خلاصه داستان: این فیلم درام عاشقانه محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی جسی پرس است که دانیل دایر و کارلی منرو در نقشهای اصلی به تصویر کشیده شدهاند. داستان حول محور شخصیتهای نیک و لیو میچرخد که در یک مهمانی شب سال نو با یکدیگر آشنا میشوند و به سرعت احساس دلبستگی عمیقی به هم پیدا میکنند. آنها تصمیم میگیرند در همان شب اولین قرار ملاقات خود را برنامهریزی کنند، اما به جای تعیین تاریخ مشخص، توافق میکنند که درست در همین زمان سال آینده دوباره یکدیگر را ملاقات کنند. این پیمان عجیب و غریب آنها را درگیر یک انتظار یکساله میکند و در طول این مدت، هر دو با چالشهای زندگی شخصی و حرفهای خود روبرو میشوند. فیلم با بهرهگیری از فلشبکهای متعدد، مسیر زندگی هر یک از آنها را در طول این یک سال به تصویر میکشد و این سؤال را مطرح میکند که آیا این عشق میتواند یک سال انتظار را تحمل کند یا خیر.
خلاصه داستان: دو دانشجوی تازهوارد به دانشگاه آکسفورد به نامهای مایلز ریچاردز و آلستر رایل با پیوستن به باشگاهی مخفی و نخبهگرا به نام «باشگاه شورش»، که متشکل از پسران ثروتمند و اشرافی است، وارد دنیایی از فساد، قدرت و هرج و مرج میشوند. این باشگاه که به افتخار یکی از اعضای سابق خود، لورنس ریوت، نامگذاری شده، به مکانی برای عیاشیهای افسارگسیخته و رفتارهای غیراخلاقی تبدیل شده است. با ورود این دو به جمع، رقابت و تنش میان آنها بر سر جایگاه و نفوذ در باشگاه بالا میگیرد و در نهایت، یک مهمانی شبانه در یک رستوران روستایی به فاجعهای غیرقابل کنترل منجر میشود که زندگی همه اعضا را برای همیشه تغییر میدهد. فیلم «باشگاه شورش» به کارگردانی لونه شربرگ و با بازیگرانی چون سم کلفلین، داگلاس بوث، مکس آیرونز و جسیکا براون فیندلی، نگاهی تاریک به فساد و بیاخلاقی در میان نخبگان بریتانیا دارد.
خلاصه داستان: یک زن جوان و موفق به نام میا که زندگی ایدهآلی در شهر بزرگ دارد، ناگهان با ورود برادر کوچک شرور و دردسرسازش، جیک، به زندگیاش مواجه میشود. جیک که همیشه درگیر مشکلات قانونی و شخصی بوده، این بار به دنبال پناهگاهی در خانه خواهرش است. میا که سعی دارد زندگی حرفهای و عاطفی خود را حفظ کند، مجبور میشود بین مسئولیت خانوادگی و اهداف شخصیاش یکی را انتخاب کند. این حضور ناخوانده، تعادل زندگی میا را به هم میزند و او را در موقعیتهای خندهدار و در عین حال دردسرسازی قرار میدهد که باید از پس آنها برآید. در این میان، رابطه خواهر و برادری آنها نیز دستخوش تغییرات و چالشهای جدیدی میشود.
خلاصه داستان: **The Relic** (۱۹۹۷) به کارگردانی پیتر هایمز، یک فیلم ترسناک علمی-تخیلی است که بر اساس رمانی از داگلاس پرستون و لینکلن چایلد ساخته شده. این فیلم با بازی تام سیزمور در نقش جان وینسنت، یک انسانشناس و کارآگاه پلیس، پنهلوپه آن میلر در نقش دکتر مارگو گرین، یک دانشمند متخصص در زمینه بیماریهای عفونی، و لیندا هانت در نقش دکتر آن کاترین برینگ، مدیر موزه تاریخ طبیعی شیکاگو، روایت میشود. داستان با کشف یک مجسمه مرموز در جنگلهای آمازون آغاز میشود که پس از انتقال به موزه، موجودی ترسناک و جهشیافته را آزاد میکند. این موجود که حاصل یک جهش ژنتیکی ناشی از یک انگل است، به طور وحشیانهای کارکنان موزه را در آستانه یک مراسم بزرگ به قتل میرساند. وینسنت و دکتر گرین باید قبل از آنکه این هیولا قتلعام بیشتری به بار آورد، راز آن را کشف کرده و آن را متوقف کنند. فیلم با ترکیب عناصر معمایی، اکشن و وحشت، فضایی پرتنش و هیجانانگیز را در دل یکی از معروفترین موزههای جهان خلق میکند.
