خلاصه داستان: هیو گرانت در نقش مایکل فلیگاتی، یک حراجگذار بریتانیایی خوشقلب در نیویورک، عاشق جینا ویتالی، معلم مدرسه ابتدایی میشود و قصد ازدواج با او را دارد. اما یک مشکل بزرگ وجود دارد: پدر جینا، فرانک ویتالی، یک گانگستر سرشناس مافیایی است. مایکل که سعی میکند دل پدر نامزدش را به دست آورد، ناخواسته در دام خانواده مافیایی میافتد و به تدریج در فعالیتهای غیرقانونی آنها غرق میشود. او برای حفظ رابطهاش با جینا و زنده ماندن در این دنیای خطرناک، باید نقش یک عضو مافیا را بازی کند و در عین حال سعی کند از دست افبیآی که او را زیر نظر دارد، فرار کند. این کمدی رمانتیک محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی کلی مککینان و با بازی جیمز کان در نقش فرانک ویتالی، داستان خندهدار و پرپیچوخمی از عشق، خانواده و دنیای زیرزمینی مافیا را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «بادبادکباز» به کارگردانی مارک فورستر و محصول سال ۲۰۰۷، بر اساس رمان پرفروش خالد حسینی ساخته شده است. داستان زندگی امیر، پسر خانوادهای مرفه در کابل را روایت میکند که در کودکی با خدمتکار پدرش، علی و پسرش حسن که از قوم هزاره است، دوستی عمیقی دارد. امیر که در مسابقات بادبادکبازی مهارت دارد، پس از پیروزی در یک مسابقه بزرگ، شاهد حادثهای وحشتناک برای حسن میشود اما به دلیل ترس و بزدلی برای نجات او اقدامی نمیکند. این واقعه باعث جدایی آنها میشود و سالها بعد، پس از مهاجرت امیر به آمریکا و وقوع جنگ در افغانستان، او فرصتی برای جبران گذشته و نجات پسر حسن پیدا میکند. این فیلم با بازی خالد عبدالله در نقش امیر بزرگسال و همراه با بازیگرانی چون هومایون ارشادی، آتوسا لئونی و شاه محمد کاظمی، داستانی تکاندهنده از دوستی، خیانت، گناه و تلاش برای بخشش و رستگاری را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در دنیای قرون وسطایی، بارتولومئو، یک نجیبزاده شرافتمند، علیه فساد مالی یک وزیر قدرتمند به نام گایز موضع میگیرد و در نهایت به دلیل این مبارزه، توسط امپراتور به مرگ محکوم میشود. پس از مرگ او، رایدن، وفادارترین شوالیه و پسرخواندهاش، سوگند انتقام یاد میکند. رایدن که نقش اول را کلایو اوون بازی میکند، ظاهراً به زندگی عادی و فقیرانه روی میآورد و حتی به اعتیاد به الکل متهم میشود، اما در خفا نقشه یک حمله نهایی و حماسی را برای به زیر کشیدن وزیر شرور و احیای نام ارباب از دسترفتهاش میکشد. این فیلم اکشن و ماجراجویی محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی کازواکی کیرییا، با بازی مورگان فریمن در نقش بارتولومئو، داستانی از وفاداری، شرافت و انتقام را روایت میکند.
خلاصه داستان: دو خواهر دوقلوی همسان به نامهای هالی و آنی که در بدو تولد از هم جدا شدهاند، یازده سال بعد در یک اردوی تابستانی با یکدیگر روبرو میشوند. هالی با مادرش الیزابت در لندن زندگی میکند، در حالی که آنی با پدرش نیک در کالیفرنیا بزرگ شده است. پس از کشف راز جداییشان، آنها تصمیم میگیرند نقش یکدیگر را بازی کرده و به خانه طرف مقابل بروند تا والدینشان را دوباره به هم نزدیک کنند و خانواده را متحد سازند. در این راه ماجراهای خندهدار و چالشبرانگیزی را پشت سر میگذارند و با کمک خدمتکار وفادار خانواده به نام چسل، نقشههای خود را عملی میکنند. این فیلم خانوادگی کلاسیک محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی نانسی مایرز و با بازی درخشان لیندزی لوهان در نقش دو قلوها، دنیس کواید و ناتاشا ریچاردسون در نقش والدین، و همچنین بازیگرانی چون الین هندریکس و لیسا آن والتر ساخته شده است.
