خلاصه داستان: این سریال ژاپنی محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی شینجی آراکی، داستان دو نوجوان به نامهای ناین و توولو را روایت میکند که با هویتهای جعلی در توکیو زندگی میکنند. این دو که قربانیان یک آزمایش مخفی دولتی بودهاند، با بمبگذاری و ارسال معماهای مرموز، پلیس را به چالش میکشند. یک کارآگاه بازنشسته به نام شیشیما برای تعقیب آنها استخدام میشود و در این میان، دختر دانشآموزی به نام لیزا نیز ناخواسته درگیر این ماجرا میشود. داستان حول محور انتقام، هویت و پیامدهای فاجعهبار دستکاریهای علمی میچرخد.
خلاصه داستان: ماری، دختری با تواناییهای جادویی استثنایی که میتواند بدون تکان دادن انگشتانش طلسمها را فعال کند، به عنوان یک جادوگر خاموش شناخته میشود. او که از اجتماع دوری میکند، به دلیل مهارتهای فوقالعادهاش به عنوان محافظ مخفی پرنسس در آکادمی سلطنتی استخدام میشود. در حالی که باید هویت واقعی خود را پنهان نگه دارد، ماری وارد دنیایی از توطئههای سیاسی، رازهای خانوادگی و تهدیدهای جادویی میشود و باید از پرنسس در برابر خطرات محافظت کند. این سریال انیمه ژاپنی محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردانی یوشیکی تاکه و با صداپیشگی بازیگرانی چون توموری کوسونوکی، ریو هیروهااشی و یو میازاکی است که داستانی جذاب از یک دختر خجالتی با قدرتی مخفی را روایت میکند.
خلاصه داستان: دو برادر دوقلو به نامهای تاکیا و تاتسویا در یک پرورشگاه بزرگ شدهاند. تاکیا که آرام و متفکر است، پس از فارغالتحصیلی به دانشگاه میرود، در حالی که تاتسویا که خشن و بیپروا است، به خیابانها بازمیگردد تا به عنوان یک جنگجوی خیابانی زندگی کند. زمانی که تاتسویا توسط یک گنگ قدرتمند مورد ضرب و شتم قرار میگیرد، تاکیا برای نجات برادرش وارد عمل میشود و با استفاده از مهارتهای رزمی خود، رهبر گنگ را شکست میدهد. این اتفاق باعث میشود که تاکیا به عنوان یک جنگجوی قوی شناخته شود و به او پیشنهاد میشود که به مدرسه ای که مملو از گنگهای دانشآموزی است، برود و کنترل آن را به دست گیرد. او در این مدرسه با جنگجویان قدرتمند و رهبران گنگهای مختلف روبرو میشود و باید برای رسیدن به هدفش، مبارزات سختی را پشت سر بگذارد.
خلاصه داستان: فیلم روانشناختی جنایی ژاپنی محصول سال ۱۹۹۷ به کارگردانی کیوشی کوروساوا که داستان کارآگاهی به نام کنیچی تاکهوچی را روایت میکند که درگیر پروندههای قتلهای مرموزی میشود که در آنها قاتلان پس از ارتکاب جرم به یاد نمیآورند چه کردهاند و تنها علامت ایکس (X) بر روی بدن قربانیان حک شده است. تحقیقات او را به مردی اسرارآمیز به نام کونیوما میکشاند که به نظر میرسد توانایی کنترل ذهن دیگران را دارد و با استفاده از هیپنوتیزم آنها را به ارتکاب قتل وامیدارد. این فیلم با فضاسازی تاریک و پرتنش خود، تماشاگر را درگیر معمایی پیچیده میکند که مرزهای واقعیت و توهم را در هم میآمیزد و به کاوشی عمیق در ماهیت شر و قدرت تخریبگر ذهن انسان میپردازد.
خلاصه داستان: یک مرد جوان به نام بیلی که در یک شهر کوچک زندگی میکند، به طور ناگهانی شروع به بزرگ شدن و متورم شدن غیرقابل کنترل میکند. این وضعیت عجیب و غریب که هیچ توضیح پزشکی ندارد، زندگی او را به طور کامل تغییر میدهد. در حالی که بدنش به طور مداوم بزرگتر میشود، او با ترس، انزوا و نگاههای سنگین جامعه روبرو میشود. تلاشهای پزشکان برای متوقف کردن این پدیده بیفایده است و بیلی باید یاد بگیرد که چگونه با این شرایط غیرعادی کنار بیاید. این فیلم کوتاه که توسط تیموتی مککینون کارگردانی شده، داستانی نمادین و تکاندهنده درباره پذیرش خود، تفاوتها و مواجهه با ناشناختهها را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «باد برمیخیزد» (۲۰۱۳) آخرین کارگردانی هایائو میازاکی، انیمهای زندگینامهای است که داستان جیرو هوریکوشی، طراح هواپیمای جنگنده میتسوبیشی ای۶ام زیرو در ژاپن پیش از جنگ جهانی دوم را روایت میکند. این فیلم رویای جیرو برای ساختن هواپیماهای زیبا را به تصویر میکشد، رویایی که از کودکی با او همراه بوده و در خواب با طراح ایتالیایی کاپرونی دیدار میکند. در مسیر تحقق رویایش، عشق او به نائوکو، زنی که در زلزله بزرگ کانتو با او آشنا شده، نیز شکل میگیرد. فیلم به زیبایی تناقض میان زیبایی پرواز و کاربرد ویرانگر آن در جنگ را به تصویر میکشد و با انیمیشنی نفسگیر و روایتی شاعرانه، مخاطب را به تفکر وامیدارد.
