خلاصه داستان: "اگه بمیری خوشحال میشم" داستان لی رو-دا، یه کارمند ساده و مهربون توی یه شرکت، رو روایت میکنه که از رئیسش، بک جینسانگ، بهخاطر رفتار مغرورانه و بداخلاقش متنفره. جینسانگ، سرپرست تیم، همیشه فکر میکنه حق با اونه و با کارمنداش بد برخورد میکنه. شبی تو ۱۴ آوریل، رو-دا خواب میبینه جینسانگ با کامیون تصادف میکنه و میمیره. وقتی صبح بیدار میشه، میفهمه هنوز ۱۴ آوریله و تو یه حلقه زمانی گیر افتاده! رو-دا حالا باید هر روز تلاش کنه جینسانگ رو از مرگ نجات بده تا حلقه زمانی بشکنه. این وسط، با کانگ جونهو، یه همکار خوشقلب، و بقیه اعضای تیم همراه میشه و کمکم میفهمه جینسانگ گذشته سختی داشته که رفتارش رو توضیح میده. این سریال که از یه وبتون به همین اسم اقتباس شده، پر از کمدی، فانتزی، عاشقانه و درسهای زندگیه که با طنز مشکلات محیط کار و روابط انسانی رو نشون میده. شیمی بین رو-دا و جینسانگ، که از نفرت به درک متقابل میرسه، حسابی درخشانه.
خلاصه داستان: "پدر، من مراقبت میکنم" داستان هیونگسوب و جونگاِه، یه زوج مسن که بعد از مستقل شدن چهار فرزندشون، تصمیم میگیرن برای خودشون زندگی کنن، رو روایت میکنه. اما یه روز، هر چهار فرزندشون به دلایل مختلف به خونه برمیگردن و آرامش بازنشستگیشون به هم میریزه. این وسط، یه همسایه جدید به اسم لی هیونوو با نقشه انتقام از هیونگسوب وارد داستان میشه و رازهایی از گذشته رو باز میکنه. سریال نهتنها روابط خانوادگی بین نسلها و درگیریهای بین فرزندان رو نشون میده، بلکه داستانهای عاشقانه جوونترها، مثل اوه دونگهی و هان سونگجون، و پیچشهای احساسی رو هم دنبال میکنه. این سریال که پر از ملودرام، کمدی خانوادگی و رازهاییه، با پیام عشق و فداکاری، نشون میده که خانواده چطور با وجود مشکلات کنار هم میمونه. کارگردان لی دهیونگ گفته: «این سریال تقابل نسلها و داستان خانوادهایه که با عشق و محبت از مشکلات عبور میکنه.»
خلاصه داستان: "سرنوشت و خشم" داستان گو هه-را، یه زن باهوش و زیبا که بهخاطر مشکلات خانوادگی (خودکشی نافرجام خواهرش و مرگ پدرش) توی موقعیت سختی گیر افتاده، رو روایت میکنه. اون که تنها راه فرارش رو پول میبینه، به ته این-جون، پسر دوم یه شرکت کفشسازی، نزدیک میشه تا با نیتهای پنهانی زندگیش رو عوض کنه. این-جون، که عاشق هه-را میشه، باور داره این عشق سرنوشتشه. اما وقتی هه-را میفهمه خانواده این-جون با خودکشی خواهرش ارتباط دارن، توی دوراهی عشق و انتقام گیر میافته. داستان با خیانت، توطئه و روابط پیچیده خانوادگی پیش میره و چهار شخصیت اصلی—هه-را، این-جون، جین ته-اوه و چا سو-هیون—رو توی یه ملودرام پر از عشق، خشم و رستگاری نشون میده. این سریال که آخرین پروژه درام ویژه آخر هفته SBS بود، با فضای بوسان و موسیقی متن قوی (مثل ویولنهای احساسی)، یه قصه واقعی و پرتنش از عشقهای ناگزیر و انتقام ارائه میده، هرچند بعضیها از کند بودن داستان و تصمیمهای احمقانه هه-را انتقاد کردن.[](https://en.wikipedia.org/wiki/Fates_&_Furies_%28TV_series%29)[](https://www.kdramalove.com/FatesFuries.html)
