خلاصه داستان: فیلم «حال و هوای سئول» (عنوان اصلی: Seoul Daejakjeon) یک اکشن-کمدی کره جنوبی به کارگردانی مون هیون-سونگ و نویسندگی شین سو-جین است که در ۲۶ اوت ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان در تابستان ۱۹۸۸، همزمان با المپیک سئول، رخ میدهد و درباره گروهی از رانندگان ماهر به نام «تیم سانگیی» است که توسط دادستان آن (او جا-هون) استخدام میشوند تا شبکه پولشویی مرتبط با رژیم نظامی را متلاشی کنند. دانگ-ووک (یو آه-این)، رانندهای کاریزماتیک، با دوستانش وو-سام (گو کیونگ-پیو)، بوک-نام (لی کیو-هیونگ)، و یون-هی (پارک جو-هیون)، مأموریت نفوذ به حلقه داخلی یک تاجر فاسد، کانگ این-سوک (اونگ سونگ-وو)، را بر عهده میگیرند. داستان با صحنههایی مانند تعقیب و گریزهای خیابانی، دزدی ماشین، و مهمانیهای پرزرقوبرق دهه ۸۰، به موضوعات دوستی، وفاداری، و مبارزه با فساد میپردازد. با این حال، به دلیل داستان شلوغ، شخصیتهای فرعی ضعیف، و طنز ناهماهنگ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۵/۱۰ در IMDb و ۶۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی یو آه-این، صحنههای رانندگی، و بازسازی نوستالژیک سئول دهه ۸۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان عمق سیاسی نقد شدند. فیلم ۱۳۸ دقیقه است، با بودجه متوسط ساخته شد و در کره جنوبی محبوبیت زیادی کسب کرد.
خلاصه داستان: فیلم «قاتل: دختری که شایسته مرگ است» یک اکشن-تریلر کره جنوبی به کارگردانی چوی جههون و با بازی جانگ هیوک در نقش اصلی است که بر اساس رمان «دختری که شایسته مرگ است» نوشته بنگ جینهو ساخته شده و در ۱۳ جولای ۲۰۲۲ در کره جنوبی و آمریکای شمالی اکران شد. داستان درباره بنگ اویگانگ (جانگ هیوک)، یک قاتل حرفهای بازنشسته است که با همسرش هیونسو (لی چهیونگ) زندگی آرامی دارد. وقتی هیونسو با دوستش برای تعطیلات به جزیره ججو میرود، از اویگانگ میخواهد از یونجی (لی سویونگ)، دختر ۱۷ ساله دوستش، مراقبت کند. اویگانگ که ابتدا اکراه دارد، قبول میکند، اما وقتی یونجی توسط یک شبکه قاچاق انسان و مافیای روس ربوده میشود، او به ریشههای خشن خود بازمیگردد. داستان با صحنههایی مانند مبارزه با تبر در ابتدا، ردیابی کیف یونجی با دستگاه ردیاب، نبرد با قاتل روس یوری (بروس خان)، و رویارویی با سونگین (بنگ یونجونگ)، رئیس شبکه قاچاق، به موضوعات محافظت، عدالت و رویارویی با گذشته میپردازد. اویگانگ متوجه میشود که همسر دوستش، معروف به «مامان خوک»، در این شبکه نقش دارد و یونجی را به عمد به او سپرده است. فیلم با پایانبندی احساسی که نشان میدهد همسر اویگانگ (که در فلشبکی بهعنوان دختری خودکشیخواه معرفی شده) از گذشته او آگاه بوده و به همین دلیل از او خواسته از یونجی محافظت کند، به پایان میرسد. با این حال، به دلیل داستان ساده، فقدان عمق شخصیتپردازی، و شباهت به فیلمهایی مانند «جان ویک» و «مردی از هیچجا» (که خود فیلم به آن اشاره میکند)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی جانگ هیوک، کوریوگرافی اکشن (بهویژه صحنههای گانفو)، و مدتزمان کوتاه ۹۵ دقیقهای تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند. فیلم با بودجه متوسط، ۵۱۹,۸۳۷ دلار فروش جهانی داشت و به ۴۸ کشور پیشفروش شد
