل کریستوفر و نویسندگی الیزابت سلدس-آناکون است که با الهام از زندگی ماریان سلدس، بازیگر تئاتر و عمه نویسنده، ساخته شده است. داستان حول لیلیان هال (جسیکا لانگ)، ستاره برادوی که در طول حرفه درخشانش هرگز نمایشی را از دست نداده، میچرخد. او در حال آمادهسازی برای نقش اصلی در نمایش «باغ آلبالو» اثر چخوف است، اما با فراموشی خطوط، عدم تعادل، و توهماتی از همسر مرحومش (مایکل رز) مواجه میشود. پس از مراجعه به پزشک (کیت آرتور بولدن)، تشخیص زوال عقل با اجسام لوی (LBD) دریافت میکند که او را وادار به مقابله با هویت، حرفه، و رابطهاش با دخترش مارگارت (لیلی رِیب) میکند. لیلیان با حمایت دستیارش ادیت (کتی بیتس) و همسایهاش تای (پیرس برازنان)، تلاش میکند تا شب افتتاحیه را به صحنه ببرد. فیلم به موضوعات زوال عقل، فداکاری برای هنر، و روابط خانوادگی میپردازد و با طنزی ظریف و لحظات عاطفی همراه است. بازی لانگ برای نمایش یک ستاره تئاتر در حال افول تحسین شد، اما فیلم به دلیل ریتم کند، داستان قابلپیشبینی، و شباهت به «پدر» (The Father) نقدهایی دریافت کرد. اجراهای بیتس و ریب به دلیل عمق احساسی و برازنان به دلیل طنز خشکش ستایش شدند، اما برخی سکانسهای توهم و پایانبندی به دلیل تکراری بودن نقد شدند. فیلم با بودجه ۲۰ میلیون دلار ساخته شد و بهعنوان یک نامه عاشقانه به تئاتر برادوی توصیف شده است.
خلاصه داستان: فیلم «کنار گذاشتهشده: کوارتربک و من» یک درام عاشقانه-کمدی آمریکایی به کارگردانی جاستین وو و نویسندگی مری گولینو و کریستال فریرو است که بر اساس رمان واتپد «The QB Bad Boy and Me» نوشته تی مارلی با بیش از ۳۰ میلیون بازدید ساخته شده است. داستان حول دالاس برایان (سینا آگودونگ)، یک رقصنده مصمم که آرزوی پذیرش در بهترین مدرسه رقص کشور، کالآرتس (دانشگاه سابق مادر مرحومش)، را دارد، میچرخد. او در سال آخر دبیرستان به مدرسه جدیدی در تگزاس منتقل میشود، جایی که برادر بزرگترش، ناتان (درو ری تanner)، بهعنوان مربی جدید تیم فوتبال استخدام شده است. دالاس با دریتون لاهی (نوآ بک)، کوارتربک مغرور اما غمگین تیم که با فقدان خواهرش دستوپنجه نرم میکند، برخورد میکند. در ابتدا، تنش بین آنها به دلیل شخصیت متضادشان (دالاس متمرکز و جاهطلب، دریتون گستاخ و بیخیال) بالا میگیرد، اما بهتدریج رابطهای عاشقانه شکل میگیرد. دالاس با فشارهای پدرش (جیمز ون در بیک) و بهترین دوستش گبی (آسیا لیزاردو) مواجه است، در حالی که دریتون با انتظارات برای بازی در دانشگاه نوتردام دستوپنجه نرم میکند. فیلم به موضوعات عشق، اندوه، جاهطلبی، و فشارهای نوجوانی میپردازد و با موسیقی متن قوی، از جمله آهنگهای پاپ، و دیالوگهای طنزآمیز همراه است. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، پیشبینیپذیر، و شباهت به کمدیهای عاشقانه مانند «کاملاً عاشق» و «غرفه بوسه»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی آگودونگ و بک به دلیل شیمی خوب و بازی تanner بهعنوان برادر حامی تحسین شد، اما برخی صحنههای عاشقانه و پایان قابلپیشبینی به دلیل فقدان نوآوری نقد شدند. فیلم شامل تنوع نژادی و جنسیتی در بازیگران است و مصرف مشروبات الکلی توسط افراد زیر سن قانونی را نشان میدهد، اما صحنههای عاشقانه بهصورت محترمانه و با محو شدن تصویر (fade-to-black) ارائه شدهاند.
