خلاصه داستان: یون هه جین (Shin Min Ah) یک دندان پزشک، زنی زیبا و باهوش است. او پس از گذراندن موانع مختلف و بهم خوردن برنامه و اهداف زندگیش، به روستای ساحلی گونگجین می رود و در آنجا با آقای هونگ آشنا می شود. هونگ دو شیک (Kim Seon Ho) که در روستا به آقای هونگ معروف است در ظاهر بدون شغل و بیکار است اما استاد انجام دادن کارهای مختلف و عجیب است و هر کسی در روستا به کمک نیاز داشته باشد او همواره برای رفع مشکل حضور دارد…
خلاصه داستان: چهار کارآگاه جوان در دهه بیست زندگیشان درگیر یک ماموریت غیرعادی میشوند. در پی یک اتفاق عجیب، سه نفر از آنها یکشبه به شدت پیر شده و در بدنهایی شبیه به مردان هفتادساله قرار میگیرند. حالا این گروه باید با ظاهر جدیدشان به حل پروندهها ادامه دهند، در حالی که با چالشهای کمدی و احساسی ناشی از این تغییر غیرمنتظره روبهرو هستند. این سریال ترکیبی از طنز، درام و معمایی است.
خلاصه داستان: "رامنفروشی پسران خوشتیپ" داستان یانگ اونبی، یه دانشجوی دانشگاه که برای امتحان معلمی درس میخونه و آرزوی معلم دبیرستان شدن داره، رو روایت میکنه. اون بهطور اتفاقی با چا چیسو، پسر مغرور و خوشقیافه وارث بزرگترین شرکت مواد غذایی کره، آشنا میشه. اونبی اول فکر میکنه چیسو کارمند شرکته، بعد دانشجوی دانشگاهش و بعد شاگرد دبیرستانی که قراره اونجا کارآموزی کنه. این سوءتفاهمها باعث کلی موقعیت خندهدار میشه. هردوشون آخر سر توی یه رامنفروشی که چوی کانگهیون، یه صاحب تنبل، ادارهش میکنه و پر از پسرای خوشتیپه کار میکنن. سریال پر از کمدی رمانتیک، سوءتفاهمهای بامزه و یه مثلث عاشقانه بین اونبی، چیسو و کانگهیون با بازی قوی جونگ ایل-وو، لی چونگ-آه و لی کی-وو، قصهای شاد و سرگرمکننده درباره عشق، دوستی و دنبال کردن رویاها رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن رابطه عاشقانه بین یه کارآموز و دانشآموز دبیرستان یه کم عجیبه و پایانبندی میتونست قویتر باشه
خلاصه داستان: "پسر خوشتیپ همسایه" داستان گو دوک-می، یه ویراستار خجالتی و منزوی رو روایت میکنه که بعد از یه تجربه عاطفی تلخ، خودشو تو آپارتمانش حبس کرده و فقط از پنجره زندگی همسایههاشو تماشا میکنه. اون عادت داره مخفیانه انریکه گئوم، یه طراح بازیهای ویدیویی خوشقلب و پرجنبوجوش که تازه از اسپانیا برگشته، رو نگاه کنه. وقتی انریکه متوجه این موضوع میشه، کنجکاو میشه و سعی میکنه دوک-می رو از لاکش بیرون بیاره. از اون طرف، جینراک، یه کارتونیست خوشتیپ و مرموز که تو همون ساختمون زندگی میکنه، به دوک-می علاقه داره و یه مثلث عاشقانه شکل میگیره. سریال که از وبتون "من هر روز یواشکی عاشق تو میشم" اقتباس شده، پر از کمدی رمانتیک، لحظههای شیرین و درام عاطفیه و قصهای دلچسب درباره شفا، باز شدن به عشق و پیدا کردن اعتمادبهنفس رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن داستانهای فرعی گاهی حواس رو از خط اصلی پرت میکنه.