خلاصه داستان: فیلم اکشن مهیج «تهدید سهگانه» محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی جسی وی. جانسون است که با بازی ستارگانی چون تونی جا، آیو اوئو، تایگر چن، اسکات ادکینز، مایکل جای وایت و مایکل بیسپینگ به تصویر کشیده شده است. داستان حول محور سه مبارز خیابانی به نامهای لونگ فی، جاکو و پایک میچرخد که پس از فرار از یک کمپ آموزشی مرگبار در جنگلهای جنوب شرق آسیا، به شهر کوچکی پناه میبرند. اما آرامش آنها زمانی به هم میریزد که یک میلیاردر بیرحم به نام کالینز (با بازی بیسپینگ) و گروه مرگبارش به رهبری دکویل (با بازی ادکینز) وارد شهر شده و قصد ترور دختر یک تاجر ثروتمند به نام زائو را دارند. این سه مبارز که در ابتدا قصد کمک به دختر را ندارند، به مرور متوجه میشوند که نمیتوانند در برابر این بیعدالتی ساکت بمانند و تصمیم میگیرند با بهرهگیری از مهارتهای رزمی منحصربهفرد خود، در مقابل گروه مرگبار بایستند و از دختر محافظت کنند. آنها باید با هم متحد شوند تا بتوانند در برابر تهدیدی که جان بیگناهان را نشانه رفته، مقاومت کنند.
خلاصه داستان: یک فیلم دلهرهآور و روانشناختی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی گیلز آلدرسون-دیویس که با بازیهای تحسینبرانگیز بارت ادواردز، ریچارد شورت و الکساندرا اوانز همراه است. داستان حول محور جی میچرخد، مردی که پس از سالها با خانوادهاش متحد میشود تا شام را در خانه پدربزرگش برگزار کند. اما این گردهمایی ساده به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود زمانی که جی و خانوادهاش توسط یک غریبه مرموز و خشن به گروگان گرفته میشوند. در ادامه، فیلم به گذشته میرود و رازهای تاریک و آسیبهای دوران کودکی جی را آشکار میکند، رازهایی که ارتباط مستقیمی با اتفاقات حال حاضر دارند و او را در موقعیتی دشوار برای نجات خود و عزیزانش قرار میدهند. این فیلم با فضاسازی پرتنش و روایتی غیرخطی، تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: این فیلم درام تاریخی به کارگردانی آگنیشکا هولاند، زندگی شاعر نامدار فرانسوی، آرتور رامبو را به تصویر میکشد. داستان در قرن نوزدهم و در بحبوحه جنگ فرانسه و پروس رخ میدهد و بر رابطه پرشور و آتشین رامبو با شاعر همعصرش، پل ورلن تمرکز دارد. ورلن که تحت تأثیر نبوغ خام و ویرانگر رامبو قرار میگیرد، زندگی مرفه خود در پاریس را رها کرده و به همراه او سفری پر فراز و نشیب را آغاز میکند. رابطه این دو شاعر که با عشق، خیانت، الکل و بیثباتی روحی گره خورده، به تدریج رو به افول میگذارد و در نهایت به جدایی دردناکشان منجر میشود. لئوناردو دیکاپریو در نقش رامبو و دیوید تیولیس در نقش ورلن، بازیهای تحسینبرانگیزی ارائه میدهند و تصویری بیپروا و خشن از زندگی این دو شاعر بزرگ را به نمایش میگذارند.