خلاصه داستان: فیلم «هومستد» یک درام پسا-آخرالزمانی آمریکایی به کارگردانی بن اسمالبون و نویسندگی فیلیپ آبراهام، لیا بیتمن و جیسون راس است که بر اساس رمان «پاییز سیاه» نوشته جف کرکام و جیسون راس ساخته شده است. داستان با انفجار یک بمب کثیف در سواحل لسآنجلس آغاز میشود که باعث فروپاشی اجتماعی در سراسر آمریکا میشود. خانوادهها از خانههایشان فرار میکنند و به دنبال پناهگاه هستند. جف اریکسون (بیلی چیس)، یک سرباز سابق کلاهسبزها، به همراه همسرش تارا (کرران جووانی) و سه فرزندشان، به «هومستد»، عمارتی مستحکم در کوههای راکی که متعلق به میلیاردر ایان راس (نیل مکدونا) و همسرش جنا (سوزان میزner) است، پناه میبرند. ایان، یک آمادهساز (prepper)، هومستد را با پنلهای خورشیدی، باغهای کشاورزی، و امنیت نظامی مجهز کرده است. با ورود شکارچیان متجاوز، تنش بالا میگیرد و پسر جف، آبه (تایلر لوفتون)، در دفاع از خود یکی از شکارچیان را میکشد. این رویداد گروه را با چالشهای اخلاقی و تصمیمات دشوار برای بقا مواجه میکند. فیلم به موضوعات ایمان، خانواده، و انتخابهای اخلاقی در جهانی بیقانون میپردازد و بهعنوان پیشدرآمدی برای یک سریال هشتقسمتی عمل میکند که داستان را ادامه میدهد. با این حال، به دلیل ویرایش ناپیوسته، فقدان پیشزمینه برای شخصیتها، و پایان ناتمام که شبیه تبلیغ سریال است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای مکدونا و چیس تحسین شدند، اما داستان به دلیل شباهت به «واکینگ دد» و «آخرین بازمانده از ما»، و کمبود اکشن و عمق احساسی، نقد شد. برخی تماشاگران احساس کردند فیلم بیش از آنکه یک اثر مستقل باشد، مقدمهای برای سریال است
خلاصه داستان: فیلم «بالرین» یک اکشن-تریلر آمریکایی به کارگردانی لن وایزمن و نویسندگی شای هتن و امرالد فنل است که بهعنوان اولین اسپینآف مجموعه «جان ویک» ساخته شده و بین وقایع «جان ویک: فصل سوم - پارابلوم» (۲۰۱۹) و «جان ویک: فصل چهارم» (۲۰۲۳) رخ میدهد. داستان حول ایو ماکارو (آنا د آرماس)، بالرینی است که پس از قتل پدرش خاویر توسط فرقهای مرموز تحت رهبری «چانسلور» (گابریل بیرن)، به سازمان جنایتکار روسکا روما میپیوندد. وینستون اسکات (ایان مکشین)، مدیر هتل کانتیننتال نیویورک، او را به روسکا روما میسپارد، جایی که ایو تحت نظر «کارگردان» (آنجلیکا هیوستون) و نوگی به مدت ۱۲ سال بهعنوان بالرین و قاتل/بادیگارد با نام مستعار کیکیمورا آموزش میبیند. ایو برای انتقام مرگ پدرش، گروهی از قاتلان با علامت X روی مچ دستشان را شکار میکند، که منجر به نبردهای خلاقانه با سلاحهایی مانند نارنجک، شعلهافکن، و حتی اسکیت یخی میشود. جان ویک (کیانو ریوز) بهعنوان مانعی برای متوقف کردن او ظاهر میشود، اما داستان روی سفر ایو متمرکز است. فیلم با صحنههای اکشن خیرهکننده، از جمله مبارزهای با شعلهافکن و سکانس آشپزخانه، و طنز خشک تحسین شد، اما به دلیل شروع کند، داستان ساده، و عدم احساسات عمیق برای ایو، و همچنین استفاده بیشازحد از شگردهای غیرواقعی (مانند بهبودی سریع ایو از جراحات)، نقدهایی دریافت کرد. بازی د آرماس به دلیل شدت و آسیبپذیریاش، و حضور کوتاه اما قوی ریوز، مکشین، و لنس ردیک (در آخرین نقشش) مورد ستایش قرار گرفت، اما نقش بیرن بهعنوان شرور و شخصیت نورمن ریداس (دانیل پاین) به دلیل عدم توسعه کافی نقد شد. فیلم با بودجه ۹۰ میلیون دلاری، ۱۲۰ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «غریبه در خانهام» یک درام هیجانی به کارگردانی جف فیشر و بر اساس رمان پرفروش ادل پارکس است. داستان حول علی (سوفیا بوش)، همسرش جف (کریس جانسون)، و دختر ۱۵ سالهشان کیتی (آمیا میلر) میچرخد که زندگی خانوادگی بهظاهر کاملی در خانهای شیک در پارک سیتی، یوتا دارند. این آرامش با ورود تام تروبی (کریس کارمک)، غریبهای جذاب، به هم میریزد که ادعا میکند کیتی در زمان تولد در بیمارستان با دختر او، لیو، جابهجا شده است. تام مدعی است که همسر سابقش بلا، که از سرطان تخمدان درگذشته، به دلیل جهش ژن BRCA، آزمایش ژنتیکی روی فرزندانش انجام داده و متوجه شده لیو فرزند بیولوژیکی آنها نیست. علی و جف، که نگران خطر سرطان برای کیتی هستند، تصمیم به انجام آزمایش DNA میگیرند، اما از گفتن حقیقت به کیتی خودداری میکنند. نتایج آزمایش ادعای تام را تأیید