خلاصه داستان: "یافتن آقای سرنوشت" داستان هان گی-جون، یه کارمند اخراجی که حالا آژانس مسافرتی خودشو داره، رو روایت میکنه که اولین مشتریش، سو جی-وو، یه کارگردان تئاتر با وسواسای عجیب، ازش میخواد عشق اولش، کیم جونگووک، رو پیدا کنه. گی-جون که به پول نیاز داره، قبول میکنه و اونا با هم شروع به گشتن دنبال کیم جونگووکهای مختلف توی کره میکنن، از سئول تا بوسان. توی این سفر، گی-جون و جی-وو با کلی موقعیت خندهدار و آدمای عجیب روبهرو میشن، مثل یه سرباز، یه معلم و حتی یه گانگستر که همشون اسمشون کیم جونگووکه. کمکم، رابطه اونا از مشتری و کارمند به دوستی و شاید یه چیز بیشتر تبدیل میشه، در حالی که جی-وو هنوز دنبال عشق گمشدهشه. فیلم که از یه نمایش موزیکال معروف کرهای اقتباس شده، پر از کمدی رمانتیک، ماجراهای بامزه و لحظههای احساسیه که درباره پیدا کردن عشق و کنار اومدن با گذشتهست، هرچند بعضیها میگن داستانش قابلپیشبینیه و پایانش زیادی سادهست.
خلاصه داستان: "مبارز در باد" داستان چوی بائه-دال، یه جوون کرهای رو روایت میکنه که اواخر جنگ جهانی دوم با آرزوی خلبان جنگنده شدن به ژاپن میره. اما بهجای پرواز، خودشو وسط تبعیض، یاکوزا و سربازای آمریکایی تو خیابونای ژاپن پیدا میکنه. بعد از تحقیر و شکست تو مبارزه، با کمک بومسو، مربی قدیمی تکواندوش، دوباره تمرین کاراته رو شروع میکنه. بائه-دال با الهام از کتاب "پنج حلقه" نوشته میاموتو موساشی، 18 ماه تو کوهها تمرین میکنه و سبک کاراته کیوکوشین رو خلق میکنه. با اسم جدید ماسوتاتسو اویاما، به شهر برمیگرده و یکییکی بهترین مبارزای ژاپن، از کاراته تا جودو و نینجوتسو، رو شکست میده و به یه قهرمان ملی تبدیل میشه. تو این راه، عاشق یوکو، یه ژاپنی، میشه و با کاتو، رئیس انجمن کاراته ژاپن که از یه خارجی متنفره، روبهرو میشه. فیلم که بر اساس مانگای "Karate Baka Ichidai" و زندگی واقعی اویاما ساخته شده، پر از اکشن، درام و مبارزههای نفسگیره که روحیه جنگجویی و مبارزه با تبعیض رو نشون میده، هرچند بعضیها میگن داستان زیادی ساده شده و بعضی صحنهها اغراقآمیزه.
خلاصه داستان: "پادشاه مد" داستان کانگ یانگگول، یه طراح درجهسه که توی بازار دونگدَمون لباسهای تقلبی میفروشه، رو روایت میکنه. اون که هیچوقت رویایی برای آینده نداشته، وقتی با لی گا-یونگ، یه دختر باهوش با استعداد طراحی که پدر و مادرش رو تو تصادف از دست داده، آشنا میشه، انگیزه پیدا میکنه تا توی دنیای مد موفق بشه. گا-یونگ با بورسیه به یه مدرسه مد توی نیویورک میره، اما مشکلات مالی و توطئههای مادام جو، نگهبانش، راهشو سخت میکنه. از اون طرف، جونگ جه-هیوک، وارث یه شرکت بزرگ مد، و چوی آنا، طراح زیر دست یه برند معروف و عشق سابق جه-هیوک، وارد یه مربع عشقی پیچیده با یانگگول و گا-یونگ میشن. سریال پر از درام عاشقانه، رقابت و خیانته و نشون میده این چهار نفر چطور توی دنیای بیرحم مد برای موفقیت میجنگن. بااینحال، پایانبندی غافلگیرکننده و غمانگیزش، که با مرگ یه شخصیت اصلی تموم میشه، خیلی از بینندهها رو ناامید کرد و باعث شد بعضیها بگن سریال از وسط داستان از ریل خارج شده.
