خلاصه داستان: آتس، یکی از مشهورترین بسکتبالیست های کشور، و همسرش دنیز با خوشحالی ازدواج کرده اند. با درگیر شدن نام آتس در یک رسوایی بزرگ، زندگی آنها زیر و رو می شود.
خلاصه داستان: پلین که در مسائل عشق و عاشقی اصلا شانس نیاورده ، بلاخره طلسم رو میشکنه و تصمیم به ازدواج با مرد رویاهاش میگیره . فقط داماد آینده ، تولگا در روز عقد به یکباره گم و گور میشه و به این ترتیب کسی که پلین عاشقشه در روز عروسیش ترکش میکنه . بعد از این اتفاقات ، یک زن با تجربه دلیل خوشحال نبودن پلین رو آه و نفرین یک نفر که پلین در گذشته اون رو ناراحت کرده بیان میکنه . و همه چیز بعد از اون شروع میشه که پلین به دنبال این آدم میفته تا ازش عذرخواهی کرده و خودش رو مورد بخشش اون قرار بده . دختر جوان که شروع به واکاوی گذشته خودش کرده ، با تانکورت …
خلاصه داستان: داستان سریال دربارهی مولانا جلالالدین رومی است که به دلیل حملهی مغولها سرزمین مادی خود را به سوی غرب ترک کرد. در این سریال ما شاهد خواستهی او برای دانستن هدف اصلی زندگی و فلسفهی خودشناسی وی خواهیم بود.
خلاصه داستان: روی علف های خشک؛ فیلمی درام نماینده سینمای ترکیه در اسکار 2024 به کارگردانی نوری بیلگه جیلان است. یک معلم به نام سامت درگیر حواشی و مشکلاتی در محل کارش میشود. مشکلاتی که مربوط به رابطهی او با شاگردانش و به خصوص یکی از آنها به نام سویم است. او به انحطاط اخلاقی محکوم میشود و همین موضوع و درگیریاش با مدیر مدرسه تمام رفتار و زندگی شخصی او را زیر سوال میبرد…
خلاصه داستان: وزارت جنگ ناجوانمردانه؛ فیلمی جاسوسی اکشن کمدی به کارگردانی گای ریچی است. داستان که با الهام از وقایع واقعی است، یک تیم نخبه را در خلال جنگ جهانی دوم دنبال میکند که قصد انجام عملیاتی مخفیانه علیه آلمان نازی را دارند…
خلاصه داستان: داستانی رنگارنگ درباره زنی به نام “نشئه” است که دانشکده پزشکی را پس از ازدواج نیمهکاره رها کرد و اکنون که دو فرزندش بزرگ شدهاند، تصمیم میگیرد به دانشگاه برگردد و درسش را ادامه بدهد…
خلاصه داستان: روزی که آلیزه بدنیا میآید مادرش فوت میکند و پدرش سالیان سال بدون کمترین سختی او را بزرگ میکند، برای همین خیلی دختر لوس و خودخواهی بار میآید. آلیزه که با تصمیم پدرش برای ازدواج مجدد رسما دیوانه میشود، تصمیم میگیرد از پدرش انتقام بگیرد و …
خلاصه داستان: یزل ، نام سریالی جنایی و غمانگیز میباشد که توسط اولوچ بایراکتار و مرت اکباس ساخته شده است. عمر با دختری بنام ایشان دوست است. سردار ، پدر ایشان به کمک دو دوست عمر به نامهای چنگیز و علی و به کمک خود ایشان ، وی را طعمه یک دسیسه از پیش برنامهریزی شده برای سرقت از یک قمارخانه قرار داده و او با خیانت دوستانش به عنوان گناهکار راهی زندان میشود. عمر طی یک حادثه آتشسوزی در زندان توسط دشمنانش صورتش آسیب شدید میبیند اما به کمک فردی بنام رامیز و طی یک جراحی پلاستیک ، چهرهاش تغییر مییابد. دوستان عمر با فرض مرگ او در حادثه زندان او را به دست فراموشی میسپارند ، غافل از اینکه عمر با چهره و نام جدید ایزل به قصد انتقامگیری دوباره وارد جمع دوستانه آنها میشود و…