خلاصه داستان: خلاصه داستان: «بالاد نس» یک انیمیشن کوتاه محصول سال ۲۰۱۱ است که توسط استودیوی انیمیشن والت دیزنی تولید شده و توسط استیو اندرسون کارگردانی شده است. این داستان دلنشین درباره هیولای افسانهای «لاک نس» به نام نس است که به همراه دوست وفادارش، اردک لاستیکی مک دوک، در دریاچه اسکاتلند زندگی میکند. زمانی که یک زمینباز بزرگ و بیاحساس به نام مک فوم تصمیم میگیرد زمینهای اطراف دریاچه را برای ساخت یک زمین مینیگلف تخریب کند، خانه آرام نس به خطر میافتد. این فیلم کوتاه با سبک بصری زیبا و داستانی سرگرمکننده، به موضوعاتی مانند حفظ محیط زیست، دوستی و مقابله با تغییرات ناخواسته میپردازد و در نهایت نشان میدهد که چگونه نس و مک دوک با همکاری یکدیگر راهی برای نجات خانه خود پیدا میکنند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: دیوار بزرگ (The Great Wall) محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی ژانگ ییمو، داستان دو مزدور غربی به نامهای ویلیام گارین (مت دیمون) و پِرو توارو (پدرو پاسکال) را روایت میکند که در جستجوی باروت به چین باستان سفر میکنند. آنها در آنجا با ارتشی عظیم به نام «لژیون بیرنگ» مواجه میشوند که به فرماندهی ژنرال شائو (جینگ تیان) و با کمک استراتژیست جنگی وانگ (اندی لاو)، وظیفه محافظت از دیوار بزرگ در برابر هیولاهای غولپیکری به نام «تائوتای» را بر عهده دارند. ویلیام و همراهانش باید در کنار این جنگجویان شجاع بجنگند تا از نابودی تمدن بشری جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: فرانک کستل، یک مأمور سابق نیروهای ویژه ارتش آمریکا، پس از کشته شدن همسر و دو فرزندش در یک درگیری با مافیای مواد مخدر، به یک قاتل بیرحم و انتقامجو تبدیل میشود. او با بهرهگیری از مهارتهای رزمی و نظامی خود، به جنگ با جنایتکاران و فساد میرود و هدفش نابودی کامل شبکههای تبهکاری است. در این مسیر، فرانک با شخصیتهای مختلفی از جمله دشمنان قدرتمند و متحدان غیرمنتظره روبرو میشود. این فیلم اکشن و خشن، داستان مردی را روایت میکند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و به نماد عدالت شخصی و انتقام در دنیای زیرزمینی جنایت تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلم «موش به دام افتاده رویای پنیر را میبیند» (The Cornered Mouse Dreams of Cheese) محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی یاسوهیرو یوشیوکا و با بازی ریوسکه یامادا و جیتا هونجو است. این فیلم ژاپنی درام عاشقانه، داستان کونگارو، کارمند جوانی را روایت میکند که درگیر رابطهای پیچیده با دوست صمیمی سابقش، توگا، میشود. کونگارو که در زندگی شخصی و حرفهای خود دچار سردرگمی است، ناگهان با توگا که اکنون یک عکاس مشهور شده، پس از سالها جدایی مواجه میشود. این ملاقات تصادفی، خاطرات گذشته را زنده کرده و احساسات سرکوب شدهای را بیدار میکند که هر دو سعی در فراموشی آن داشتند. فیلم به بررسی پیچیدگیهای عشق، خیانت و جستجوی هویت در دنیای مدرن توکیو میپردازد و با نگاهی ظریف و احساسی، مخاطب را در فضایی پرتنش و در عین حال لطیف غرق میکند.
خلاصه داستان: این فیلم تاریخی-درام محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی یوجی یامادا، داستان مومونوسوکه کاتاگیری، یک سامورایی وفادار از قلمروی اونو را روایت میکند که در دوران تحولات بزرگ ژاپن (اواخر دوره ادو) زندگی میکند. زمانی که اربابش دستور میدهد تا سه سامورایی دیگر به دلیل انتقاد از سیاستهای غربیسازی اخراج شوند، مومونوسوکه در میانه وفاداری به ارباب و دوستی با این افراد قرار میگیرد. او همچنین عاشق کیئو، خدمتکاری که زمانی در خانه ارباب کار میکرد و اکنون به ازدواج اجباری با مردی ثروتمند تن داده، میشود. مومونوسوکه که با فشارهای سیاسی و اخلاقی روبروست، باید بین وظیفه، عشق و شرافت خود انتخاب کند و در نهایت برای دفاع از ارزشهایش شمشیر پنهان خود را از غلاف بیرون میکشد.
