خلاصه داستان: گناهکار عاشقانه (۲۰۱۱)، ساختهی جسورانهی سیون سونو با بازیهای تأثیرگذار میکی میزونو، ماکوتو توگاشی و مگومي کاگورازاکا، داستان دو زن را به تصویر میکشد که زندگیشان در هم تنیده میشود: ایزومی، خانهداری خفقانزده که در پی هیجان به دنیای فحشا و روابط ممنوعه قدم میگذارد و قربانی قتل مرموزی میگردد، و کورومی، کارآگاه جوانی که در جریان تحقیقات با تاریکیهای جنسی و روانی خود مواجه شده و مرزهای اخلاق را زیر پا میگذارد، در روایتی پر از خشونت، شهوت و فلسفهی وجودی.
خلاصه داستان: کوایدان (۱۹۶۴)، ساخته ماساکی کوبایاشی، یک آنتولوژی ترسناک ژاپنی بر اساس داستانهای لافکادیو هرن است که شامل چهار روایت کوتاه ماوراء طبیعی میشود: «سیاه» درباره نوازندهای که روحی را میبیند، «زن در دیوار» روایتی از انتقام، «کاشی بدون رنگ» داستانی از سرنوشت و «در شب سرد» ماجرای سامورایی و شبح. با بازی رنتارو میکونی، میچیو آراتاما، میساکو واتانابه و گانجی تسوتسویی، فیلم با تصاویر بصری خیرهکننده، رنگآمیزی هنری و موسیقی مینیمال، جو وهمآلود و فلسفی عمیقی خلق میکند و برنده جایزه ویژه هیئت داوران کن شد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۴، فیلم «اونیبابا» به کارگردانی کنتو شیندو، داستان دو زن (مادر و عروسش) را روایت میکند که در دوران آشوب نانبوکو ژاپن، برای بقا ساموراییهای فراری را در نیزارهای متراکم میکشند و زرههایشان را میفروشند؛ با ورود هوشی، یک سرباز جوان و جذاب (با بازی کی ساتو)، روابط جنسی و حسادت میان زنان شعلهور میشود و رازی ترسناک با ماسک شیطانی اونی (با بازیهای درخشان نوبوکو اوتووا و جیتسuko یوشیمورا) آشکار میگردد، در حالی که مرز میان وحشت، شهوت و فقر محو میشود.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۳، جوزف کوسینسکی با فیلم علمی-تخیلی «فراموشی» اثری حماسی خلق کرد که تام کروز در نقش جک هارپر، تکنسین ماهر تعمیر پهپادها بر فراز زمین ویرانشده پس از جنگ ویرانگر با بیگانگان، به ایفای نقش میپردازد؛ جک که با همکارش ویکوریا (آندرهآ رایزبورو) در برج پیشرفتهای زندگی میکند، پس از سقوط یک سفینه فضایی و نجات خلبان مرموزی به نام جولیا (او لارنس)، با رازهایی درباره هویت واقعی خود، حقیقت حمله بیگانگان و سرنوشت بشریت روبرو میشود، در حالی که مالکوم بیچ (مورگان فریمن) رهبری گروه مقاومت را بر عهده دارد و ماجراجویی پر از تعقیب و گریز، خیانت و کشف هویت آغاز میگردد.
خلاصه داستان: فیلم سنجورو (۱۹۶۲) به کارگردانی آکیرا کوروساوا با بازی توشیرو میفونه در نقش اصلی، ماجرای شمشیرزنی تنها و باهوشی به نام سنجورو را روایت میکند که به طور اتفاقی به گروهی از ساموراییهای جوان کمک میکند تا فساد و توطئه در میان مقامات دولتی را افشا و نابود کنند. با ترکیبی از اکشن نفسگیر، طنز هوشمندانه و دیالوگهای ماندگار، سنجورو با مهارتهای رزمی و زیرکیاش نه تنها دشمنان قدرتمند را شکست میدهد، بلکه درسهای عمیقی از زندگی به یاران novice خود میآموزد و در نهایت راه خود را به تنهایی ادامه میدهد.