خلاصه داستان: "سرنوشت عاشقانه" داستان کیم مییونگ، یه کارمند ساده و مهربون توی یه دفتر حقوقی که بهش لقب "پستایت" دادن چون نمیتونه به درخواستهای همکاراش نه بگه، رو روایت میکنه. اون که دختری معمولی و کمی دستوپاچلفتیه، توی یه سفر تفریحی اتفاقی با لی گون، وارث یه شرکت بزرگ شیمیایی که محصولات شوینده تولید میکنه، یه شب رو میگذرونه. لی گون که عاشق نامزد رقاصش، نام سهرا، هست، بهخاطر یه سوءتفاهم با مییونگ هماتاق میشه و بعد از خوردن نوشیدنی زیاد، اتفاقاتی میافته که زندگیشون رو عوض میکنه. چند هفته بعد، مییونگ میفهمه بارداره و این دو که از دو دنیای کاملاً متفاوتن، مجبور به ازدواج میشن. داستان با سوءتفاهمهای خندهدار، لحظههای تلخ و شیرین عاشقانه و درامهای خانوادگی پیش میره. این سریال که بازسازی سریال تایوانی "Fated to Love You" محصول ۲۰۰۸ هست، با بازی قوی جانگ هیوک و جانگ نارا، پر از کمدی رمانتیک، احساسات عمیق و پیچشهاییه که بیننده رو تا آخر میخکوب میکنه. حضور دنیل پیت، یه هنرمند مرموز، و روابط پیچیده با خانواده لی گون هم به داستان عمق میده.
خلاصه داستان: "وعده مرگبار" داستان چا اون-دونگ رو روایت میکنه، یه زن درستکار و صبور از یه خانواده ساده که همیشه جلوی بیعدالتی ایستاده. اما یه روز، بهخاطر خیانت کسی که بهش اعتماد داشته، زندگیش به هم میریزه. اون که به لبه پرتگاه رسیده، با شعلههای انتقام دوباره متولد میشه و قسم میخوره که حقش رو پس بگیره. از اون طرف، کانگ ته-این، یه مرد منطقی و بااصول که از یه کارمند ساده به رئیس گروه F Sports رسیده، تنها وعدهای که شکسته، قولی بوده که به اون-دونگ داده؛ چون بین عشقش و جاهطلبی مجبور به انتخاب شده. هفت سال بعد، این دو دوباره روبهرو میشن و یه ملودرام پر از احساس، انتقام و عشق قدیمی شروع میشه. این سریال که پر از پیچشهای دراماتیک و بازی قوی پارک ها-نا، گو سه-وون و کانگ سونگ-مینه، یه قصه نفسگیر درباره خیانت، جبران و رویارویی با گذشتهست.
خلاصه داستان: "غریزه مرگبار" داستان جانگ-وو رو روایت میکنه که بعد از مرگ والدینش توی تصادف، از خواهر کوچیکترش، اون-جی، مراقبت میکنه. اون که خیلی مراقبشه، یه شب وقتی خونه نیست، اون-جی غیبش میزنه و سه روز بعد جنازهش با بدن کبود توی یه سطل آب پیدا میشه. هیچ شاهد یا مدرکی برای قتل نیست. جانگ-وو که عزادار و خشمگینه، سراغ شمنگری میره تا روح اون-جی رو آروم کنه، ولی توی مراسم یه مرد مشکوک رو میبینه و حس میکنه روح خواهرش داره راهنماییش میکنه که قاتل رو پیدا کنه. اون با شی-اون، یه دختر منزوی با قدرت دیدن مرگ آدما قبل از وقوعش، همراه میشه. جانگ-وو به یه داروساز محلی به اسم مین شک داره که همه تو شهر به مهربونی میشناسنش، ولی هیچکس حرفش رو باور نمیکنه. این فیلم که با الهام از یه داستان واقعی تو بوسان ۱۹۹۱ ساخته شده، پر از تعلیق، معما و یه کم حس و حال ماوراییه که با بازی قوی جو وون، یو هه-جین و لی یو-یونگ، یه قصه جنایی نفسگیر و احساسی ارائه میده.
