خلاصه داستان: تولگا بازیگری جوانه که شهرت بسیاری داره ولی باز هم راضی نیست؛ آسیا متصدی یکی از مراکز خریده، مشغول به تحصیل توی دانشگاهه و رویاهای خودش رو داره. وقتی مسیر این دو جوان که دیدگاهشون به زندگی در حد سیاه و سفید باهم متفاوته، تصادفاً به هم میرسه، مسلماً دو دنیای متفاوت باهم برخورد میکنند. در حالی که آسیا ناگهان خودش رو در دنیایی میبینه که هیچوقت کنجکاوش نبوده، عشقِ دخترها، تولگا، تاوان اینکه آسیا رو دست کم گرفته رو بدجوری پس میده…
خلاصه داستان: تونجای عاشق نوشتن است، در یک آژانس تبلیغاتی کار می کند که صاحب آن اجه، به داروهای ضدافسردگی اعتیاد دارد. جان و بورجو هم کارمندهای دیگر آژانس هستند. آنها هر روز با مهمانهای جدید و سوژه های جالبی روبه رو می شوند...
خلاصه داستان: سریال مالک با ژانر ترسناک داستان عشق دو جوان را به تصویر می کشد؛ بشرا و سلیم که هر دو در گذشته زخمهایی داشتند. بشرا پزشک است و برای گذراندن طرح به روستای محل تولدش می رود. سلیم در آن روستا معلم است او یک بار دختر مجروحی را در مسیر جنگلی پیدا می کند و برای درمان به مرکز درمانی که بشرا در آن کار می کند، می برد. این شروع آشنایی بشرا و سلیم است و آن دو وارد راهی می شوند بدون بازگشت. در این راه تنش آنها بیشتر و بیشتر می شود...
خلاصه داستان: نیزفردی خاص، با اراده، پر شور و هیجان است، تحصیلات او در رشته ی معماری است اما به جای کار کردن در حرفه ی خود، کافه ای با نام بونکیس باز می کند. مشکلات خانوادگی او از یک طرف ، مسائل مالی هم از طرف دیگر به او فشار می آورند...
خلاصه داستان:
در این سریال کمدی- فانتزی، شخصیت های داستان کسانی هستند که زندگی های غیرعادی دارند. جوانان نادان، خانمهای مطلقه، دخترانی که در عالم رویا زندگی می کنند، پدر ورشکسته و ...
خلاصه داستان: داستان سریال گرگ در آینده است یعنی سال 2039 . سالی که در آن اتحاد، نظم و آرامش دنیا به هم ریخته و جهان منتظر یک جنگ بزرگ است. در این دوره دیگر جنگ با اسلحه نیست، نوبت تکنولوژی و فناوری فرا رسیده که کنترل آن از اختیار انسان خارج است. جنگ تکنولوژی بسیار خطرناک تر است؛ تنش بین ایالت متحده امریکا و چین در حال افزایش است و ترکیه به عنوان یک قدرت مستقل در منطقه، تکنولوژی نظامی خود را تقویت می کند...
خلاصه داستان: داستان رابطه دنیز و باریس به مدت 10 سال. دو مرد جوانی که در اواسط 20 سالگی تا روز طلاق با هم آشنا شدند. یک داستان عاشقانه گاهی آفتابی، ابری، طوفانی، ممکن و غیرممکن.
خلاصه داستان: داستان سریال کمدی شاهزاده این است که بعد از پیروزی در مقابل مجارها، درحالی که شاهزاده از این پیروزی خوشحال بود، فرستاده ای از شمال به قصر می آید . با ندای پادشاه سوئد، شاهزاده راهی یک سفر ماجراجویانه می شود ولی هیچ چیز آنطور که انتظار می رفت، پیش نمی رود...