خلاصه داستان: در این فیلم درام به کارگردانی تونی ریچاردسون که در سال ۱۹۶۰ ساخته شد، لارنس اولیویه در نقش آرچی رایس، یک کمدین و بازیگر وودویلِ سالخورده و ورشکسته، درخششی بهیادماندنی از خود به نمایش میگذارد. آرچی که روزگاری ستارهای درخشان بود، اکنون در شهر ساحلی فراموششدهای به اجرای برنامههای مبتذل مشغول است و با بحران میانسالی، مشکلات مالی و فروپاشی خانوادهاش دست و پنجه نرم میکند. او که به سبک زندگی ولخرجانه و فریبآمیز خود عادت کرده، سعی میکند با توسل به نیرنگ و ظاهرسازی، بقایای شهرت و موقعیت خود را حفظ کند. در مقابل، دخترش جین، که توسط جوآن پلاورایت به تصویر کشیده شده، زنی آرمانگرا و ایدهآلگراست که از رفتارهای پدر و فساد اخلاقی او به شدت سرخورده شده و به دنبال معنایی عمیقتر در زندگی میگردد. فیلم با بهرهگیری از فضایی تلخ و واقعگرایانه، زوال یک هنرمند و فروپاشی دنیای نمایش را به تصویر میکشد و در عین حال، نگاهی انتقادی به جامعه بریتانیای پس از جنگ و فروپاشی ارزشهای سنتی دارد. بازی تحسینبرانگیز اولیویه که نامزد جایزه اسکار شد، قلب تپنده این اثر قدرتمند است و شخصیتِ پیچیده و تراژیک آرچی رایس را با تمام فراز و نشیبهایش به زندگی بازمیگرداند.
خلاصه داستان: فیلم «پیشنهاد» (The Proposition) محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی جان هیلکات و با فیلمنامهنویسی نیک کیو، داستانی خشن و تأملبرانگیز را در استرالیای قرن نوزدهم روایت میکند. در این فیلم، گی پیرس در نقش چارلی برنز، یکی از دو برادر مجرم، ظاهر میشود که توسط کاپیتان استنلی (با بازی دنی هوستون)، افسر پلیس محلی، دستگیر میشود. کاپیتان به چارلی یک پیشنهاد غیرمتعارف و شرورانه میدهد: او برای نجات جان برادر کوچکترش، مایک (با بازی ریچارد ویلسون)، که او نیز دستگیر شده، باید ظرف ۹ روز برادر بزرگتر و روانپریششان، آرتور (با بازی دنی هوستون)، را که متهم به قتل وحشیانه یک خانواده بیگناه است، پیدا کرده و به قتل برساند. چارلی در این مسیر پرخطر، نه تنها با خطرات بیابانهای بیرحم استرالیا، بلکه با تعارضات درونی و وجدانی خود نیز روبرو میشود. در حالی که کاپیتان استنلی و همسرش مارتا (با بازی اما بوث) تحت فشار جامعه شهری برای اجرای عدالت قرار دارند، چارلی باید تصمیمی سرنوشتساز بگیرد که بقای خانوادهاش را تعیین میکند. این فیلم با بازیهای تحسینبرانگیز و فضاسازی خشن و واقعی خود، تصویری تاریک و فراموشنشدنی از مفهوم عدالت، انتقام و فداکاری در دورانی وحشیانه ارائه میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: هلنا پانزده ساله در یک سیرک خانوادگی کار میکند و آرزو دارد زندگی عادی داشته باشد. وقتی مادرش به طور مرموزی بیمار میشود، هلنا خود را در سرزمینی فانتزی و رویایی به نام «سرزمین سایهها» مییابد، جایی که توازن بین نور و تاریکی به هم خورده است. او متوجه میشود که ملکه تاریکی در حال مرگ است و دخترش، شاهی سایهها، قصد دارد با استفاده از نقاب جادویی به نام «نقاب آینه»، پادشاهی نور را نابود کند. هلنا باید این نقاب را پیدا کند و تعادل را به جهان بازگرداند، در حالی که با موجودات عجیب، معماریهای غریب و پازلهای پیچیده روبرو میشود. این فیلم تخیلی و بصری چشمگیر به کارگردانی دیو مککین و با نویسندگی نیل گیمن در سال ۲۰۰۵ ساخته شده و استفانی لئونیداس در نقش اصلی بازی میکند.
