خلاصه داستان: فیلمی درام و بحثبرانگیز به کارگردانی لوئیس بونوئل که در سال ۱۹۶۰ ساخته شد. داستان در یک جزیره دورافتاده در کارولینای جنوبی میگذرد، جایی که تراویس، یک نگهبان میانهسال و نژادپرست، به همراه اویلین، یک دختر نوجوان یتیم، تنها ساکنان آن هستند. زندگی آرام آنها با ورود یک نوازنده سیاهپوست به نام برنی که به اشتباه به تجاوز متهم شده، دگرگون میشود. برنی که برای فرار از دست یک گروه خشمگین به جزیره پناه آورده، درخواست پناهندگی میکند. حضور او تنشهای نژادی و تمایلات جنسی پنهان را در این جامعه کوچک و منزوی آشکار میسازد و وضعیت را به سمتی بحرانی پیش میبرد. این فیلم با بازی زکری اسکات در نقش تراویس، کی مایا در نقش اویلین و برنی همیلتون در نقش برنی، به مسائل حساسی مانند نژادپرستی، بلوغ و اخلاقیات در موقعیتی خفقانآور میپردازد.
خلاصه داستان: یک دانشمند برجسته به نام لوئیس بنکز، که توسط بازیگر تحسینشده ایمی آدامز به تصویر کشیده شده است، با یک رویداد فوقالعاده و فرازمینی مواجه میشود. زمانی که سفینههای بیگانه در نقاط مختلف کره زمین فرود میآیند، دولتها در تلاش برای درک هدف آنها هستند. لوئیس، متخصص زبانشناسی، برای برقراری ارتباط با این موجودات ناشناخته استخدام میشود. او به تدریج متوجه میشود که زبان آنها نه تنها یک ابزار ارتباطی، بلکه یک روش کاملاً جدید برای درک زمان و واقعیت است. این فیلم علمی-تخیلی عمیق، به کارگردانی دنی ویلنوو، با بازیگرانی چون جرمی رنر و فارست ویتاکر، پرسشهایی فلسفی درباره زمان، حافظه و سرنوشت انسان مطرح میکند.
خلاصه داستان: یک تاجر الماس آمریکایی به نام لوکاس هیل در فیلم **سایبریا** محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی متیو ام. روسو، برای انجام یک معامله بزرگ به سیبری سفر میکند. لوکاس که توسط بازیگر تحسینبرانگیز کیانو ریوز به تصویر کشیده شده است، قصد دارد الماسهای قاچاق را به یک تاجر روسی به نام پلینا به فروش برساند. اما در این سفر پرخطر، او با موانع و خطرات بسیاری روبرو میشود؛ از جمله برخورد با یک کارآگاه روسی مشکوک و همچنین گرفتار شدن در یک ماجرای عشقی با پلینا که توسط آناستازیا میزینا بازی میشود. این فیلم که در فضای سرد و خشن سیبری روایت میشود، داستانی از خیانت، فریب و تلاش برای بقا را به تصویر میکشد و به تدریج رازهای پنهانی را آشکار میکند که همه چیز را برای لوکاس تغییر میدهد. بازیگرانی همچون پاشا د. لیچنیکوف و الکسی سربریاکوف نیز در این فیلم نقشآفرینی کردهاند.
خلاصه داستان: یک مرد میانسال به نام جک که سالها پیش همسر و دخترش را ترک کرده، پس از سالها با خبر بیماری دخترش مواجه میشود. او که اکنون زندگی جدیدی برای خود ساخته، تصمیم میگیرد برای جبران گذشته و نجات دخترش، به سراغ خانواده قدیمی خود بازگردد. این سفر او را با چالشهای عاطفی، خانوادگی و اخلاقی متعددی روبرو میکند. جک باید با اشتباهات گذشته خود روبرو شود و ثابت کند که میتواند پدر بهتری باشد. در این مسیر، او با مقاومت همسر سابقش و مشکلات مالی و عاطفی زیادی دست و پنجه نرم میکند. این فیلم داستانی درباره بخشش، مسئولیت پذیری و عشق بی قید و شرط پدری است که فرصتی دوباره برای اثبات خود پیدا کرده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سانتا سانگر (Santa Sangre) یک شاهکار سورئال و روانشناختی از کارگردان افسانهای آلخاندرو خودوروفسکی است که در سال ۱۹۸۹ ساخته شد. این فیلم داستان زندگی فِنیکس (با بازی اکسل خودوروفسکی)، پسری جوان با گذشتهای عمیقاً آسیبزا را روایت میکند. در کودکی، او شاهد قتل وحشیانه پدرش، یک بندباز سیرک، توسط مادرش اورخیدا (با بازی بلانکا گوئرا) است، که در پی خیانت همسرش دستان او را قطع میکند. این واقعه منجر به بستری شدن فِنیکس در یک آسایشگاه روانی میشود. سالها بعد، او از آنجا فرار میکند و به مادرش میپیوندد که حالا یک نقاش خالکوبی است. اورخیدا، که اکنون معلول است، پسرش را وادار میکند تا به عنوان دستان او عمل کند و او را در اجرای یک نمایش عجیب و غریب همراهی کند. این رابطه سمبیوتیک و بیمارگونه به تدریج فِنیکس را در ورطه جنون و خشونت بیشتر فرو میبرد و مرز بین واقعیت و توهم را در هم میآمیزد. این فیلم با تصاویر رویایی، نمادگرایی عمیق و موسیقی فراموشنشدنیاش، یک سفر هیجانانگیز به اعماق ذهن انسان و زخمهای التیامناپذیر است.
