خلاصه داستان: د.این سریال جذاب درام در رابطه با دختری است که قصد دارد زندگیاش را به طریقی نادرست تغییر دهد. هنگام ارتکاب جرم نیز تصادف شدیدی کرده و ماجرا آغاز میشود.
خلاصه داستان: مجموعه هر چی میخواد بشه حول محور زندگی شخصی بنام دریا است ؛ دریا سالها پیش برای خدمت اجباری به یک بیمارستان نظامی منتقل میشود و آنجا با سعدی پایاسلی عشق بزرگی را تجربه میکند ولی پایاسلی فقط یک نامه وداع از خودش به جا میگذارد و غیبش میزند.
پایاسلی بعد از رها کردن گذشته کثیف خود، در نتیجه همکاری با پلیس بهعنوان معلم جغرافیا زندگی جدیدی را شروع میکند. ولی با روبرویی دوباره با دریایی که هیچوقت نتوانسته بود فراموشش کند زندگیش مثل گره کوری میشود و اسرار سالهای گذشته برملا میشوند. در این میان ماجرای پنج دانش آموز پایاسلی که راهشان به کانون اصلاح نوجوانان کشیده شده است هم نقل خواهد شد.
خلاصه داستان: لیف که یک زن خودساخته است، صاحب یک شرکت برگزاری مراسم عروسی و ایونتهای مختلف است و شغل حرفهای موفق خود را با تلاش و سرسختی شکل داده است. او در عین خوشبختی با هاکان، مدیر ارشد اجرایی یک شرکت بزرگ ازدواج کرده است که هنوز فرزندی با او نداشته است. در همان روزی که الیف در نظر دارد پروسه فرزندخواندگی را آغاز کند، یک تماس غیرمنتظره از بیمارستان دریافت می کند تا به او اطلاع دهد که شوهرش تصادف کرده است.
با رسیدن به بیمارستان، الیف متوجه می شود که شوهرش را در صانحه تصادف از دست داده است. غم و اندوه الیف وقتی به شگفتی بزرگی تبدیل می شود که کشف میکند؛ هاکان یک دختر دارد، او که ناامید و پریشان است، به سختی می تواند باور کند که شوهرش سال ها با مخفی کردن این که همسر و دختر دیگری به نام گونش دارد به او خیانت کرده است و قادر به صحبت کردن نیست،. الیف سعی می کند با او ارتباط برقرار کند اما بی فایده است و دنیای او از هم میپاشد. در حالی که او در یک کابوس واقعی زندگی میکند، با فیرات، تاجری که سالها به دنبال خواهر گمشدهاش بوده، آشنا میشود و مسیر زندگی آنها ناگزیر به هم میپیوندد.
خلاصه داستان: این سریال در مورد داستان تأثیرگذار انتقام دو خانواده است. در پی آمادگی فرید و هانده برای ازدواجی که مورد حمایت خانواده هاشون هست، همه چیز به یکباره زیر و رو میشود. یک روز اسب فرید بیمار میشود و مجبور میشود زودتر به مزرعه برگردد، وقتی برمیگردد هانده و یامان، پسر تیمارگر را در حال بوسیدن میبیند. درست بعد از این اتفاق عایشه را میبیند و به او پیشنهادی میدهد…
خلاصه داستان: این سریال دربرگیرنده ی صحنه های خنده دار و بعضا احساسی هست. این قصه ی یک دختر شهرنشین وجوان است که عاشق پسری قبیله نشین از منطقه ی آنادولی ترکیه میشود و عروس آنها میشود…
خلاصه داستان: داستان حول محور پسری به نام علی و دوستانش می گذرد که برای تحقیق در مورد قتل بهترین دوستشان وفا که با بورسیه در همان مدرسه درس می خواند، در یک مدرسه عالی پذیرش می شوند.
خلاصه داستان: داستان خانواده ای متوسط که می خواهند وارد قشر پولدار و سطح بالا شوند.
چنگیز اوزپاموک، مالک اوزپاموک تکستیل، پسرش اوزان را از مدیر کلی برکنار می کند و «یاشار یوکسل» را که در پایین ترین سطح شرکت مشغول است را به عنوان مدیر کل شرکت انتخاب می کند
اوزان اخراج شده ویلای مدیر کل را تخلیه می کند و یاشار با خانواده اش که در یک خانه منطقه فقیر نشین زندگی می کردند، به این ویلا نقل مکان کرده و حالا عضوی از جامعه پولدارها هستند
خلاصه داستان: ایزو برای رسیدن به رویاهایش می جنگد و به جز امید چیز دیگری در زندگی ندارد. هارون و مادرش نرمین می خواهند از وضعیت ایزو سوء استفاده کنند اما خبر ندارند که چه کارهایی از او ساخته است.
خلاصه داستان: این مجموعه روایتگر داستان عشقی غیرممکن که زاده ی انتقام است. میران بعنوان تاجری وارد شهر میشه و مراوداتش رو با خانواده ی شاداوعلوها بیشتر وبیشتر میکنه و در نهایت نوه ی نصوح شاداوعلو یعنی (ریّان) رو خواستگاری میکنه، از اوجاییکه ریّان نوه ی واقعی و تنی نصوح خان نیست و میران خواستگار واقعا خوبی محسوب میشه نصوح میخواد که نوه ی دیگه اش رو بهش بده، به همین منظور از اونا دعوت میکنه تا برای مراسم خاستگاری به خونش برن اما…
خلاصه داستان: داغان نام یک پزشک است که سعی میکند مهارت خود را بدست آورد اما خود را در زندان مییابد . او امید خود، آینده ، معشوقش و زیباترین روزهای زندگی خود را به خاطر جنایتی که هرگز مرتکب نشده است ، از دست میدهد . او به حبس ابد محکوم شدهاست .