خلاصه داستان: فیلم کمدی-رمانتیک «انگلیسی شکسته» محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی زوئه آر. کاساویتیس و با بازی پارکر پوزی، ملیندا دیلی، دریا د ماتئو، تیم گین، جاستین تررو، جاش همیلتون و پیتر باجانوویچ است. داستان درباره نورا وایلدر (پارکر پوزی)، زنی ۳۳ ساله در نیویورک است که در یک هتل لوکس کار میکند و در روابط عاطفی خود با مردان مختلف دچار مشکل است. او که از تنهایی و عدم موفقیت در عشق خسته شده، با مردانی ملاقات میکند که هیچکدام مناسب او نیستند. پس از یک شب ناامیدکننده دیگر، نورا تصمیم میگیرد روی پای خودش بایستد و دیگر منتظر مرد ایدهآل نباشد. در این مسیر، او با مردی فرانسوی به نام جولیان (ملیندا دیلی) آشنا میشود که به او کمک میکند تا خودش را بهتر بشناسد و به زندگی عاطفیاش سر و سامان دهد. این فیلم داستانی طنازانه و واقعگرایانه از چالشهای زنان مدرن در یافتن عشق و هویت شخصی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در کوهستان های دورافتاده ژاپن، روستایی فقیر با سنت دیرینه ای مواجه است: هر فردی که به سن هفتاد سالگی می رسد، باید توسط خانواده اش به قله کوه نارایاما برده شود تا در آنجا بمیرد. اورین، پیرزنی قوی و باوقار که به هفتادمین سال زندگی خود نزدیک می شود، با آرامش و پذیرش به این سرنوشت نگاه می کند. او تمام تلاش خود را می کند تا پیش از رسیدن زمان این سفر نهایی، همه چیز را برای خانواده اش، به ویژه پسرش تاتسوهیچی، که از این جدایی ناراحت است، آماده کند. این فیلم که برنده نخل طلای کن شده، با نگاهی شاعرانه و بی رحمانه، به بررسی فرهنگ، فقر و رابطه پیچیده بین عشق خانوادگی و تعهد به سنت می پردازد.
خلاصه داستان: در ژاپن ویرانشده پس از جنگ جهانی دوم، مردم در فقر و ناامیدی به سر میبرند. داستان حول محور یک زن جوان به نام «شیزوکو» میگردد که در یک بار کوچک کار میکند و با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم میکند. در همین حال، یک سرباز سابق به نام «کوجی» که از جنگ بازگشته و دچار آسیبهای روحی شدید شده، سعی میکند با واقعیتهای جدید زندگی کنار بیاید. این دو در میان خاکسترهای جنگ با یکدیگر آشنا میشوند و رابطهای عمیق بینشان شکل میگیرد. زندگی آنها با ورود یک پسر بچه یتیم به نام «ماسائو» که والدینش را در بمبارانها از دست داده، دگرگون میشود. این سه نفر در کنار هم، خانوادهای کوچک و غیرمنتظره تشکیل میدهند و سعی میکنند در جهانی پر از خشونت و بیعدالتی، به یکدیگر عشق و امید هدیه دهند. کارگردان شگون میزونو با بازیگرانی چون کائورو کوبایاشی، هیروشی آبه و هیرونا اوتا، فیلمی خلق کرده که تصویری تیره اما عمیقاً انسانی از بقا و تابآوری در تاریکترین دوران تاریخ ژاپن ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک دانشآموز دبیرستانی به نام تاتسومی کوهینا، پس از مرگ مادربزرگش برای مرتب کردن وسایل او به جزیره ای به نام آواشیما سفر می کند. او که قصد داشت به سرعت کار را تمام کرده و بازگردد، با دختری مرموز به نام شیزوکو آشنا می شود و درگیر رازهای جزیره می گردد. تاتسومی به تدریج با ساکنان جزیره آشنا شده و درمی یابد که هر یک از آنها رازی در گذشته خود دارند. او در طول تابستان به دنبال کشف حقیقت پدیده ای به نام «حفره های تابستانی» می رود و در این مسیر، دوستی های عمیقی شکل می گیرد و رازهای خانوادگی خودش نیز برملا می شود.