خلاصه داستان: جین یی سو از خانواده ای ثروتمند و آدمی با رفتار بچه گانه و خوش گذران است؛ اما او بعدا کارآگاه یک تیم جرایم خشن می شود و با رهبر گروه، لی کانگ هیون همکاری می کند. جین یی سو سعی می کند با استفاده از ثروت عظیم، ارتباطات شخصی و هوش درخشان خود، مجرمان را از بین ببرد…
خلاصه داستان: کیم بک دو در گذشته به عنوان اعجوبه کشتی سنتی کره شناخته می شد. اما اکنون به بازنشستگی از ورزش فکر می کند؛ تا اینکه با دوست دوران کودکی خود اوه یو کیونگ آشنا می شود…
خلاصه داستان: جی وون با پارک مین هوان ازدواج کرده. او که علاوه بر کار بیرون تمام کارهای خانه را هم انجام میدهد، شوهرش را در حال خیانت با بهترین دوست خود می بیند. جی وون پس از درگیری فیزیکی، توسط همسر خود جانش را از دست می دهد؛ ناگهان او خود را در 10 سال گذشته می بیند، زمانی که با مین هوان در حال قرار گذاشتن بود…
خلاصه داستان: جه وون زندگی شخصی و کاری خیلی خوبی دارد. او صاحب یک شرکت بزرگ و عاشق همسر و فرزندش است. در همین حال یون جین که از همان دانشگاه جه وون فارغ التحصیل شده، زندگی سختی پس از طلاق تجربه می کند و حرفه هنریش نیز در حال نابود شدن است. او پس از آنکه دوباره با جه وون ملاقات می کند به زندگیش حسادت می کند و …
خلاصه داستان: کیم سا را پس از خیانت شوهرش، شروع به کار به عنوان مشکل یاب طلاق می کند. او اکنون لیدر تیم در دفتر حل و فصل طلاق است. او همسران بد را تنبیه و به کسانی که در شرایط طلاق ناعادلانه قرار می گیرند کمک می کند…
خلاصه داستان: مردان ایکس 97؛ انیمیشنی سریالی ابرقهرمانی محصول شبکه دیزنی پلاس است. داستان در دوران پس از مرگ پروفسور ایکس جریان دارد؛ زمانی که مگنتو تبدیل به دشمنی بسیار خطرناک شده و ولورین و استورم چارهای جز اتحاد دوباره اعضای تیم مردان ایکس برای مقابله با شرارتهای متحد قدیمیشان نمیبینند. در این گیر و دار سر و کله مستر سینیستر نیز پیدا شده که سعی دارد تا یکبار برای همیشه به موجودیت جهش یافتهها پایان دهد.
خلاصه داستان: دو هان پسر خانواده ای پولدار است که تحت فشار خانواده برای ازدواج است اما او راز مخفی دارد که نمی تواند ازدواج کند. به همین دلیل از آه جونگ، دوست قدیمی خود می خواهد تا نقش همسرش را بازی کند…
خلاصه داستان: در گذشته مادر کیم جی یونگ، توسط یک اراذل مورد ضرب و شتم قرار گرفت و جان سپرد. این اراذل فقط 3 سال و نیم زندان گرفت. کیم جی یونگ اکنون بالغ شده و می بیند که قاتل مادرش اصلا تغییر نکرده است. در روزهای هفته، او دانشجوی نمونه دانشگاه پلیس است، اما در تعطیلات آخر هفته، مجرمانی را که احکام خندهداری دریافت کردهاند و به اعمال مجرمانه خود ادامه میدهند، مجازات میکند…
خلاصه داستان: چوی مین آه بعد از ورود به یک دستگاه عجیب، تبدیل به ناگت مرغ می شود! پدر او چوی سون مان به همراه گو بک تلاش می کنند تا او را به شکل انسانی برگردانند…