خلاصه داستان: فیلم «ببر: داستان یک شکارچی قدیمی» یک درام اکشن-تاریخی کرهای به کارگردانی پارک هون-جونگ است که در سال ۲۰۱۵ اکران شد. داستان در سال ۱۹۲۵، در کره تحت اشغال ژاپن، رخ میدهد. چون مان-دوک (چوی مین-سیک)، شکارچی افسانهای که پس از حادثهای غمانگیز که در آن به اشتباه همسرش را هنگام شکار ببری عظیمالجثه کشته، تفنگش را کنار گذاشته و با پسر نوجوانش، سوک، در کلبهای نزدیک کوه جیرسان به جمعآوری گیاهان دارویی مشغول است. ژنرال ژاپنی حاکم، که به جمعآوری پوست ببر بهعنوان نماد سلطه فرهنگی وسواس دارد، مصمم است تا آخرین ببر کره، یک ببر یکچشم ۴۰۰ کیلوگرمی معروف به «ارباب کوهستان»، را شکار کند. گو-کیونگ (جونگ مان-سیک)، شکارچی بیرحم کرهای، به همراه گروهی برای کسب جایزه، ببر را تعقیب میکنند و حتی همسر و دو تولهاش را میکشند. مان-دوک که در گذشته توله یکچشم را نجات داده بود، از پیوستن به شکار امتناع میکند. اما وقتی سوک، که به دنبال کسب جایزه برای ازدواج با دختری است، در شکار گو-کیونگ به ببر زخم میزند و خود کشته میشود، مان-دوک برای رویارویی نهایی با ببر وارد عمل میشود. فیلم با تصاویر خیرهکننده، جلوههای CGI بینقص ببر، موسیقی جو یونگ-ووک و بازی قدرتمند چوی مین-سیک، به مضامین مقاومت کرهای، رابطه انسان و طبیعت، و رستگاری میپردازد، اما برخی به دلیل ریتم کند نیمه اول و خشونت زیاد آن را نقد کردهاند. فیلم در Rotten Tomatoes امتیاز ۱۰۰٪ از ۷ نقد کسب کرد و با بودجه ۱۲ میلیون دلار، ۱۱ میلیون دلار فروش داشت.
خلاصه داستان: فیلم «۱۳ بمب» یک اکشن-تریلر جاسوسی است که در جاکارتا رخ میدهد، جایی که یک سازمان تروریستی به رهبری آرُک، ۱۳ بمب را در نقاط مختلف شهر قرار داده و تهدید میکند که در صورت عدم دریافت ۱۰۰ بیتکوین از طریق پلتفرم ارز دیجیتال ایندوداکس، هر ۸ ساعت یکی از آنها منفجر خواهد شد. دفتر ضدتروریسم اندونزی به رهبری امیل، مأمور باتجربه، تیمی را برای خنثی کردن این تهدید تشکیل میدهد. آنها ویلیام و اسکار، بنیانگذاران ایندوداکس، را به دلیل ارتباط احتمالی با تروریستها مورد بازجویی قرار میدهند، اما این دو که بیگناه هستند، برای ردیابی تراکنشها و کمک به یافتن آرُک همکاری میکنند. داستان با تعقیبوگریزهای پرتنش، مانند انفجار در فرودگاه بینالمللی و نبرد در کلیسا، و پیچشهایی مانند افشای جیتا بهعنوان جاسوس در دفتر ضدتروریسم، به موضوعات انتقام، خیانت و تاثیرات ارز دیجیتال میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، تمرکز بیشازحد روی تبلیغ ارز دیجیتال و مدتزمان طولانی (۱۴۳ دقیقه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن، طراحی بصری و انگیزههای انسانی تروریستها تحسین شدند، اما ریتم کند و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «سرزمین خوشبختی» یک درام حقوقی کرهای به کارگردانی چو چانگ-مین و با بازی جو جونگ-سوک، لی سون-کیون و یو جه-میونگ است که با الهام از داستان واقعی تای یون-کی، وکیل مدافع سرهنگ پارک هونگ-جو در پی ترور رئیسجمهور پارک چونگ-هی در ۲۶ اکتبر ۱۹۷۹ ساخته شده است. داستان در کره جنوبی بین سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۰ رخ میدهد و از دیدگاه جونگ این-هو (جو جونگ-سوک)، وکیلی جوان و جسور، روایت میشود که وظیفه دفاع از پارک ته-جو (لی سون-کیون)، دبیر ارشد آژانس اطلاعاتی که در ترور رئیسجمهور دخیل بوده، را بر عهده میگیرد. این-هو، که ابتدا به دلیل احتمال کمک به آزادی پدر زندانیاش این پرونده را میپذیرد، با وجود پیشداوری نظامی علیه ته-جو، برای عدالت و محاکمه عادلانه مبارزه میکند. فیلم با نمایش تنشهای سیاسی و اجتماعی، از جمله قیام گوانگجو و ظهور چون دو-هوان (با نامی تغییر یافته به دلیل قوانین افترا)، به موضوعات عدالت، وفاداری و پیچیدگیهای اخلاقی میپردازد. با این حال، به دلیل صحنههای دادگاهی تکراری، طنز نابجا، و شباهت به فیلم «۱۲.