خلاصه داستان: فیلم جانی انگلیسی: تولد دوباره (۲۰۱۱) به کارگردانی اولیور پارکر با بازی روان آتکینسون در نقش جانی انگلیسی، جاسوس ناشی MI7، دومینیک وست و گیلیان اندرسون، داستان مأمور مخفیای را روایت میکند که پس از شکست فاجعهبار در تبت و سالها آموزش سخت، برای خنثی کردن توطئهای علیه نخستوزیر بریتانیا بازمیگردد و با گافهای خندهدار و مهارتهای تازهاش، دشمنان قدرتمندی را که قصد ترور دارند، به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم جاذبه (۲۰۱۳) به کارگردانی آلفونسو کوارون با بازی ساندرا بولاک در نقش دکتر رایان استون و جورج کلونی در نقش مت کووالسکی، داستان دو فضانورد ناسا را روایت میکند که در حین مأموریت تعمیر تلسکوپ هابل در مدار زمین، قربانی برخورد با ابر زبالههای فضایی میشوند؛ شاتل نابود شده و آنها را تنها در خلأ بیرحم فضا رها میکند، جایی که استون باید با ترسهای درونی و چالشهای فنی برای بقا و بازگشت به زمین مبارزه کند.
خلاصه داستان: فیلم «خداحافظ کریستوفر رابین» محصول ۲۰۱۷ به کارگردانی سایمون کورتیس با بازی دومنال گلیسون در نقش آ.آ. میلن، مارگو رابی در نقش همسرش دافنه و ویل تیلستون در نقش کریستوفر رابین کودک، داستان واقعی زندگی نویسنده بریتانیایی آلن الکساندر میلن را پس از جنگ جهانی اول روایت میکند. میلن که از کابوسهای جنگی رنج میبرد، با همسر و نوزاد تازه متولدشدهاش به روستایی آرام نقل مکان میکند و با الهام از بازیهای پسرش با خرس عروسکیاش به نام ویننی، مجموعه داستانهای مشهور «ویننی د پو» را خلق میکند که به موفقیت جهانی میرسد، اما شهرت ناگهانی و فشارهای رسانهای، روابط خانوادگی را به مرز فروپاشی میرساند و کریستوفر را قربانی این شهرت میکند.
خلاصه داستان: فیلم زیردریایی (۲۰۱۰) به کارگردانی ریچارد آیواد با بازی کریگ رابرتز در نقش اولیور تات، نوجوانی خجالتی و خیالپرداز در ولز بریتانیا، داستان عشق اول او به جوردن بِیتس (یاسمین پیج)، دختری مرموز و جسور را روایت میکند. اولیور همزمان با چالشهای رابطه عاشقانهاش، تلاش میکند با نقشههای طنزآمیز و کودکانه، والدینش یعنی مادر افسرده (ساللی هاوکینز) و پدر منزوی (نوآ تیلور) را از جدایی نجات دهد. این کمدی-درام رمانتیک با لحن نوستالژیک و دیالوگهای هوشمندانه، سفری احساسی به دنیای نوجوانی و روابط خانوادگی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «یک روز» ساخته لون شرفیگ در سال ۲۰۱۱ با بازی آن هاتاوی و جیم استرجس، داستان اما موری و دکستر میفیلد را روایت میکند که در روز فارغالتحصیلی دانشگاه در ۱۵ جولای ۱۹۸۸ با هم آشنا میشوند و از آن پس هر سال در همان روز، لحظاتی از زندگیشان را با هم به اشتراک میگذارند؛ رابطهشان از دوستی به عشق، جدایی و فراز و نشیبهای احساسی در طول دو دهه تبدیل میشود و نشاندهنده گذر زمان، رشد شخصی و پیچیدگیهای روابط عاطفی است.
خلاصه داستان: فیلم جایی (Somewhere، ۲۰۱۰) به کارگردانی سوفیا کوپولا با بازی استفن دورف در نقش جانی مارکو، ستاره هالیوودی خسته و ال فنینگ در نقش کلئوی، دختر یازدهسالهاش، داستان مردی را روایت میکند که در هتل چری لسآنجلس زندگی لوکس اما پوچی دارد. جانی میان ضبط فیلمهای تبلیغاتی، مهمانیهای پرزرقوبرق و روابط گذرا سرگردان است تا اینکه دخترش برای تعطیلات نزد او میآید و او را وادار به تأمل در تنهایی، هویت و روابط خانوادگیاش میکند؛ فیلمی آرام و تأملبرانگیز درباره خلأهای زندگی سلبریتیها.
خلاصه داستان: فیلم فریهلد (۲۰۱۵) به کارگردانی دیوید فرانکل با بازی جولیان مور در نقش لورل هستر، افسر پلیس نیوجرسی که به سرطان مغز استخوان مبتلا شده، و الن پیج در نقش استیسی آندری، شریک عاطفیاش، روایتگر داستان واقعی مبارزه آنها برای انتقال مزایای بازنشستگی لورل به استیسی است. لورل که در حال مرگ است، با مخالفت کمیسیون مزایای شهرستان اوشن روبرو میشود و با حمایت فعالان حقوق همجنسگرایان مانند استیو کیتزمن (مایکل شنون)، کمپینی برای عدالت راه میاندازد و این نبرد حقوقی و عاطفی را به نمادی از مبارزه برای برابری تبدیل میکند.
خلاصه داستان: فیلث (۲۰۱۳)، به کارگردانی جان اس. برد و با بازی جیمز مکآویوی در نقش بروس رابرتسون، بازرس پلیس فاسد، معتاد و خودخواه ادینبورگ است که در حالی که برای ارتقای شغلی با همکارانش رقابت میکند و پرونده قتل یک ژاپنی را پیگیری مینماید، با توهمات روانی، خیانتهای خانوادگی، اعتیاد به مواد و گذشته تاریک خود روبرو میشود و زندگیاش به سرعت به سوی نابودی پیش میرود.