خلاصه داستان: **Tommy** فیلمی موزیکال و فانتزی به کارگردانی کن راسل و بر اساس اپرا راک گروه The Who است که در سال ۱۹۷۵ منتشر شد. این فیلم با بازی راجر دالتری در نقش اصلی، همراه با ستارگانی چون آن-مارگارت، الویو جان، تینا ترنر، اریک کلپتون و جک نیکلسون، داستان پسری ناشنوا، کور و لال به نام تامی را روایت میکند که پس از یک ضربه روحی در کودکی، از دنیای بیرون قطع ارتباط میکند. خانوادهاش، به ویژه مادرش (آن-مارگارت)، برای بهبودی او تلاش میکنند، اما تامی در دنیای درونی خود غرق شده و تنها از طریق موسیقی و ارتعاشات با دنیا ارتباط برقرار میکند. فیلم با صحنههای بصری خیرهکننده و اجراهای موزیکال منحصر به فرد، به کاوشی نمادین در مورد آسیبهای روانی، امید و قدرت رهاییبخش موسیقی میپردازد. تامی به تدریج به یک پیامبر موسیقی تبدیل میشود و پیروان بسیاری پیدا میکند، اما این شهرت او را با چالشهای جدیدی روبرو میکند. «تامی» یک تجربه سینمایی منحصر به فرد است که موسیقی راک را با داستانی عمیق و تصاویری فراموشنشدنی ترکیب میکند.
خلاصه داستان: یک زن نویسنده گوشهگیر و تنها به نام آلیس (با بازی جما آرترتون) در دهه ۱۹۴۰ در ساحل جنوبی انگلستان زندگی میکند. او که توسط اهالی روستا به خاطر سبک زندگی غیرمعمولش طرد شده، تمام وقت خود را صرف تحقیق درباره افسانهها و اسطورهها میکند. زندگی آرام و منزوی او با ورود فرانک (با بازی لوکاس بوند)، یک پسر بچهی شهری که در جریان جنگ جهانی دوم به این منطقه منتقل شده، دگرگون میشود. آلیس که در ابتدا تمایلی به مراقبت از فرانک ندارد، به تدریج با او ارتباطی عمیق برقرار میکند و این رابطهی جدید، خاطرات عشق گذشتهی او را زنده میکند و رازهای طولانی مدتی را درباره زندگیاش فاش میسازد. این فیلم درام به کارگردانی جسیکا سوئین در سال ۲۰۲۰، داستانی لطیف و احساسی درباره عشق، از دست دادن، خانواده و قدرت شفابخش روابط انسانی را روایت میکند.
خلاصه داستان: در شهری به ظاهر آرام و ایدهآل به نام سابوربیکون در دهه ۱۹۵۰، خانوادهی گاردنر زندگی میکنند: پدر خانواده لوگی (مت دیمون)، همسرش رز (جولیان مور) و خواهر دوقلویش مارگارت (جولیان مور) و پسرشان نیکی. اما این آرامش با ورود یک خانوادهی سیاهپوست به محله که با واکنشهای خصمانهی همسایگان مواجه میشود، و همچنین یک شب هولناک که در آن دو سارق به خانهی گاردنرها حمله میکنند، به شدت به هم میریزد. لوگی که مردی آرام و سر به زیر به نظر میرسد، برای محافظت از خانوادهاش دست به اقدامات شدیدی میزند، اما نیکی به تدریج متوجه رازهای تاریک و دروغهایی میشود که خانوادهاش را احاطه کردهاند. او درمییابد که هیچ چیز در سابوربیکون آن چیزی نیست که به نظر میرسد و خشونت و فساد در پشت پردهی این جامعهی به ظاهر کامل پنهان شده است. این فیلم که توسط جرج کلونی کارگردانی شده، با بازی ستارگانی چون اسکار آیزاک و گلوشیفت اختیار، داستانی هولناک و طنز سیاه را دربارهی نژادپرستی، فساد و فروپاشی رویای آمریکایی روایت میکند.