۱۲: روز» (۲۰۲۳)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی لی سون-کیون (در نقش پستیوموس) و جو جونگ-سوک، و بازسازی دقیق دوره تاریخی تحسین شدند، اما ریتم کند و داستان قابلپیشبینی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «تو سیب چشم منی» یک کمدی-درام-عاشقانه کرهای به کارگردانی چو یانگ-میونگ در اولین تجربه کارگردانی بلند اوست که بازسازی فیلم تایوانی ۲۰۱۱ به همین نام، بر اساس رمان نیمهخودزندگینامهای گیدنز کو است. داستان در کره دهه ۲۰۰۰ رخ میدهد و حول جین-وو (جونگ جین-یونگ)، دانشآموز دبیرستانی بازیگوش و بیهدف، میچرخد که ادعا میکند برخلاف دوستانش هیچ علاقهای به سون-آه (کیم دا-هیون)، دانشآموز ممتاز و محبوب کلاس، ندارد. با این حال، جین-وو بهتدریج عاشق او میشود و طی ۱۵ سال، از جوانی تا بزرگسالی، سفری پر از عشق، دوستی و رشد شخصی را تجربه میکند. فیلم با طنز، لحظات احساسی مانند اولین اعتراف عاشقانه جین-وو، و موسیقی نوستالژیک دهه ۲۰۰۰ مانند «Now Do You» از مودی آیوندا، به موضوعات عشق اول، بلوغ و نوستالژی میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به نسخه اصلی، تعاملات محدود بین جین-وو و سون-آه، و کاهش نقش سون-آه به یک معشوقه صرف بهجای دختری با آرزوهای مستقل، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی دا-هیون در اولین تجربه بازیگریاش، شیمی بین او و جین-یونگ، و فیلمبرداری رنگارنگ تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و پایانبندی تلخوشیرین که سون-آه با فرد دیگری ازدواج میکند، نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «پسرهای خوشتیپ» (به کرهای: 핸섬가이즈، Haenseomgaijeu) یک کمدی-ترسناک کره جنوبی به کارگردانی و نویسندگی نام دونگ-هیوپ است که بازسازی فیلم کانادایی «تاکر و دیل در برابر شیطان» (2010) محسوب میشود. داستان حول جائه-پیل (لی سونگ-مین)، که خود را «خوشتیپ خشن» میداند، و سانگ-گو (لی هی-جون)، که «خوشتیپ جذاب» است، میچرخد. این دو دوست صمیمی به خانه رویایی اروپاییمانند خود در حومه گانگوون نقلمکان میکنند، اما از همان روز اول تحت نظارت پلیس محلی، رئیس چوی (پارک جی-هوان) و نام دونگ-یون (لی کیو-هیونگ)، قرار میگیرند که آنها را به دلیل ظاهر خشنشان مشکوک میدانند. شادی آنها کوتاهمدت است، زیرا گروهی از نوجوانان ثروتمند، از جمله مینا (گنگ سونگ-یون)، برای مهمانی به عمارتی نزدیک میآیند و بهطور تصادفی با کشتن یک بز، روح شیطانی بافومت را که ۶۶ سال پیش توسط یک مبلغ خارجی در زیرزمین خانه مهر و موم شده بود، بیدار میکنند. سوءتفاهمها، مانند تلاش جائه-پیل و سانگ-گو برای نجات مینا از غرق شدن، منجر به سلسلهای از حوادث خندهدار و مرگهای تصادفی میشود که شبیه فیلمهای ترسناک کلاسیک مانند «کشتار با ارهبرقی در تگزاس» و «مرده شیطانی» است. فیلم به موضوعات سوءتفاهم، دوستی، و کلیشههای ترسناک میپردازد و با طنز بیشازحد، بازیهای اغراقآمیز، و ارجاعات به فیلمهای ترسناک، فضایی سرگرمکننده خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان ساده، کاهش گور در مقایسه با نسخه اصلی، و برخی شوخیهای تکراری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی لی سونگ-مین و لی هی-جون برای شیمی طنزآمیز و طراحی صحنه تحسین شد، اما فیلم به دلیل کمبود اصالت و لحن ناهماهنگ در برخی صحنهها نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «آتشنشانان» (به کرهای: 소방관) یک درام اکشن کرهای به کارگردانی و نویسندگی کواک کیونگتک است که بر اساس حادثه واقعی آتشسوزی هونگجه-دونگ در سال ۲۰۰۱ ساخته شده است. داستان حول چئولوونگ (جو وون)، آتشنشان تازهکار در واحد نجات ایستگاه آتشنشانی سئول، و جینسئوپ (کواک دو-وون)، آتشنشان باتجربهای با لقب «مردی که بیشترین تعداد افراد را در آتش نجات داده»، میچرخد. در ساعت ۳:۴۷ بامداد ۴ مارس ۲۰۰۱، مرکز تماس اضطراری ۱۱۹ گزارشی از آتشسوزی در محله هونگجه-دونگ دریافت میکند. چئولوونگ و تیمش، از جمله کانگ اینگی (یو جه-میونگ)، سئو هوی (لی یو-یونگ)، و سین یونگته (کیم مینجه)، به صحنه اعزام میشوند. در میان دود و شعلههای غلیظ، جینسئوپ برخلاف دستور عقبنشینی رئیس، برای نجات یک نفر به جستوجو ادامه میدهد، اما این تصمیم منجر به مرگ یکی از همکارانش میشود. چئولوونگ، که ترسش به خشم علیه جینسئوپ تبدیل شده، او را مقصر میداند. در حالی که تنش میان آنها بالا میگیرد، یک آتشسوزی دیگر سرنوشتشان را تغییر میدهد. فیلم به موضوعات شجاعت، فداکاری، و شرایط کاری ضعیف آتشنشانان کرهای، مانند تجهیزات غیرمقاوم در برابر آتش، میپردازد. با وجود صحنههای آتشنشانی خوشساخت، فیلم به دلیل ملودرام بیشازحد، داستان قابلپیشبینی، و روایت غیرخطی که برخی خطوط داستانی را حلنشده رها میکند، نقدهایی دریافت کرد. بازی جو وون و کواک دو-وون به دلیل شدت عاطفی تحسین شد، اما برخی منتقدان فیلم را به دلیل فقدان نوآوری و شباهت به درامهای معمول کرهای نقد کردند. تصاویر واقعی از حادثه هونگجه-دونگ در پایان فیلم، که منجر به مرگ شش آتشنشان شد، تأثیر احساسی عمیقی دارد
خلاصه داستان: فیلم «آمازون بولزآی» یک کمدی ماجراجویانه کرهای به کارگردانی کیم چانگجو و نویسندگی بائه سهیونگ است. جینبونگ (ریو سئونگریونگ)، مدالآور سابق المپیک در تیراندازی با کمان که اکنون در معرض اخراج از شرکتش قرار دارد، برای نجات شغلش بهعنوان آخرین فرصت به آمازون فرستاده میشود تا تیمی را برای مسابقات جهانی تیراندازی با کمان آموزش دهد. پس از سقوط هلیکوپتر در جنگلهای آمازون، جینبونگ بهطور اتفاقی با سه جنگجوی بومی قبیله تاگائوری به نامهای سیکا (ایگور پدرسو)، ایبا (لوآن بروم)، و والبو (جی.بی. اولیویرا) روبهرو میشود که مهارتهای خدادادی در تیراندازی با کمان دارند. او با کمک بانگسیک (جین سونکیو)، مترجم کرهای-بولدوریایی، این سه نفر را به کره میبرد تا نماینده کشور خیالی بولدور در مسابقات جهانی شوند و از این طریق قرارداد استخراج طلای شرکتش را تضمین کند. در سئول، جینبونگ و تیمش با تفاوتهای فرهنگی، مشکلات آموزش، و فشارهای شرکت، از جمله رئیس جینبونگ، پارک (جون سوکهو)، دستوپنجه نرم میکنند. فیلم با طنز ناشی از برخوردهای فرهنگی و لحظات احساسی، به موضوعات خانوادهای پیداشده، پل زدن بین فرهنگها، و شانس دوباره برای رستگاری میپردازد. با این حال، به دلیل طنز گاهی کلیشهای و نژادپرستانه، داستان قابلپیشبینی، و عدم عمق در شخصیتپردازی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی ریو سئونگریونگ و جین سونکیو به دلیل شیمی قوی و اجراهای طنزآمیز تحسین شد، اما فیلم به دلیل شباهت به «Cool Runnings» و شوخیهای قدیمی نقد شد
خلاصه داستان: این سریال داستان افرادی را نشان میدهد که هر کدام به نوعی در زندگی خود مشکل بزرگی دارند و برای جبران آن وارد بازی مرموزی می شوند که فقط یک برنده با جایزه 45.6 میلیارد وونی (40 میلیون دلار) خواهد داشت …