خلاصه داستان: شاه شیطان شکست خورده و گروه قهرمانان پیروز به سرزمینشان بازمیگردند و پیش از از هم پاشیدن، از مسیر دهسالهشان یادآوری میکنند. چهار نفر: جادوگر فریرن، قهرمان هیمل، کشیش هایتر و جنگجو ایزن در موقعیتی که باید از یکدیگر خداحافظی کنند، یادی از روزهای گذشته دارند. اما جریان زمان برای الفها متفاوت است بنابراین فریرن شاهد مرگ یکی پس از دیگری همراهانش میشود. پیش از مرگ، هایتر شاگرد جوان انسانی به نام فرن را به فریرن سپرد. الف علاقهمند به جمعآوری جادوهای گوناگون بود و زوج به سفری پرتلاطم بدون هدف مشخص روی آوردند و...
خلاصه داستان: داستان فیلم روایتی واقعی از زندگی یک گیمر حرفهای با مهارتهای بسیار بالا در مجموعه بازیهای ویدیویی گرن توریسمو است. این گیمر در رقابتی که تحت حمایت کمپانی نیسان برگزار میشود، شرکت میکند تا شانس تبدیل شدن به یک رانندهی واقعی اتومبیلهای مسابقهای حرفهای را به دست آورد و ...
خلاصه داستان: دختری به نام آی اوتو، هنگام پیاده روی در نیمه های شب، توسط یک صدای مرموز به گذرگاهی سرپوشیده هدایت می شود و در آنجا تخم مرغی اسرارآمیز را پیدا می کند. در ادامه، او در عالم خواب و رویا مشاهده می کند که...
خلاصه داستان: «وایولت» در میدان جنگ کلماتی را به گوش شنیده است که فراموش کردن آنها برایش کاری ناممکن است. کلماتی که از زبان فردی عزیز برای او جاری گشته اند؛ کلماتی که هنوز معنای آنها را نمی فهمد. جنگ بزرگی که سرزمین «تلسیس» را به دو جبهه مخالف تقسیم کرده است بعد از چهار سال به پایان می رسد و مردم به نسل های جدید ..
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ پسری 18 ساله به نام کانکی است که با دختری به نام ریزه که هر دو همسن هستند و در خواندن کتاب با یکدیگر تفاهم دارند، در کافهای که معمولاً به آنجا میرود آشنا میشود. کانکی غافل از اینکه ریزه یک غول (موجودات مرموزی شبیه به انسان که در پی شکار و خوردن گوشت انسانها هستند) است مورد حمله او قرار میگیرد، اما در پی ناباوری کانکی جان سالم بدر میبرد و به شدت مجروح میشود. پس از انتقال کانکی به بیمارستان، از آن غول بر روی او پیوند اعضا انجام میگیرد. پس از به هوش آمدن، کانکی در مییابد که خود او نیز تبدیل به یک نیمهانسان/نیمهغول شده و در دنیایی که دیگر انسانها در بالاترین زنجیره غذایی قرار ندارند گرفتار میشود. در واقع تنها ماده غذایی که غولها میتوانند از آن تغذیه کنند گوشت انسان است و خوراک انسانها برای آنها به شدت زننده و غیرقابل تحمل است. غولها در صورت مصرف غذای انسان در شرایط اضطراری بیمار میشوند. تنها ماده خوراکی مشترک بین غولها و انسانها قهوه است. در ادامه کانکی به استخدام در کافی شاپ مذکور با نام آنتیک در میآید، و تلاش میکند جایی در میان دنیای غولها پیدا کرده و بتواند صلحی میان غولها و انسانها و درک متقابلی پدید آورد. اما در میان راه فشارها، شکستها و شکنجهها او را به اهدافی دیگر میکشاند.
خلاصه داستان: داستان یک معمار رومی به نام لوسیوس که در طول زمان به ژاپن امروزی منتقل میشود، جایی که در مورد حمامهای همجنسگرایان ژاپنی چیزهایی متوجه شده و از آن برای بازگشت به خانه استفاده میکند.
خلاصه داستان: گروهی از نوجوانان بیسرپرست که در یک یتیمخانه به ظاهر بیعیب و نقص زندگی میکنند، پس از زیر پا گذاشتن قانون منع خروج از یتیمخانه، به یک راز هولناک پی میبرند و...
خلاصه داستان: سندباد و دوستش علی بابا با هم راهی سفر های ماجراجویانه ی خودشون به شاهزاده خانم زیبایی میرسند که به خاطر مکر وزیر خیانت کار باید با اون ازدواج کنه و سندباد وقتی این موضوع رو میفهمه تمامی سعی و تلاشش رو برای نجات شاهزاده خانم انجام میده در این راه اون سختی های زیاد مثل نبرد با پرنده ی غول پیکر و محافظت از الماس را تجربه میکنه!
خلاصه داستان: جان بولت گروهی از افراد شرور را برای انجام یک سرقت نهایی استخدام می کند. هدفشان هم یک رییس جنایتکار، پر قدرت و بی رحم است. مو لای درز برنامه شان نمی رود.