خلاصه داستان: "آکادمی کشاورزی" داستان کانگ هان-بیول، یه دختر تازه دیپلمه که آرزوی بازیگر شدن داره، رو روایت میکنه. بهخاطر بدهیهای خانوادش، مجبور میشه با بورسیه وارد دانشگاه کشاورزی بشه. اونجا با شین یو-جین، هماتاقیش که عاشق کشاورزی و تحلیل دادهست، و ها جو-سوک، یه تنیسور سابق که بهخاطر مرگ برادرش و گرفتن مسئولیت مزرعه خانوادگی به این دانشگاه اومده، آشنا میشه. هان-بیول اول از کشاورزی متنفره و دنبال فراره، ولی با کمک جو-سوک که بعداً میفهمه همون دوست آنلاینشه، کمکم عاشق مراقبت از گیاها میشه. داستان با ماجراهای عاشقانه، دوستی و مشکلات خانوادگی پیش میره، مثل وقتی که گوجهفرنگیهای هان-بیول خراب میشن یا گلخونه هوشمندشون عمداً تخریب میشه. این سریال کوتاه که پر از کمدی رمانتیک و حالوهوای جوونی توی یه محیط غیرمعموله، با آموزش تکنیکهای کشاورزی مثل کاشت سنتی برنج و مدیریت گلخونه، یه قصه ساده و دلچسب درباره پیدا کردن هدف و عشقه
خلاصه داستان: "داستان اولین عشق" داستان یه گروه از دانشآموزای دبیرستانی رو روایت میکنه که با احساسات تازه و گیجکننده اولین عشقشون دستوپنجه نرم میکنن. شخصیت اصلی، یه دختر خجالتی به اسم مین-جو، عاشق همکلاسیش، جونگ-وو، میشه که یه پسر مهربون و محبوب توی مدرسهست. در حالی که مین-جو سعی میکنه احساساتش رو به زبون بیاره، با سوءتفاهمهای خندهدار و لحظههای شیرین روبهرو میشه. دوستای مین-جو هم هرکدوم داستان عاشقانه خودشون رو دارن که با حس و حال جوونی و رؤیاهای نوجوونی قاطی میشه. این سریال کوتاه که پر از کمدی رمانتیک و لحظههای لطیف جوونی توی فضای مدرسست، یه قصه ساده و دلچسب درباره کشف عشق برای اولین باره.
خلاصه داستان: "پنج فرزند" داستان لی سانگ-ته، یه مدیر بازاریابی بیوه با یه پسر و یه دختر، رو روایت میکنه که عاشق همکارش، آن می-جونگ، یه مادر تنها با سه تا بچه میشه. سانگ-ته که بعد از مرگ همسرش با بچههاش و پدر و مادر همسرش زندگی میکنه، توی شرکت مد محل کارش با می-جونگ آشنا میشه که دستیار مدیره. این دو که هرکدوم با مسئولیتهای سنگین خانوادگی دستوپنجه نرم میکنن، کمکم به هم نزدیک میشن و عشقشون به یه زندگی شاد و پرچالش تبدیل میشه. اما اطرافیانشون، از جمله خانوادهها و همکاراشون، با این رابطه مخالفت میکنن و مشکلات زیادی سر راهشون میذارن. این سریال که پر از کمدی خانوادگی، درام و عاشقانهست، با داستانهای نسلی مختلف، از بچهها تا پدربزرگ و مادربزرگها، یه قصه گرم و سرگرمکننده برای همه سنین ارائه مید
خلاصه داستان: «جومونگ» یه سریال حماسی و تاریخی کرهایه که داستان زندگی جومونگ، بنیانگذار افسانهای پادشاهی گوگوریو تو قرن اول پیش از میلاد رو روایت میکنه. جومونگ، که با نام دونگمیونگسونگ هم شناخته میشه، بهعنوان پسر ژنرال ههموسو و بانوی یوها در پادشاهی بویو به دنیا میآد. بعد از خیانت و مرگ پدرش، جومونگ با مادرش زندگی سختی رو تو بویو میگذرونه و بهعنوان یه شاهزاده ضعیف تحقیر میشه. با کشف هویت واقعیش و آموزشهای نظامی، جومونگ تصمیم میگیره سرنوشتش رو تغییر بده و علیه ظلم بجنگه. اون با عشقش، سوسانو، تاجر باهوش، و متحدانش، قبیلههای مختلف رو متحد میکنه و گوگوریو رو تأسیس میکنه تا مردمش رو از سلطه هان و بویو آزاد کنه. سریال پر از اکشن، عاشقانه، خیانت و درام تاریخیه که قصهای الهامبخش درباره شجاعت و رهبری رو تعریف میکنه.