میکند و کیتی، که از این راز مطلع میشود، دچار بحران هویتی میشود و به جردن، پسری که در بازسازی حیاط خانهشان کمک میکند، پناه میبرد. با دخالت بیشتر تام در زندگی خانواده، از جمله مکالمات عمیق با علی درباره گذشتهاش، مشخص میشود که او درباره بیماری بلا دروغ گفته و اهدافش خیرخواهانه نیست. در همین حال، غریبهای مرموز با ابزارهایی مانند طناب و دستبند در اطراف خانه پرسه میزند و تنش را افزایش میدهد. فیلم با پیچشهای داستانی، از جمله افشای رازهای گذشته تام و بلا، به موضوعات هویت، اعتماد، و وسواس میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، دیالوگهای غیرواقعی، ویرایش پرشدار، و پایان آشوبناک که به سبک فیلمهای Lifetime بیشازحد دراماتیک است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی بوش و میلر به دلیل شدت عاطفی تحسین شد، اما فیلمنامه و کارگردانی به دلیل فقدان عمق و تکیه بر کلیشههای هیجانی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «آیین» یک فیلم ترسناک آمریکایی به کارگردانی دیوید مایدل و نویسندگی مایدل و انریکو ناتاله است که بر اساس داستان واقعی اکورسیسم اما اشمیت در سال ۱۹۲۸ در ارلینگ، آیووا ساخته شده است. داستان در سال ۱۹۲۸ در شهر کوچک ارلینگ رخ میدهد و حول اما اشمیت (ابیگیل کوئن)، زنی جوان که از پدیدههای ترسناک و غیرقابلتوضیح مانند کابوسهای شبانه، پرخاشگریهای خشونتآمیز، صحبت به زبانهایی که نمیداند، و نفرت غیرطبیعی نسبت به اشیاء مقدس رنج میبرد، میچرخد. خانوادهاش، که کاتولیکهای مؤمنی هستند، معتقدند او تسخیر شده و از کلیسا درخواست کمک میکنند. دو کشیش، تئوفیلوس ریزینگر (آل پاچینو)، کشیشی با تجربه و مصمم، و جوزف اشتایگر (دن استیونز)، کشیش جوانی که در بحران ایمان به سر میبرد، برای انجام اکورسیسم به صومعهای منزوی فرستاده میشوند. اکورسیسم در سه مرحله طاقتفرسا انجام میشود که طی آن اما صداهای متعدد و شیطانی از خود بروز میدهد، از جمله صداهایی که ادعا میکنند متعلق به بعلزبول، یهودا اسخریوطی، و پدر متوفی اما هستند که در زندگی او را آزار داده بود. روح عمهاش، که شایعه شده جادوگر بوده، نیز ظاهر میشود. اما با رفتارهایی مانند تشنج، معلق شدن در هوا، و صحبت به زبانهای لاتین، آلمانی، و آرامی، کشیشها و راهبهها را به چالش میکشد. فیلم به موضوعات ایمان، تردید، و مبارزه با شر میپردازد، اما به دلیل داستان کلیشهای، فیلمبرداری ناپایدار و شبیه به سبک مستند که گاهی حواسپرتکن است، و فقدان عمق در شخصیتپردازی، نقدهای منفی دریافت کرد. بازیهای پاچینو، استیونز، و کوئن به دلیل شدت و باورپذیری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل عدم نوآوری و شباهت بیشازحد به «جنگیر» (۱۹۷۳) و پایان ناامیدکننده نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «شکسته» یک درام وسترن معاصر آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی کارلایل یوبانک است. داستان حول ترو برندیواین (وایات راسل)، یک سوارکار برهنهپشت (bareback bronc rider) میچرخد که از پذیرفتن افول حرفهاش در رودئو سر باز میزند. وقتی ترو در یک کولاک غیرمنتظره بهاری گرفتار میشود، باید با جراحات، بیماری، و سرمای طاقتفرسا مبارزه کند. در حالی که برای بقا میجنگد، ترو مجبور میشود با انتخابهای زندگیاش و شرایطی که او را به این موقعیت شکننده کشاندهاند، روبهرو شود. داستان از طریق فلشبکهایی به زندگی گذشته ترو، از جمله روابط پرتنش با پدرش جورج (دنیس کواید)، حمایت خاموش مادرش کتی (مری مکدانل)، و رابطه عاشقانهاش با پرستاری به نام علی (آدن تورنتون)، پیش میرود. او همچنین با برادر کوچکترش کالب (جانی برکتولد) که در فکر پیوستن به تفنگداران دریایی برای تأمین هزینه دانشگاه است، درگیریهایی دارد. فیلم با موسیقی متن تأثیرگذار از جان هنکاک و آهنگهایی از استیو ارل و چارلی کروکت، به موضوعات استقامت، ترومای جسمی و روانی، و بازتاب انتخابهای زندگی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده، فقدان نوآوری در ژانر وسترن، و عدم عمق در شخصیتهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی راسل به دلیل نمایش احساسی و تأثیرگذارش تحسین شد، اما برخی منتقدان فیلم را به دلیل ریتم کند و تکیه بر کلیشههای وسترن نقد کردند.