خلاصه داستان: گل رنگپریده (۱۹۶۴)، فیلم نوآر ژاپنی به کارگردانی ماساهیرو شینودا با بازی ریو ایکهبه در نقش موراکی، گانگستری یاکوزا که پس از سه سال زندان به دلیل قتل در یک درگیری باند آزاد میشود، و سایوری یوشیناگا در نقش سائکو، دختری جوان و مرموز معتاد به قمار و هیجان سرعت. موراکی که از زندگی خشن جنایی خسته شده، در کازینوی زیرزمینی با سائکو آشنا میشود و عشقی ممنوعه و پرخطر میانشان شکل میگیرد، در حالی که درگیر رقابتهای خشن باندهای قمار و خیانتهای داخلی میشود و به تدریج به سوی سرنوشتی تاریک و اجتنابناپذیر کشیده میشود.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۰، فیلم اکشن وسترن ژاپنی «۱۳ قاتل» به کارگردانی تاکشی میکه با بازی کوجی یاکوشو در نقش شینزاemon و تاکایوکی یادا در نقش سوگورو، داستان یک سامورایی وفادار را روایت میکند که به همراه دوازده مبارز ماهر دیگر، مأموریت محرمانهای برای ترور لرد نابکار نابوشیگه ماتابِی را در دوران ادو بر عهده میگیرد؛ آنها با برنامهریزی دقیق و نبردهای حماسی نفسگیر، در برابر ارتش عظیم لرد ایستادگی میکنند و سفری پر از خیانت، وفاداری و خشونت به تصویر میکشند.
خلاصه داستان: فیلم «سه سامورایی یاغی» (۱۹۶۴) به کارگردانی هیدئو گوشا، داستان سه شمشیرزن سرگردان را در دوران فئودال ژاپن روایت میکند که برای نجات کشاورزان فقیر یک دهکده از دست ارباب ظالم و نیروهایش متحد میشوند. زینبی (ایسامو کوسوگی)، کیکیو (تتسویا ناکادای) و ساکورا (میکیرو هیرا) با صحنههای اکشن نفسگیر شمشیربازی و درام اخلاقی عمیق، علیه نظام فئودالی شورش میکنند و سفری پرماجرا را آغاز مینمایند که نمادی از عدالتخواهی و وفاداری است.
خلاصه داستان: فیلم «زن در تپههای شنی» (۱۹۶۴) به کارگردانی هیروشی تشیگاهارا با بازی ایجي اوکادا در نقش نiki، معلم حشرهشناسی و کیوکو کیشیدا در نقش زن مرموز، داستان مردی را روایت میکند که برای جمعآوری سوسکهای نادر به دشتهای شنی دورافتاده میرود و به طور اتفاقی در گودالی عمیق سقوط میکند؛ جایی که توسط اهالی روستا با یک زن تنها زندانی میشود تا با هم شنی که مدام فرو میریزد را بیرون بریزند و برای بقا بجنگند، در حالی که رابطه پیچیدهای میان عشق، اسارت و فلسفه وجودی شکل میگیرد و او درگیر مبارزهای بیپایان برای فرار یا پذیرش سرنوشت میشود.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۱، سارا پولی در فیلم «این والتز را بپذیر» داستانی عاشقانه و پیچیده را روایت میکند؛ میشل ویلیامز در نقش مارگارت، زنی خلاق و شاد که با شوهرش دن (ست روگن)، نویسنده کتابهای آشپزی، زندگی آرامی در اتاوا دارد، اما در سفری کاری با همسایه جذاب جدیدش دنیل (لوک کیربی) آشنا میشود و شور و اشتیاقی ناگهانی او را به چالش میکشد. مارگارت میان عشق پایدار اما تکراری زندگی فعلی و هیجان ناشناختهای که دنیل نوید میدهد، گرفتار میشود و فیلم با کاوش عمیق در احساسات، خیانت و جستجوی شادی، تمثیلی از والتز زندگی و تصمیمگیریهای دشوار ارائه میدهد.