خلاصه داستان: "فوقالعاده" داستان لی سو-هه، یه نویسنده موفق سریالهای تلویزیونی رو روایت میکنه که وقتی در حال نوشتن یه درام درباره سرطانه، بهطور اتفاقی میفهمه خودش سرطان سینه داره و فقط پنج ماه فرصت زندگی داره. اون تصمیم میگیره با تمام وجود زندگی کنه، هیچ پشیمونیای به جا نذاره و هر کاری دوست داره انجام بده. اما بهعنوان یه معتاد به کار، متعهد میشه پروژه آخرش رو هم تموم کنه و بعد آروم بره. همهچیز وقتی به هم میریزه که ریو هه-سونگ، یه بازیگر معروف ولی بیاستعداد و عشق اولش، یهو پیداش میشه. سو-هه اول مخالف بازی هه-سونگ تو سریالشه، چون بازی خشک و اعصابخردکنش آزارش میده، ولی کمکم بینشون احساساتی شکل میگیره. از اون طرف، جونکی، دکتر و دوست سو-هه، هم بهش علاقه داره و درکش میکنه. سریال که پر از کمدی رمانتیک، درام و لحظههای احساسیه، قصهای شاد ولی سنگین درباره عشق، دوستی و کنار اومدن با مرگ رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن وسطای داستان کند میشه و داستانهای فرعی جذابتر از خط اصلیان.
خلاصه داستان: "بجنگ برای راهم" داستان چهار دوست جوون رو روایت میکنه که توی دنیای واقعی دنبال رویاهاشونن، اما زندگی مدام بهشون لگد میزنه. کو دونگمان، یه تکواندوکار سابق که حالا کارمند یه شرکت آفتکشیه، و چوی اِه-را، یه کارمند پذیرش که آرزوی گوینده شدن داره، دو تا از این دوستای قدیمیان که از بچگی همدیگه رو میشناسن. کنارشون، کیم جو-مان، یه کارمند ساده، و بک سولهی، یه کارمند پارهوقت، سعی میکنن با مشکلات عشقی و شغلی کنار بیان. دونگمان و اه-را که همیشه رابطهای شبیه دوست-دشمن داشتن، کمکم میفهمن شاید احساسشون به هم عمیقتر از یه دوستی ساده باشه. سریال با طنز، عاشقانه و لحظههای واقعی، نشون میده این چهار نفر چطور با وجود شکستها و ناامیدیها برای رویاهاشون میجنگن—دونگمان برای بازگشت به رینگ MMA، اه-را برای گویندگی، و جو-مان و سولهی برای عشق و ثبات. این سریال که پر از کمدی رمانتیک، دوستیهای گرم و حس جوونی توی دنیای کارگرای کرهست، با بازی قوی پارک سو-جون و کیم جیوون، یه قصه الهامبخش و سرگرمکننده درباره دنبال کردن رویاها بدون توجه به سن و موقعیت ارائه میده.
خلاصه داستان: "فنگ شویی" داستان پارک جه-سانگ، یه استاد پونگسو (فنگ شویی کرهای) رو روایت میکنه که توی دوره چوسان میتونه زمینهایی با انرژی خوب برای خونه، مغازه و قبر پیدا کنه که به باور مردم، قبر مناسب میتونه برای نسلهای بعدی شانس و قدرت بیاره. وقتی جه-سانگ توطئهای درباره قبر ولیعهد رو فاش میکنه، خانوادش رو تو یه آتشسوزی عمدی که خانواده قدرتمند کیم راه انداختن از دست میده. سیزده سال بعد، هونگسون دِوونگون، یه اشرافی از یه خاندان سقوطکرده، به جه-سانگ پیشنهاد میده تا با هم خانواده کیم رو از قدرت بندازن. اونا دنبال یه زمین نادر میرن که میگن دو پادشاه از یه خانواده تولید میکنه، اما اهدافشون از این زمین کمکم با هم فرق میکنه. این فیلم که پر از درام تاریخی، اکشن و پیچشهای سیاسیه، با بازی قوی چو سونگ-وو و جیسونگ، نگاهی عمیق به فنگ شویی و نقشش تو سرنوشت و قدرت داره، هرچند بعضی نقدها میگن شخصیتهای فرعی مثل گروه استادای پونگسو زیاد استفاده نشدن و داستان میتونست جمعوجورتر باشه.