خلاصه داستان: این انیمیشن ژاپنی محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی مامورو هوسودا، داستان پسری نه ساله به نام رن را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، تنها و سرگردان در خیابانهای توکیو پرسه میزند. او به طور اتفاقی وارد دنیای هیولاها به نام «جوتنگای» میشود و توسط هیولایی خشن اما تنها به نام کوماتسو (که با نام کائیدو نیز شناخته میشود) به عنوان شاگرد پذیرفته میشود. کوماتسو که آرزوی تبدیل شدن به ارباب دنیای هیولاها را دارد، رن را به عنوان شاگرد خود آموزش میدهد و نام جدید «کیووتا» را بر او میگذارد. در طول سالها، این دو موجود از دو دنیای متفاوت، پیوندی عمیق و ناگسستنی شبیه به پدر و پسر را شکل میدهند. اما زمانی که کیووتا بزرگ میشود، او بین زندگی در دنیای انسانها و وفاداری به استاد و دنیای هیولاهایش گیر میافتد و باید با تاریکی درون خود نیز روبرو شود.
خلاصه داستان: این انیمیشن خیالانگیز و بیکلام، داستان مردی را روایت میکند که پس از غرق شدن کشتیاش، خود را در یک جزیره دورافتاده و غیرمسکونی مییابد. او تلاش میکند تا با ساختن کلک از جزیره فرار کند، اما هر بار توسط یک لاکپشت غولپیکر قرمز مرموز از این کار بازمیماند. پس از رویارویی خشن با این موجود، مرد متوجه میشود که لاکپشت در واقع یک زن افسانهای است و این آغازگر رابطهای عمیق و سفر آنها از تنهایی به سوی عشق، خانواده و پذیرش چرخه زندگی در هماهنگی با طبیعت بکر جزیره میشود. این فیلم که حاصل همکاری بینالمللی استودیو ژاپنی «هیائو میازاکی» (Studio Ghibli) و کارگردان هلندی، میشا دِماز (Michaël Dudok de Wit)، است، در سال ۲۰۱۶ منتشر شد و داستانی جهانی و نمادین را درباره بقا، عشق و ارتباط انسان با طبیعت به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در چین باستان، پادشاه یینگ ژنگ (لی ژوئه) برای متحد کردن شش امپراتوری جنگزده و ایجاد اولین سلسله امپراتوری، نقشه پیچیدهای میکشد. او وانمود میکند که توسط یک ترور ساختگی کشته شده تا بهانهای برای حمله به پادشاهی یان به دست آورد. برای اجرای این نقشه، معشوقه وفادارش، بانوی ژائو (گونگ لی)، نقش قاتل را بر عهده میگیرد و به دربار پادشاه یان (سون ژو) نفوذ میکند. در آنجا، او با جنگجوی افسانهای، جینگ که (ژانگ فنگئی)، آشنا میشود که سوگند خورده پادشاه یینگ ژنگ را به خاطر جنایاتش به قتل برساند. با نزدیک شدن به لحظه اجرای نقشه، بانوی ژائو در عشق به جینگ که و تردید در وفاداری به پادشاهش گرفتار میشود. این فیلم حماسی تاریخی به کارگردانی چن کایگه، با بازیگری قدرتمند و صحنههای باشکوه جنگی، داستانی از عشق، خیانت و هزینه سنگین قدرت را روایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم حماسی تاریخی به کارگردانی ادوارد زیویک در سال ۲۰۰۳، داستان کاپیتان ناتانیل آلگرن (با بازی تام کروز) را روایت میکند که یک سرباز آمریکایی جنگزده است و برای آموزش ارتش ژاپن در دوران مدرنیزاسیون میجی استخدام میشود. او در نبردی علیه ساموراییهای شورشی به رهبری کاتسوموتو (کن واتانابه) اسیر میشود و در طول مدتی که در میان آنها زندگی میکند، به تدریج با فرهنگ و ارزشهای ساموراییها آشنا شده و به آنها احترام میگذارد. آلگرن در نهایت باید بین وفاداری به مأموریت خود و احترام به راه ساموراییها یکی را انتخاب کند و در این مسیر، تحول عمیقی را در درون خود تجربه میکند. این فیلم با بازیگرانی چون تام کروز، کن واتانابه، تیموتی اسپال و بیلی کانلیت، تصویری باشکوه از پایان عصر ساموراییها و برخورد تمدنها ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این انیمیشن موزیکال و دلگرمکننده محصول سال ۲۰۰۰، به کارگردانی جون پنکاسو و با صدای بازیگرانی چون جیم کامینگز، نیکی ات، کن سانسوم و کاترین فیر، داستان تیگر (ببر) را روایت میکند که پس از سالها زندگی شاد در جنگل صد هکتاری، ناگهان با این احساس مواجه میشود که تنهاست. او با این فکر که خانوادهای از تیگرهای دیگر باید وجود داشته باشد، تصمیم میگیرد به دنبال آنها بگردد و در این راه، دوستانش یعنی وینی د پو، پیگلت، خرگوش و بقیه ساکنان جنگل، با نگرانی شاهد تلاشهای او هستند. آنها ابتدا سعی میکنند تیگر را از این کار منصرف کنند، اما وقتی میبینند او مصمم است، نقشه میکشند تا به او ثابت کنند که خانواده واقعی او همان کسانی هستند که همیشه در کنارش بودهاند.