خلاصه داستان: سال ۱۸۷۴٫ شیزوما اوریکاسا، زمانی یک سامورایی از دامنه آیزو بود و اکنون بهعنوان یک گاریچی کار می کند، در تلاش برای یافتن نامزد گمشده خود، سومی کانوماتا است. با اینحال، وقایع غیرمنتظره او را بهسمت نیروی پلیس تازه تاسیس سوق میدهد و او را درگیر توطئهای میکند که هدف آن سرنگونی دولت است. همزمان، قبیله موریا یاکوزا از مهمانی بهنام کیوشیرو شورگامی، یک شمشیرزن ماهر استقبال میکند. کیوشیرو بهطور استراتژیک برای منافع شخصی خود را وارد قبیلهای کرد که با مغزمتفکر سرنگونی دولت ارتباط دارد. اینگونه صحنه برای نمایش سرنوشتساز بین شیزوما و کیوشیرو آماده میشود، جایی که دیدارها و جداییهای طعنهآمیزی در طول سفر شیزوما انتظارش را میکشند.
خلاصه داستان: آکیتسو میدوری (۲۷ ساله)، بعد از مرگ ناشی از کار بیش از حد، در دنیای دیگری پا به عرصه میگذارد؟! بعد از مرگم، خداوند قابلیت ویژهای را به من بخشید و من در دنیای دیگری باززاده شدم. این قابلیت ویژه «عشق و علاقه موجودات غیرانسانی» مبارک! یعنی احتمالاً انسانها دوستم ندارند اما تمام حیوانات خرگوشی، پشمالو و مهربان به من علاقهمند خواهند شد؟ وای خدایا! میتوانم یک پلنگ سفید و اژدها را...
خلاصه داستان: به عنوان عضوی از یک سازمان شیطانی، ژنرال مأموریت دارد تا به زمین حمله کند و بشریت را از بین ببرد. حتی یک موجود فرازمینی مثل او نیز به فرصتی برای استراحت نیاز دارد. حتی رنجرها – تیمی که صرفاً برای شکست ژنرال و همکارانش تشکیل شده است- نمیتوانند مانع از دیدن پانداها در باغ وحش، خریدن بستنی در فروشگاه محلی و لذت بردن از روز تعطیلی سزاوارش از انجام اعمال شیطانی شوند.
خلاصه داستان: کیوشی آداچی یه کارمنده که ۳۰ سال از زندگیش رو بدون اینکه باکرگیش رو از دست بده گذرونده. با این دستاورد بزرگش، تبدیل به جادوگری شده که میتونه ذهن بقیه رو با برقراری تماس فیزیکی بخونه. ولی فکر میکنه که این مهارتش خیلی ضایعه و باعث شده که توی جاهای شلوغ، مردم ازش خوششون نیاد. آداچی سر راهش به همکارش یوئیچی کوروساوا که...
خلاصه داستان: مرد جوانی به نام کویچی ساکاکیبارا به مدرسه ای جدید نقل مکان می کند و در آنجا متوجه می شود که درگیر یک راز است که شامل یک دختر مرموز و یک سری از مرگ های وحشتناک می شود.
خلاصه داستان: داستان تاکمیچی را دنبال می کند که او 10 سال به عقب در زمان سفر می کند تا یک پرونده کلیدی را تغییر دهد که می تواند هیناتا را که دوباره توسط گروه مانجیکای توکیو در مقابل تاکمیچی به قتل رسید، نجات دهد.
خلاصه داستان: یک روز، نوزومی کورودا نامه ای عاشقانه از محبوب ترین پسر مدرسه، جون ستویاما، روی میزش پیدا می کند. اگرچه خجالت زده و متحیر است، اما زمانی که او پاسخ خود را در جعبه کفش می گذارد، یک دفتر خاطرات تبادل اطلاعات مخفی بین آن دو آغاز می شود.