خلاصه داستان: یک فیلم کمدی-درام مستقل محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی برایان دانللی که کریس کالفر نیز نویسنده و بازیگر اصلی آن است. داستان دربارهٔ کارسون فیلیپس، دانشآموز دبیرستانی بلندپرواز و خلاق است که آرزوی تبدیل شدن به ویراستار مجلهٔ نیویورکر را دارد و برای رسیدن به این هدف، از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند. او که از محیط محدود و یکنواخت شهر کوچکش کلاریویل خسته شده، تصمیم میگیرد با راهاندازی یک مجله ادبی در مدرسه، مسیر خود را برای ورود به دانشگاه نورث وسترن هموار کند. اما برای این کار باید با بیعلاقگی همکلاسیها و مخالفت مدیر مدرسه روبرو شود. کریس کالفر در نقش کارسون، همراه با آلیسون جَنی، ربکا د مورنی، پالینا گریزکوا، دِرموت مالرونی و سارا هیندمن در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند. فیلم با روایتی طنزآمیز و گاه تلخ، ماجرای نوجوانی را به تصویر میکشد که برای تغییر سرنوشت خود و فرار از زندگی پیشپاافتاده، دست به هر کاری میزند.
خلاصه داستان: سالوادور، ساخته الیور استون در سال ۱۹۸۶، روایتگر ماجراهای ریچارد بویل، عکاس خبری آمریکایی است که در آستانه جنگ داخلی سالوادور به این کشور سفر میکند. جیمز وودز در نقش اصلی، همراه با جیمز بلوشی و مایکل مورفی، تصویری خشن و بیپرده از خشونتهای نظامی و جنایات علیه بشریت را به تصویر میکشند. بویل که برای کار و پول به سالوادور میرود، به تدریج درگیر واقعیتهای تلخ جنگ میشود و تلاش میکند همزمان با ثبت وقایع، جان دوستش دکتر راک و همسرش ماریا را نجات دهد. این فیلم که بر اساس خاطرات واقعی بویل ساخته شده، نگاهی تند و انتقادی به سیاستهای خارجی آمریکا در آمریکای لاتین دارد و با تصاویر گرافیکی و صریح خود، مخاطب را با وحشت جنگ داخلی سالوادور مواجه میکند.
خلاصه داستان: یک فیلم کوتاه انیمیشنی محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی تینا آداموویچ و تیانا پتروویچ که داستان زندگی یک دختر جوان را روایت میکند که با فشارهای اجتماعی برای همرنگ شدن با جماعت و پیروی از هنجارهای تحمیلی مواجه است. این انیمیشن کوتاه با استفاده از نمادگرایی و تصاویر ساده اما قدرتمند، به بررسی موضوعاتی مانند هویت فردی، پذیرش خود و مقاومت در برابر انتظارات جامعه میپردازد. در دنیایی که همه به یک شکل رفتار میکنند، شخصیت اصلی باید تصمیم بگیرد که آیا مسیر مستقیم و تعیین شده را دنبال کند یا شجاعت متفاوت بودن را داشته باشد. این اثر در جشنوارههای متعددی به نمایش درآمده و مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است.
خلاصه داستان: فیلم «جادوگر» محصول سال ۱۹۷۷ به کارگردانی ویلیام فریدکین، بازسازی فیلم کلاسیک «دستمزد ترس» اثر هانری-ژرژ کلوزو است. این فیلم با بازی روی شایدر، برونو کرمر، فرانسیسکو رابال و آمیدو در نقش چهار مرد فراری و ورشکسته از چهار گوشه جهان، داستانی پرتنش و نفسگیر را روایت میکند. این افراد که در یک روستای دورافتاده در آمریکای جنوبی پناه گرفتهاند، برای فرار از گذشته تاریک خود، ناچار به پذیرفتن خطرناکترین شغل ممکن میشوند: حمل نیتروگلیسیرین بسیار ناپایدار با دو کامیون فرسوده از دل جنگلهای بارانی و باتلاقها. آنها باید این بار انفجاری را در مسیری پر از موانع طبیعی و غیرطبیعی جابهجا کنند، سفری که هر لحظه آن میتواند به فاجعهای مرگبار تبدیل شود. فریدکین با بهرهگیری از فیلمبرداری خیرهکننده و ایجاد تعلیقی بیامان، اثری خلق کرده که نه تنها یک ماجراجویی هیجانانگیز است، بلکه نگاهی عمیق به طبیعت انسان در مواجهه با مرگ و ناامیدی دارد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۱، گیرمو دل تورو کارگردان مکزیکی فیلم ترسناک گوتیک «ستون فقرات شیطان» را ساخت که داستانی فراموشنشدنی را در دوران جنگ داخلی اسپانیا روایت میکند. کارلوس، پسربچهی یتیمی که به یتیمخانهی دورافتادهای فرستاده میشود، به زودی متوجه حضور روح یک پسر دیگر به نام سانتی است که در محوطه پرسه میزند. این یتیمخانه که توسط کارمن و دکتر کاسارس اداره میشود، اسرار تاریکی را در خود پنهان کرده است. کارلوس به تدریج با کمک دیگر بچهها، به خصوص خایمه، پرده از راز مرگ سانتی و گنج پنهانی که در ساختمان نهفته است برمیدارد. در این میان، خشونت و ترس ناشی از جنگ، فضای یتیمخانه را تحتالشعاع قرار داده و خطری واقعی از سوی جاسوسها و افراد شرور، زندگی کودکان را تهدید میکند. این فیلم با بازی فرناندو تیلو، ادواردو نوریگا و فدریکو لوپی، ترکیبی استادانه از ژانر ترسناک، درام و عناصر ماوراءالطبیعه است که بر تنهایی، از دست دادن معصومیت و عواقب ویرانگر جنگ تمرکز دارد.