خلاصه داستان: یک جوان در حال فرار از زندان به همراه یک گروه از زندانیان دیگر، در جنگل گم میشود و با یک موجود مرموز و خطرناک مواجه میگردد که باعث مرگ یکی از اعضای گروه میشود. آنها مجبور میشوند با همکاری و تلاش برای نجات جان خود، با این تهدید ناشناخته مبارزه کنند. در حالی که زمان در حال اتمام است و امید به نجات کمتر میشود، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا میتوانند این موجود مرموز را شکست دهند یا خودشان قربانی آن خواهند شد.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک زوج جوان در شهر لندن تصمیم میگیرند به یک خانه قدیمی منتقل شوند. زن، یک هنرمند است که به دنبال الهامبخشی برای آثار هنری خود است، و مرد، یک معمار که قصد دارد خانه را مرمت کند. اما به محض ورود به خانه، اتفاقات عجیب و غیرقابل توضیحی رخ میدهد. زن شروع به دیدن تصاویر عجیب و نقاشیهایی میکند که خودش آنها را نقاشی نکرده است. او کشف میکند که خانهای که در آن زندگی میکنند، مکانی است که اشیاء و خاطرات افراد گمشده در آن جا جمع شدهاند. این اشیاء حاوی انرژی منفی هستند و روح افرادی را که در گذشته در این خانه بودهاند، به خود جلب میکنند. زوج باید با این نیروهای خارقالعاده مقابله کنند و راز این خانه مرموز را کشف کنند.
خلاصه داستان: در سال 2025، در شهر مزبور، یک گروه از افراد بیسواد و فقیر به نام "Trash" زندگی میکنند. آنها در یک منطقه پر از زباله و آلودگی زندگی میکنند و با مشکلات زیادی مواجه هستند. یک روز، یک دختر جوان به نام "Sara" به این منطقه میآید و با مردم محلی آشنا میشود. او کمک میکند تا آنها بهبود یابند و زندگی بهتری داشته باشند. در طول این مسیر، Sara با چالشهای زیادی مواجه میشود و باید تصمیمات سختی بگیرد تا بتواند به مردم کمک کند.
خلاصه داستان: در سال 2020، در حالی که جهان با بحرانهای سیاسی و اجتماعی روبرو بود، فیلم مستندی به نام «زاپا» منتشر شد که به زندگی و آثار فرانک زاپا، یکی از چهرههای نافذ در موسیقی راک و آزادی بیان میپردازد. این فیلم، با استفاده از بخشهایی از آرشیو شخصی زاپا و مصاحبههایی با خانواده و همکارانش، سفری هیجانانگیز به دنیای خلاقیت و سرکوبگریزی این هنرمند ارائه میدهد. «زاپا» نه تنها به شخصیت زاپا و نقش او در تاریخ موسیقی میپردازد، بلکه به نقد سیستمهای سرکوبگر و دفاع از آزادیهای فردی نیز میپردازد.
خلاصه داستان: Greg Heffley یک دانشآموز متوسطسال تحصیلی است که با مشکلات روزمره مدرسه، خانواده و دوستانش دست و پنجه نرم میکند. او سعی میکند با استفاده از نیرنگها و ترفندهای مختلف، از دردسرها خلاص شود، اما اغلب اوضاع دست به سرش میدهد. در طول داستان، گرگ با دوستش رولی و خانوادهاش، به ویژه برادر بزرگش رودریک، روابط پیچیدهای برقرار میکند و تجربیاتی را مرور میکند که او را به چالش میکشند و در عین حال به رشد شخصیتیاش کمک میکنند.
خلاصه داستان: در داستان «عشق در زمان وبا»، فلورنتینو آریزا و فرمینا داثا، دو نفری که در جوانی عاشق یکدیگر بودند، پس از سالها از هم جدا، دوباره به هم میپیوندند. فلورنتینو در طول این سالها، عشق به زنان دیگر را تجربه کرده است، اما قلبش همیشه برای فرمینا میتپید. وقتی همسر فرمینا در گذر میرود، فلورنتینو فرصت را غنیمت میداند و تلاش میکند دوباره عشقش را به فرمینا ثابت کند. داستان در پس زمینهای پر از عشق، عشق محروم، و تغییرات اجتماعی در یک شهر کوچک قرن نوزدهم رخ میدهد.
خلاصه داستان: یک کشاورز تنها پس از مرگ همسرش مجبور میشود تا به همراه پنج فرزندش به مزرعهای در روستا برود. در آنجا آنها با یک مجموعه متنوع از حیوانات و یک مزرعهدار جذاب آشنا میشوند و زندگیشان به طور کامل تغییر میکند.
خلاصه داستان: مارگارت تاچر، اولین نخستوزیر زن بریتانیا، در مسیر حرفهای خود با چالشهای بیپایانی روبرو میشود. او با قاطعیت و ارادهای آهنین، سعی میکند نشان دهد که قدرت سیاسی زنان در دنیایی مردسالار، میتواند به همان اندازه موثر و قدرتمند باشد. درگیری او با اعضای حزب محافظهکار و مخالفان سیاسی، به همراه تصمیمات سختگیرانهاش برای اصلاح اقتصاد و مبارزه با اتحادیههای کارگری، او را به یک شخصیت قدرتمند و مناقشهبرانگیز تبدیل میکند. در کنار این، فیلم به زندگی خصوصی و روابط شخصی او، از جمله رابطهاش با شوهرش دنیس، میپردازد و نشان میدهد که چگونه تعادل بین قدرت سیاسی و زندگی خانوادگی، میتواند چالشبرانگیز باشد.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از سربازان ویژه در یک ماموریت خطرناک در مناطق جنگی گرفتار میشوند. آنها مجبور میشوند با شجاعت و ایمان به خود، با چالشهای سختی روبرو شوند تا نه تنها جان خود را نجات دهند، بلکه اهداف ماموریت را نیز به انجام برسانند. در این بین، روابط بین آنها و تضادهای درونی، داستان را به یک سفر احساسی و انسانی تبدیل میکند.
خلاصه داستان: Sid Vicious, عضو گروه پانک پیشرو "سیکس پیستولز"، با نیکی بارنز، یک متعصب مواد مخدر، آشنا میشود و به او معروف میشود. نیکی بارنز، که به نام مستعار "نانسی اسپانجن" شناخته میشود، با سید ورود به دنیای مواد مخدر را آغاز میکند. رابطه آنها به یک وابستگی شدید و مخرب تبدیل میشود که منجر به سقوط اخلاقی و جسمی هر دو میشود. در نهایت، نانسی در یک اتاق هتل در نیویورک به قتل میرسد و سید متهم به قتل او میشود. سید پس از این رویداد، خود را در زندان خودکشی میکند و در ۲ فوریه ۱۹۷۹ درگذرند.