خلاصه داستان: دریمای زندگینامهای کمدی-درام «مبارزه با خانواده من» به کارگردانی و نویسندگی استفان مرچنت در سال ۲۰۱۹، داستان واقعی پِیج، کشتیگیری جوان از خانوادهای پرورشیافته در دنیای کشتی کج را روایت میکند. فلورنس پیو در نقش پِیج، به همراه جک لودن در نقش برادرش زک، لنا هیدی و نیک فراست در نقش والدینشان و دوین جانسون در نقش خودش، داستانی از رویاها، مبارزه و غلبه بر چالشها را به تصویر میکشند. پِیج و زک، که در نورویچ انگلستان برای رسیدن به بزرگترین لیگ کشتی کج جهان، WWE، تلاش میکنند، پس از شرکت در آزمون انتخاباتی، مسیرهای جداگانهای را تجربه میکنند؛ یکی به رویایش میرسد و دیگری با واقعیتهای تلخ مواجه میشود. این فیلم، فراتر از یک داستان ورزشی، روایتی صمیمی و طناز از پیوندهای خانوادگی، پشتکار و هویت است.
خلاصه داستان: در شهری که جنایتکاران قدرتمند آن را کنترل میکنند، اسلیوین (جاش هارتنت) پسری جوان و بدشانس به اشتباه درگیر یک جنگ خونین مافیا میشود. او در آپارتمان دوستش که ناپدید شده ساکن میشود و ناخواسته مورد توجه دو رئیس مافیای رقیب، ربنیک (مورگان فریمن) و ربشای (بن کینگزلی) قرار میگیرد. هر دو او را با فرد دیگری اشتباه میگیرند و از او میخواهند بدهیهای هنگفت را پرداخت کند. اسلیوین که در تله افتاده، باید در یک بازی مرگبار شرکت کند و با کمک همسایه مرموزش، لیندسی (لوسی لیو)، و یک آدمکش حرفهای به نام آقای گودکَت (بروس ویلیس) نقشهای پیچیده برای نجات خود و افشای رازهای پنهان بکشد. فیلم «شماره شانس اسلیوین» محصول ۲۰۰۶ به کارگردانی پل مکگوئیگان، با بازی تحسینبرانگیز استنلی توچی در نقش کارآگاه، اثری پر از توطئه، انتقام و دسیسه است که مخاطب را تا آخرین لحظه در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک گروه موسیقی ایرلندی در دوبلین اوایل دهه ۱۹۹۰ شکل میگیرد، زمانی که جیمی رابیت، جوانی بلندپرواز، تصمیم میگیرد یک گروه سول موسیقی تشکیل دهد. او با جذب استعدادهای محلی از جمله خواننده اصلی بااستعداد دکوتا، گروهی از افراد عجیب و غریب اما بااستعداد را گرد هم میآورد. این فیلم که توسط آلن پارکر کارگردانی شده، داستان خندهدار و در عین حال الهامبخش مبارزه این گروه برای رسیدن به موفقیت را روایت میکند و در سال ۱۹۹۱ منتشر شد. فیلم با بازی رابرت آرکینز، مایکل آهرن و اندرو استرانگ، لحظات طنز و موسیقی فوقالعادهای را به تصویر میکشد که تماشاگران را به وجد میآورد.