خلاصه داستان: هیچکس زنده بیرون نمیرود، فیلم ترسناک محصول ۲۰۲۱، داستان زنی جوان به نام امبر را روایت میکند که به دلیل مشکلات مالی و بیخانمانی، مجبور به اقامت در یک پانسیون ارزانقیمت در کلیولند میشود. او به سرعت درمییابد که مالک عجیب و غریب ساختمان، یک قاتل سریالی است که قربانیانش را در اتاقهای پانسیون به قتل میرساند و اجساد آنها را در زیرزمین ساختمان دفن میکند. امبر در میانه یک کابوس مرگبار گرفتار میشود و باید برای زنده ماندن بجنگد.
خلاصه داستان: فیلم «نه روز» داستان زندگی مردی به نام وینستون را روایت میکند که در یک خانهی دورافتاده در جزیرهای بهظاهر بیآب و علف، بهتنهایی زندگی میکند. او هر روز با تماشای ویدیوهایی از زندگی افرادی که در دنیا زندگی میکنند، وظیفهی خطیری بر عهده دارد: از میان کاندیداهایی که به دنیا میآیند، افرادی را که شایستهی زیستن هستند، انتخاب کند. اما وقتی یک کاندیدای زن با نگاهی متفاوت به زندگی وارد این مجموعه میشود، وینستون مجبور میشود که با گذشتهی خود و معنای واقعی زندگی روبرو شود.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه مستند «بانوی شماره ۶: موسیقی نجاتم داد» داستان زندگی آلیس سامز، یکی از سالمندترین بازماندگان هولوکاست را روایت میکند که در آستانه ۱۱۰ سالگی، در آپارتمان شماره ۶ در لندن زندگی میکند. او که پیانیست و معلم موسیقی بود، معتقد است که موسیقی و خنده، کلیدهای طول عمر و شادکامی او بودهاند و داستانهای شگفتانگیزی از زندگی در وین پیش از جنگ، فرار از نازیها و قدرت هنر برای زنده ماندن در شرایط سخت را با بیننده به اشتراک میگذارد.
خلاصه داستان: خلاصصه داستان فیلم «گاهی هرگز، گاهی همیشه» (Never Rarely Sometimes Always) درباره دختری جوان به نام اتومبلی است که در پنسیلوانیا زندگی میکند. وقتی متوجه میشود باردار است و امکان سقط جنین قانونی در ایالت خود را ندارد، به همراه دوستش اسکایلر به نیویورک سفر میکند تا این حق را به دست آورد. در این سفر، آنها با واقعیتهای سخت و بیرحم سیستم مراقبتهای بهداشتی و مشکلات اجتماعی روبرو میشوند.
خلاصه داستان: فیلم ند کلی، داستان زندگی افسانهای ند کلی، یکی از مشهورترین قانونشکنان استرالیا را روایت میکند. این فیلم که در سال 2003 ساخته شده، ماجراهای مردی جوان را دنبال میکند که به همراه خانوادهاش در حاشیه شهر زندگی میکند و پس از بیعدالتیهای متعدد از سوی پلیس، تبدیل به یک قانونشکن میشود. ند کلی با پوشیدن زره دستساز معروفش، به نمادی از مقاومت در برابر ظلم و بیعدالتی تبدیل میشود و در نهایت به دست عدالت سپرده میشود، اما میراث او به عنوان یک قهرمان مردمی برای همیشه باقی میماند.
خلاصه داستان: در فیلم «آقای بین در تعطیلات»، آقای بین برای اولین بار به یک سفر تابستانی به جنوب فرانسه میرود تا از آفتاب و دریا لذت ببرد. او در طول مسیر با پسری به نام امیل و پدرش آشنا میشود و بهطور ناخواسته باعث جدایی آنها از هم میشود. حالا آقای بین باید با همان شیوههای عجیب و غریب و البته خندهدار خود، راهی برای پیدا کردن امیل و جبران اشتباهش پیدا کند.
خلاصه داستان: پس از انتشار خبرهایی مبنی بر کلاهبرداریهای عجیب و غریب در شعبههای پست بریتانیا، گروهی از اپراتورهای دفتر پست متوجه مشکلات فنی در سیستم حسابداری هوشمند خود شدند که باعث شده بود مبالغ هنگفتی به عنوان کمبود وجه در حسابهایشان ثبت شود. این اپراتورها که اکثراً افرادی معمولی و بدون سرپرست بودند، با اتهامات کلاهبرداری، جریمههای سنگین و حتی حبس روبرو شدند. «آلان بیتمن»، یک بازنشسته پست که خود قربانی این سیستم شده بود، با کمک یک وکیل و تیمی از متخصصان فنی، تلاش میکند تا حقیقت را فاش کند و با غول بیشاخ و دم دستگاه پست و قوه قضائیه بریتانیا مبارزه کند تا بیگناهی این افراد را ثابت کند.
خلاصه داستان: پس از وقایع فیلم قبلی، جیمز باند مأموریت مییابد تا یک محموله از موشکهای ماهریکر را که از یک کشتی بریتانیایی به سرقت رفته، ردیابی کند. تحقیقات او او را به سمت میلیاردری خیریه به نام هوگو دراکس میکشاند که در تلاش برای ساختن یک جامعه ایدهآل در فضا است. باند با همکاری دکتر هالی گودهد، کارمند ناسا، درمییابد که دراکس قصد دارد با پرتاب یک کشتی فضایی، نسل بشر را با گازی کشنده از بین ببرد و نژاد برگزیده خود را در فضا مستقر کند. باند باید با نابودی سلاحهای شیمیایی و سفینه فضایی دراکس، نقشههای شیطانی او را خنثی کند.
خلاصه داستان: در فیلم «خانم پتیگرو زندگی میکند» که در سال ۱۹۴۰ در لندن اتفاق میافتد، یک پیشخدمت بیکار و درمانده به نام گوئن پتیگرو بهطور اتفاقی به عنوان منشی برای یک بازیگر زن سرگردان به نام دلیسی لا فورت استخدام میشود. او در طول یک روز پرآشوب، وارد دنیای پرزرق و برق جامعه بوهمینشین لندن میشود و با استفاده از تجربیات و شایستگیهای پنهان خود، نه تنها به حل مشکلات دلیسی کمک میکند، بلکه برای اولین بار در زندگی خود نیز شانس عاشقانه و شادی را تجربه میکند.
خلاصه داستان: پدر و دختر داستان پدری به نام مایکل را روایت میکند که پس از ارتکاب جرمی در گذشته، مجبور به ترک خانوادهاش شده و دخترش سارا او را مقصر میداند. سالها بعد، مایکل که به دنبال رستگاری است، به شهر بازمیگردد تا رابطهاش را با دخترش که اکنون یک زن جوان مستقل است، ترمیم کند. اما بازگشت او خاطرات تلخی را زنده میکند و سارا را در معرض انتخابی دشوار بین بخشش پدر و محافظت از زندگی جدیدش قرار میدهد، در حالی که خطرات گذشته هنوز آنها را تعقیب میکند.